یکشنبه ۰۹ آذر ۱۳۹۳ ۱۸:۲۰
گفتگو با دکتر غلامرضا خواجه سروی:
شعار می‌دهند که نباید، اما ایدئولوژیک‌ترین کتاب‌ها را لیبرال‌ها می‌نویسند

شعار می‌دهند که نباید، اما ایدئولوژیک‌ترین کتاب‌ها را غربی‌ها و لیبرال‌ها می‌نویسند. از نظر ایدئولوژیکی، قوی‌ترین آثار مربوط به آن‌هاست، اما در ظاهر می‌گویند باید بی‌طرف باشیم و علم باید منصفانه باشد. به نظر ما نیز دانشمند باید منصف باشد، باید استدلال داشته باشد، باید حرف عقلایی بزند.

با توجه به لزوم تحول در علوم انسانی و تأکید مقام معظم رهبری بر این امر، یکی از اساسی ترین حوزه هایی که در علوم انسانی نیازمند تحول جدی می باشد علوم سیاسی و اساس آنچه که سالهاست در دانشگاهها تحت عنوان علوم سیاسی تدریس میشود، می‌باشد. در همین راستا، مدتی است که شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشکیل کارگروه‌هایی متشکل از اساتید متخصص و متعهد در هر رشته، اقدام به تغییر و ارتقای سرفصل‌ها و متون رشته‌های دانشگاهی و در قدم اولیه، رشته‌ی علوم سیاسی نموده است. با توجه به اهمیت این امر و در راستای بررسی ضرورت‌ها و مشکلات این طرح، با دکتر غلامرضا خواجه‌سروی، از دانش آموختگان دانشگاه امام صادق و اساتید دانشگاه علامه طباطبایی و از دست‌اندرکاران طرح تحول و ارتقای رشته‌ی علوم سیاسی، به گفت‌وگو نشستیم. ایشان معتقدند: «اساس آنچه امروز در علوم سیاسی تدریس می‌شود، به سال‌های اول انقلاب و دوره‌ای که ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد مربوط می‌شود. حدوداً از دهه‌ی ۶۰ دانشجویان آموزش عالی با برنامه و درس‌هایی پیش رفته‌اند که دیگر کارایی لازم را نداشته‌ است.» مشروح گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.
باتوجه به این که حضرت‌عالی یکی ازدستاندرکاران طرح تحول وارتقای رشته‌ی علوم سیاسی هستید،لطفاًدرباره‌ی ضرورت اجرای این طرح توضیح بفرمایید؟ 
ضرورت آن، با گذر زمان و نیازهای جدیدِ مطرح و با توجه به اقتضائات و شرایط جهان و کشور و مهم‌تر از همه، شرح وظایف وزارت علوم مشخص می‌شود. یکی از وظایف وزارت علوم، پاسخ به نیازهای کشور است. از دیگر وظایف وزارت علوم، تربیت کادر و نیروی متخصص است. طبیعتاً تخصص این نیروها باید متناسب با فرهنگ، آداب، رسوم و نیازهای کشور ایران باشد. وظیفه‌ی دیگر وزارت علوم، توسعه‌ی علم است. این علم نیز باید نافع و کارآمد باشد؛ یعنی با شرایط روز کشور، آداب و رسوم، فرهنگ، اعتقادات و مهم‌تر از همه با جوهره‌ی سیاست و حکومت جمهوری اسلامی ایران تناسب داشته باشد. این موضوع درباره‌ی رشته‌ی علوم سیاسی نیز صدق می‌کند.‌
IMAGE635522530692132701
ضرورت تحول در رشته‌ی علوم سیاسی، به ضرورت‌ها و شرایطی برمی‌گردد که روی کار آمدن نظام سیاسی در ایران، تحت عنوان جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ایجاد کرده است. حتی اگر نظام جمهوری اسلامی و آموزش عالی جمهوری اسلامی دنبال این تحول نباشد، باز هم این نقص بسیار آشکار است، زیرا بالأخره نظام جدیدی ایجاد شده است که باید بتواند روابط خارجی و سیاست خارجیِ متناسب با جوهره‌ی نظام را طراحی و پیاده‌سازی کند. برای مثال، باید سفیر و کارداری تربیت کند که بتواند حرف‌ نظام کشور خود را به زبان‌های روز دنیا بیان کند. بنابراین این خود، به طراحی نیاز دارد. علم جدیدی می‌خواهد که متناسب با ماهیت نظام باشد.
در حوزه‌ی سیاست داخلی نیز وضعیت همین است. بالأخره در درون نظام جمهوری اسلامی، که نظامی عقیدتی است و اقتضائات خاص خود را دارد، این سؤال مطرح است که برای حضور و مشارکت این نیروها در حکومت چه کار باید کرد؟ سال‌هاست مدام تکرار می‌شود که حزب لازم است، اما به ‌هر حال، حقیقت این است که باید از اساس و پایه به این موضوع پرداخت. برای چنین کاری لازم است دانش سیاستیِ متناسب با ماهیت نظام و نیازهای جامعه‌ی خودمان طراحی شود، البته منکر استفاده از تجربیات مفید دنیا نیستم و آن را مانع این کار نمی‌دانم.
اساس آنچه امروز در علوم سیاسی تدریس می‌شود، به سال‌های اول انقلاب و دوره‌ای که ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد مربوط می‌شود. پیش از اینکه ستاد انقلاب فرهنگی، ‌شورای عالی انقلاب فرهنگی شود، بعد از تعطیلی دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگی، افرادی دور هم جمع شدند و درس‌هایی را به‌شکلی که به نظر خودشان متناسب با نیازهای جدید و امکانات و شرایط آن زمان بود، به ‌وجود آورده‌اند. این‌گونه سمت، سازمان کتب علوم انسانی، تأسیس شد. بسیاری از کتاب‌هایی که سمت و تدوین‌کننده‌های درس‌های علوم سیاسی نوشته‌اند، زمانی جزء منابع بوده‌اند. حدوداً از دهه‌ی ۶۰ تا سال ۸۸ یا ۸۹، یعنی تقریباً ۲۸ سال، دانشجویان آموزش عالی با برنامه و درس‌هایی پیش رفته‌اند که دیگر کارایی لازم را نداشته‌ است.

