پنج شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۳ ۱۸:۴۷
طنز| گاهِ نماز

در مجلس یکی از دوستان به گعده بنشسته و چنان به گفت و شنود مشغول که زمام زمان ز دستمان در رفته بود…

در مجلس یکی از دوستان به گعده بنشسته و چنان به گفت و شنود مشغول  که زمام زمان ز دستمان در رفته بود… در داغ گعده بودیم که ناگهان بانگ اذان برخاست…

با نوای اذان گعده از هم گسست و هر کس جهید تا وضو ساخته و مهیای نماز گردد.

چون جمع به سمت ادای فریضه دویدند، در این میان  یکی از دوستان را دیدم که بنشسته و جم نمی خورد، وی را گفتم: الصلاه ،گاه نماز است به مسجد تو نیایی؟

گفت : رزرو ندارم!

آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی

مستان تو خواهم که گزارند نمازم

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

منبع: نشریه دانشجویی پهباد