  

متون علوم سیاسی ترجمه هستند که نویسنده مبتنی ‌بر شرایط کشور خود آن را نوشته است. متون دیگری نیز وجود دارد که این متون اقتباس هستند. در رشته‌ی علوم سیاسی، تعداد کتاب‌هایی که برمبنای ضرورت کشور، با دیدگاهی بومی نوشته شده باشد، طوری ‌که وقتی آن را می‌خوانید با آن ارتباط برقرار کنید، بسیار کم است.

 

چه کاستی‌هایی در متون موجود، شما را ملزم کرده است تا به ایجاد تحول در رشته‌ی علوم سیاسی بیندیشید؟
 
به‌‌طور کلی، متونی که دانشجویان رشته‌ی علوم سیاسی باید به‌عنوان منبع استفاده کنند کم نیست، اما بیشتر این متون ترجمه هستند. انصافاً ترجمه‌ی آن‌ها نیز ترجمه‌های بدی نیست، اما مهم محتوای کتاب است که نویسنده مبتنی ‌بر شرایط کشور خود آن را نوشته است. متون دیگری نیز وجود دارد که سازمان سمت بسیاری از آن‌ها را چاپ کرده است. این متون اقتباس هستند؛ یعنی از کتاب‌های دیگر جمع‌آوری و تألیف شده‌اند.
در رشته‌ی علوم سیاسی، تعداد کتاب‌هایی که برمبنای ضرورت کشور، با دیدگاهی بومی نوشته شده باشد، طوری ‌که وقتی آن را می‌خوانید با آن ارتباط برقرار کنید، بسیار کم است. برای مثال، وقتی کتابی را باز می‌کنید، می‌بینید این‌طور شروع شده است که سیاست از یونان شروع شده است و الی آخر، یا اینکه برای درس تاریخِ تحولات سیاسی ایران، در دوره‌ی لیسانس، کتاب «مقاومت شکننده»، نوشته‌ی جان فوران، تدریس می‌شود. به نظر من، در دوره‌ی دکترا باید روی این کتاب بحث شود؛ یعنی دانشجویان دکترا باید آن را بخوانند و بحث کنند. آن را نقد کنند. ایراد بنده نه به نویسنده‌ی این کتاب و نه به محتوای آن است، زیرا کتابِ سطح بالایی است، ولی دیدگاه حاکم بر آن، متناسب با ضرورت کشور ما نیست. متأسفانه بیشتر کتاب‌هایی که در رشته‌ی علوم سیاسی به دانشجویان معرفی می‌شود، این وضعیت را دارند. دانشجویان ایرانی، با آن ارتباط برقرار نمی‌کنند؛ به این دلیل که چیزی که می‌خوانند در تمایز با جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند. این موضوع باعث سردرگمی آن‌ها می‌شود.
بنابراین تولید متن باید بیشتر شود و تداوم یابد. امروز در حوزه‌ی متن، واقعاً فقیر هستیم. نوشته زیاد است، اما نوشته‌ی مورد نیاز بسیار کمیاب است. واقعاً مشکل است منابعی را به دانشجویان معرفی کنید که خودتان آن‌ها را قبول ندارید. بعد در کلاس نیز باید درس دیگری بدهید که با آن منابع متفاوت است.
برخی از صاحب‌نظران معتقدند متون موجود ایدئولوژیک هستند؛ به این معنا که ایدئولوژی‌های سکولاریستی و لیبرالیستی را تحت عنوان علم، ترویج و تبلیغ می‌کنند و آن‌ها را به‌صورت ارزش در بین دانشجویان این رشته نهادینه می‌کنند. بفرمایید چقدر با این نظر موافقید؟ به نظر شما، آیا اساساً در علوم انسانی، گریزی از ایدئولوژی وجود دارد؟ 
اولاً ایدئولوژی چیز بدی نیست. اساساً علوم ایدئولوژیک است و راه فراری از آن نیست. آن‌هایی که می‌گویند ایدئولوژیک نیستیم، دروغ می‌گویند. از آنجا که دنیا ایدئولوژیک است، هر ایدئولوژی تلاش می‌کند خود را به روش‌های مختلف نهادینه کند. یکی از آن‌ها نیز آموزش است که حرف‌های خود را در قالب رشته، درس و کتاب به مخاطبان جوان ارائه می‌کند. حوزه‌های دیگری نیز مثل فیلم وجود دارند که در ذهن مخاطب نهادینه می‌شوند. بنده به خوب و بد آن کاری ندارم، زیرا این واقعیتی است که از آن گریزی نیست. امروز غرب در دنیا، در این زمینه از همه جلوتر است. شعار می‌دهند که نباید، اما ایدئولوژیک‌ترین کتاب‌ها را غربی‌ها و لیبرال‌ها می‌نویسند. از نظر ایدئولوژیکی، قوی‌ترین آثار مربوط به آن‌هاست، اما در ظاهر می‌گویند باید بی‌طرف باشیم و علم باید منصفانه باشد. به نظر ما نیز دانشمند باید منصف باشد، باید استدلال داشته باشد، باید حرف عقلایی بزند، اما روش غربی‌ها این است که ایدئولوژیک‌ترین حرف‌ها را در قالب‌های علمی، مردم‌پسند و استدلالی بیان می‌کنند؛ یعنی اثری پیدا نمی‌کنید که غیرایدئولوژیک باشد.
نکته‌ این است که اساس کار ایران چیست؟ آمریکا دموکراسی خود را برحق می‌داند. اساس کار خود را عقلایی و منطقی می‌داند و معتقد است همه‌ی کشورها باید براساس ارزش‌های آن‌ها خودشان را تنظیم کنند. در حالی ‌که اگر بخواهیم بی‌طرف باشیم، باید بعد از بررسی ارزش‌های همه‌ی کشورها، بهترین را انتخاب کنیم، نه اینکه همه خود را با دموکراسی و لیبرالیسم آمریکایی تنظیم کنیم.
به این دلیل است که انقلاب اسلامی معتقد است اگر بنا باشد پنج مکتب در دنیا وجود داشته باشد، ایران نیز یکی از آن‌هاست که در نهایت، در گفت‌وگوی بین نظام‌های سیاسی شرکت خواهد کرد، اما این به این معنا نیست که تابع محض آمریکا باشد. ایران در حوزه‌ی علم و دانشگاه و آموزش عالی، آموزش‌و‌پرورش خود، حتی در مقاطع کودکستان و پیش‌دبستانی نیز باید چنین موضعی داشته باشد. وقتی انقلاب اسلامی ایران خود را این‌گونه به دنیا معرفی می‌کند، بنابراین این حرف باید در تمام سطوح کشور به‌طور یکدست شنیده شود.
به نظر شما که یکی از اساتید رشته‌ی علوم سیاسی هستید، آیا در فضای عمومی دانشگاه، به تدریس متون موجود ترجمه‌شده‌ای که مروج ایدئولوژی‌های غربی هستند، با دیدگاه و تفکری انتقادی نگریسته می‌شود؟ 
بله، چنین دیدگاهی وجود دارد، اما خیلی پررنگ نیست. این گفتمان باید غالب باشد، در حالی ‌که به نظر من، حتی در حد گفتمان نیز نیست. به‌شکل فردی و لکه‌های جوهرِ پراکنده وجود دارد. به‌ هر حال، هرکسی که در این زمینه، انگیزه و علاقه‌ای دارد، خود شخصاً کاری انجام می‌دهد. توجه داشته باشید که این روش، روش بسیار پرزحمتی است که با نگاهی انتقادی به مطالب دیگران، هم باید آن را فهمید و هم باید آن را درس داد. در واقع این روش، کار هرکسی نیست، باید شخص ویژه‌ای باشد. باید درک کند که کجای کار ایراد دارد. به نظر من، برای این کار، افراد خبره‌ای باید تربیت شوند.
یعنی به نظر شما، چون دیدگاه افراد با همین آموزه‌ها شکل گرفته، ممکن است اصلاً انتقادی نیز به آن صورت نگیرد؟  
این‌طور می‌توان گفت که توان و قدرت افراد با یکدیگر متفاوت است. این تفکر انتقادی باید به گفتمان غالب تبدیل شود. انتقاد کردن که صرفاً به معنی بدگویی نیست. انتقاد خوبی‌ها و بدی‌ها را مورد سنجش قرار دادن است. یکی از شرط‌های اثرگذاری گفتمان انتقادی این است که فرد منتقد واقعاً عالم باشد. این، کار هرکسی نیست. وقتی فرد خود مفهومی را نفهمد، چگونه می‌تواند آن را به‌درستی ارائه کند؟
اساساً علوم ایدئولوژیک هستند و راه فراری از آن نیست. آن‌هایی که می‌گویند ایدئولوژیک نیستیم، دروغ می‌گویند. از آنجا که دنیا ایدئولوژیک است، هر ایدئولوژی تلاش می‌کند خود را به روش‌های مختلف، نهادینه کند.
لطفاً توضیح دهید در بحث نگارش کتاب‌های علوم سیاسی یا حداقل متون در حال تهیه‌ای که شما نیز در نگارش آن‌ها سهیم هستید، چه روایت جدیدی در حال اتفاق افتادن است؟ و تدوین این کتب در چه مرحله ای هستند؟
 
کتب در دست نگارش هستند. درباره‌ی اساتید اهل قلمی که با آن‌ها قرارداد بسته‌ شده است، باید بگویم که این افراد، دیدگاهی نسبتاً بومی، کاربردی و منطقی دارند. اینکه در نهایت این کتاب چه از کار در بیاید، باید منتظر بود، زیرا هنوز متنی بیرون نیامده است. افراد انتخاب‌شده، افراد موجهی هستند که خود از مسئولان جمهوری اسلامی ایران و دارای انگیزه‌اند، اما به نظر من، حمایت از این کار، بسیار بسیار ضعیف است. مهم این است که نیازهای استادان تأمین و مشغولیت‌های روزمره‌ی آن‌ها کم شود. باید به اهمیت این کار توجه شود.
در نظام آموزش عالی و در حوزه‌ی فرهنگ، مخصوصاً علوم انسانی، باید برای تولید متن سرمایه‌گذاری کرد. نمی‌توان انتظار داشت، فردی هم درس بدهد هم ده جای دیگر کار کند، کتاب نیز بنویسد. باید از عشق، علاقه‌ و انگیزه‌ی دانشگاهیان ما در این زمینه حمایت شود. واقعاً حیف است که این توان و انرژی، جای دیگری مصرف شود.
باید تلاش کنیم در این رشته و سایر رشته‌های علوم انسانی و کلاً در حوزه‌ی علم، اثری ماندگار نوشته شود. ماندگاریِ اثر که به‌زور نمی‌شود. در حوزه‌های علمیه، این همه کتاب فقهی نوشته شده است، اما چهار پنج اثر، مشهور هستند. برای مثال، در همین رشته علوم سیاسی، چون ارتباط برقرار کردن با کتاب‌های مرحوم عنایت راحت است (گذشته از غلط یا درست بودن محتوای آن)، اکثریت افراد آن‌ها را خوانده‌اند. بنابراین نباید توقع داشته باشیم که چون همه‌ی نویسنده‌های کشور را جمع کرده‌ایم، پس همه‌ی کتاب‌هایی که می‌نویسند ماندگار خواهد شد. شاید از ۱۰۰ کتابی که نوشته می‌شود، ۱۰ تا ۱۵ کتاب، ماندگار شوند و جزء کتاب‌های پایه‌ای برای نسل‌های بعد محسوب شوند. حضرت امام بارها وقتی در بحث فقه سنتی و پویا، دعوای سیاسی پیش می‌آمد، می‌فرمودند فقه ما، فقه جواهری است. منظور ایشان سبکی بود که باید ترویج داده می‌شد. منظور بنده نیز این است که از بین ۱۰۰ یا ۲۰۰ نویسنده، چهار یا پنج نفر صاحب سبکی هستند که ادامه پیدا می‌کند.
از صمیم قلب امیدوار هستم در این مملکت، کسی به این فکر بیفتد و واقعاً در این زمینه سرمایه‌گذاری کند. واقعیت این است که پول کشور در جای خود آن خرج نمی‌شود. متأسفانه سرمایه‌گذاران در زمینه‌ی ساختمان‌سازی، هزینه‌های کلانی می‌کنند، حتی ممکن است از این ساختمان نیز کسی استفاده  نکند، اما برای تأمین دانشمندان، کسی سرمایه‌گذاری نمی‌کند. در دنیا، کشورهای دیگر چنین کاری را تجربه‌ کرده‌اند، مثلاً روس‌ها آکادمی علوم دارند. در دنیا، کارهای بسیار مهمی در حال انجام است. غربی‌ها واقعاً در این زمینه‌ها، سرمایه‌گذاری می‌کنند. اینکه بخواهیم افراد، مطلب خوبی در حوزه‌ی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بنویسند، اما هیچ امکاناتی نیز به آن‌ها ندهیم، توقع درستی نیست.
از دیدگاه شما، تحقق طرح تحول و ارتقای علوم سیاسی و زمان اجرای کامل آن چه مدت طول می‌کشد؟
 
اگر در این زمینه سرمایه‌گذاری شود تا یک دهه‌ی دیگر، به نتیجه می‌رسد. این کار مثل ایجاد مزرعه‌ی زیتون است. برای اینکه این مزرعه‌ی زیتون به بهره‌برداری برسد، به امکاناتی مثل زمین، درخت، آب و تکنسین نیاز است. در صورت رسیدگی و فراهم کردن امکانات، بعد از ۵-۶ سال، مزرعه محصول خواهد داد. این مثال در مورد این موضوع نیز صدق می‌کند. واقعیت این است که در حوزه‌ی علوم انسانی، غیر از مقام معظم رهبری و چند نفر دیگر، شخص دیگری به این موضوعات توجه نمی‌کند. به آن‌ها اهمیت داده نمی‌شود. به همین دلیل نیز در این زمینه، سرمایه‌گذاری نمی‌شود. افرادی نیز که چَشم می‌گویند، فقط از باب رفع تکلیف است، بعد هم دوره‌شان تمام می‌شود و مسئول بعدی نیز آن‌ها را بازخواست نمی‌کند.
یکی از مشکلاتی که در این طرح مطرح می‌شود، بحث اساتید و کسانی است که این دروس را تدریس می‌کنند. به نظر شما، همکاری اساتید با این طرح به چه میزان خواهد بود؟
 
اساتید دانشگاه افرادی غیرمنطقی نیستند، بنابراین همکاری کرده و می‌کنند. اصلی‌ترین لوازم برای همکاری و همراهی آن‌ها، این است که حتماً باید روی محور علوم سیاسی، به نیازهای کشور پاسخ داده شود و برای این کار نیز باید اساتید علوم سیاسی متقاعد شوند و به اجماع اولیه برسند. همیشه این احتمال وجود دارد که اقلیتی، به دلایل مختلف، با این قضیه موافق نباشند.
شاید برنامه‌ی تهیه‌شده اشکالاتی داشته باشد، اما برای رفع اشکال برنامه‌ی آموزشی که نباید به رئیس‌جمهور نامه نوشت. اگر مشکلی وجود دارد، برای برطرف کردن آن، باید پیشنهادات با همکارانی که این برنامه را تنظیم کرده‌اند مطرح شود.
  
آقای دکتر مطلع هستید که تعدادی از اساتید به این طرح انتقاد کرده‌اند. حتی نامه‌ای نیز به شخص رئیس‌جمهور نوشته‌اند. پاسخ شما به این منتقدان چیست؟
 
اتفاقاً زمانی این کار شروع شد که شورای تحول مطرح نبود. از بسیاری از این افراد درخواست مساعدت شد. حتی قرار شد بنا بر حکمی، این کار در سوابق خدمات آن‌ها بیاید، اما آن‌ها مشارکت نکردند. دلیل اینکه همکاری نکردند این نبود که مخالف باشند. بالأخره کاری برای خود داشتند، حوصله‌ی این کار را نداشتند یا شاید به آن اهمیت نمی‌دادند. شاید بخشی از این بزرگواران متوجه اهمیت قضیه نبودند. به ‌هر حال، بعضی از دوستان گفته‌اند هیچ اطلاعی نداشته‌اند. ممکن است درصد کمی بی‌خبر بوده باشند، اما بیشتر این افراد از این جریان اطلاع داشته‌اند، چون برای آن‌ها ایمیل فرستاده شده بود، ولی هیچ‌کس پاسخی نداد.
شاید برنامه‌ی تهیه‌شده اشکالاتی داشته باشد، اما برای رفع اشکال برنامه‌ی آموزشی که نباید به رئیس‌جمهور نامه نوشت. اگر مشکلی وجود دارد، برای برطرف کردن آن، باید پیشنهادات با همکارانی که این برنامه را تنظیم کرده‌اند مطرح شود. به نظر من، بهتر بود سلسله مراتب رعایت می‌شد و این موضوع با دکتر حداد عادل در میان گذاشته می‌شد. بالأخره درباره‌ی کارگروه علوم سیاسی، باید اجماعی صورت بگیرد. اتفاقاً این افراد بسیار مایل بودند تا نظر استادهای بیشتری را برای اجرای این برنامه بدانند. بنابراین اینکه افراد بیشتری در این کار دخیل باشند، به نفع این تدوین‌کنندگان است.
واقعیت این است که اگر همین برنامه، تحویل حضراتی که این نامه را امضا کرده‌اند داده شود، نهایتاً ۲۰ درصد آن تغییر خواهد کرد. خود آن‌ها نیز قبول دارند که ۸۰ درصد برنامه‌ی خوبی است. حالا برای ۲۰ درصد که به رئیس‌جمهور نامه نمی‌نویسند، مگر آنکه بخواهیم کار را رسانه‌ای و همکارانمان را تخریب کنیم. برای خراب کردنِ زحمات‌ کشیده‌شده تا امروز، نامه نوشتن راه خوبی است. به ‌هر ‌حال، من نیز این برنامه را دیده‌ام و به نظرم آمد که جاهایی از آن، مطابق تنظیمات اولیه‌ی قبل از تحویل به دانشگاه علامه نبوده است. حال چون آن‌طور که ما می‌خواستیم نبوده است، ما نیز باید زیر نامه را امضا می‌کردیم؟ بنده شخصاً این روش برخورد را برای حل مسائل نمی‌پسندم.
نکته‌ای که در این مورد باید به آن دقت شود این است که وقتی با بعضی از دوستانی که زیر نامه را امضا کرده بودند، صحبت کردم، متوجه شدم آن‌ها واقعاً سیاسی فکر نمی‌کرده‌اند. بحث آن‌ها بر سر این بود که باید آخرین ویرایش برنامه در اختیار اساتید قرار داده می‌شد تا قابلیت اجرای آن، مورد بحث قرار می‌گرفت. آن‌ها معتقد هستند بعضی‌ از بخش‌های برنامه، قابلیت اجرایی ندارد. با اصل درس مشکلی نداشته‌اند، بلکه صحبت بر این بوده است که برای این درس ارائه‌شده، در حال ‌حاضر نه منبعی وجود دارد، نه استادی. بنابراین بعد از ابلاغ عمومی به کل دانشگاه‌ها، آموزش عالی با مشکل استاد و متن مواجه خواهد شد و اصلاً اجرای برنامه‌ معلق خواهد ماند.
به ‌هر حال، انجمن علوم سیاسی، گاهی اوقات کارهای سیاسی انجام می‌دهد. هرچند به نظر من، نباید این کار را بکند. انجمن علمی باید کار علمی بکند. نباید وارد سیاسی‌کاری شود. طبیعتاً دولت نیز نباید از این حرکات استقبال کند، ولو اینکه در مقطعی گذرا به نفع او باشد. به ‌هر حال در بلندمدت، هم به ضرر کشور و هم به ضرر دولت تمام خواهد شد.
نکته‌ای که البته نمی‌خواهم آن را به امضاکنندگان نامه منتسب کنم، این است که احتمال داده می‌شود تدوین‌کنندگان این نامه، اصلاً از اساس با این کار مخالف بوده‌اند. امیدوار هستیم این‌گونه نباشد و سعی می‌کنیم حمل بر صحت کنیم و بگوییم این نامه از روی دلسوزی نوشته شده است، اما این کار سیاسی، این شائبه‌ را به ذهن متبادر می‌کند.
وقتی بحث تجدیدنظر در رشته‌ی علوم انسانی مطرح شد، معاندین نظام جمهوری اسلامی احساس خطر کردند. مقالاتی نیز در این مورد نوشته‌اند. در این مقالات مطرح شده است نظام جمهوری اسلامی، با دست گذاشتن روی علوم انسانی، راه را بر ما بسته است. بنابراین وقتی موضوع تجدیدنظر در دروس علوم انسانی مطرح شد و مقام معظم رهبری فرمودند که این موضوع پیگیری شود، معاندین نظام انقلاب اسلامی کاملاً مأیوس شدند. حال اگر نوشتن این نامه، در این مسیر باشد، تکلیف نویسندگان آن معلوم است. از آنجا که بنده بسیاری از همکاران خود را می‌شناسم، مطمئن هستم که آن‌ها در این راه نیستند. آن‌ها اشکالات اجرایی و عملکردی به کار داشته‌اند. همان‌طور که می‌دانید، اولین دغدغه‌ و دل‌مشغولی یک معلم و استاد دانشگاه باید ارتقا، پیشرفت علمی و تربیت نسل آینده‌ی کشورش باشد.
در پایان، اگر درباره‌ی این بحث مطلب دیگری دارید، بفرمایید؟
 
همان‌طور که عرض شد، دولت و دستگاه‌های مسئول نظام واقعاً باید تصمیم بگیرند که هرچه زودتر از علوم انسانی حمایت جدی کنند. کاستی‌های قانون‌گذاری در این زمینه باید برطرف شود. حمایت مالی و سرمایه‌گذاری در این زمینه، اهمیت بسیاری دارد. حداقل در رشته‌ی علوم سیاسی که به همه یاد می‌دهد گفت‌وگو و استدلال کردن کار خوبی است، باید برای به‌روز کردنِ دائم این برنامه، راه گفت‌وگو، استدلال و منطق در پیش گرفته شود. شاید کار دوستان بی‌عیب‌ونقص نباشد، اما به ‌هر حال برای به ثمر رسیدنِ آن زحمت کشیده شده است که این خود، برای شروع به اصلاحات، خوب است.
برای اصلاح و به‌روز کردن برنامه،گفت‌وگو و هم‌فکری کردن در جهت بهتر شدن برنامه بسیار بهتر است تا اینکه مسائل را رسانه‌ای کنیم و به مقامات سیاسی کشور نامه بنویسیم. غوغا و جنجال راه انداختن، هیچ کمکی به برنامه نمی‌کند، حتی ضرر نیز می‌زند. این کار باعث می‌شود انگیزه‌ی افرادی که با شوق به آن پرداخته بودند از بین ‌برود. در نهایت، به ضرر کشور نیز خواهد بود. وزارت علوم باید توان خود را در خدمت این کار قرار بدهد و شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز ناظر بر اجرای آن باشد. متأسفانه تا حدودی این وظایف جابه‌جا شده است که امیدواریم اصلاح شود.
منبع:برهان
برچسب‌ها: