پنج شنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۳ ۱۸:۱۶
پرونده شهدای دانشگاه(5)؛
تو چه میدانی جبهه یعنی چه؟ / «تحصیل کرده ها» جاوید مرحمتی را از جبهه رفتن منع می کردند!

هفته دفاع مقدس که با آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها مصادف می شود، خاطره شهیدان دانشگاه را زنده می کند و عطر و بوی آنان را در فضای دانشگاه منتشر می کند.

به گزارش خبرنامه صادق هفته دفاع مقدس که با آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها مصادف می شود، خاطره شهیدان دانشگاه را زنده می کند و عطر و بوی آنان را در فضای دانشگاه منتشر می کند.

خبرنامه صادق که در پرونده های قبلی خود به سراغ خاطرات و وصیتنامه های برخی شهدای دانشگاه همچون شهید امینی، شهید باغبانی، شهید مرسعید صادقی و شهید برزگری رفته بود، در این نوبت یادی از شهید والامقام جاوید مرحمتی کرده است.

شادی روح شهیدجاوید مرحمتی صلوات…

شهید به روایت مادر و خانواده: و ما ادریک ما الجبهه

وقتی می‌پرسیدیم: مگر در جبهه چه خبر است که تو را این چنین شیفته خودکرده؟ با خنده مستانه‌اش می‌گفت: «و ما ﺃدریک ما الجبهه» شما چه می د‌انید جبهه یعنی چه؟ جبهه همه وجود و شادی روح من است. آزادی و خوشی غیر قابل وصفی است که فقط می‌توانم بگویم قابل توصیف نیست. این راه رفتنی است نه گفتنی.

ما آه کشیده در حسرت دیدار جبهه ساکت و آرام سر به زیر می‌انداختیم. در هر بار اعزام پدر و مادر را راضی به رفتن خود به جبهه می‌کرد. هنگام وداع مادر را می‌بوسید و می‌گفت: «اصلاً نگران نباش. شهادت به این آسانی نیست که به سراغ هر کس و ناکسی چون من بیاید». وقتی که از طرف بعضی از تحصیل کرده‌ها از رفتن به جبهه منع می‌شد که به او می‌گفتند: تو در تبلیغات و نشر معارف اسلامی ﻣﺆثرتری تا در قالب یک بسیجی گمنام در جبهه! می‌خندید و می‌گفت: «این منم که فردای قیامت باید پاسخگوی وظایف شرعی خود باشم. رفتنم تکلیف است». عطر دل انگیزش در نیمه شبها با نماز شب در دل خانه مان می‌پیچید و اگر کسی از ما خواب از چشمانش دور می‌شد، عطر مناجاتش را حس می‌کرد. وقتی در نیمه‌های شب بی سرو صدا بلند می‌شد و نماز شب می‌خواند، دانستم که دیگر جاوید از آن ما نیست و آسمانی شده است.

 برایم وصیت نامه بنویس… {خاطره یکی از همزرمان شهید}

چند روز بود که باهم درگیر بودیم. تعجبم از این بود که چگونه از تهران و از دانشگاه امام صادق (ع)، خود را به گردان فجر در حاشیه­ ی اروند رسانده و برای عملیات آماده شده بود. ازاین­که من دیرتر رسیده­ ام، ناراحت بودم اما روزها و شب­های زیادی در کنار هم بوده و برای خیلی از چیزها نقشه ریخته بودیم. بنابراین خلق­ و­ خوی همدیگر را خوب می­ شناختیم.

 در این چند روز، دعواهایمان بر سر این بود که هر کدام وصیت­ نامه­ ای برای دیگری بنویسیم. من گفتم شما اهل قلم و نوشتن و نگارش هستید، از من دور است؛ اما او اصرار داشت که برایش وصیت­نامه بنویسم.

نمی­ دانم چرا این­قدر اصرار می ­کرد. شاید می­ دانست که به شهادت خواهد رسید و قصد داشت که حتی چند کلمه­ ای هم به­ عنوان وصیت برای این دنیای فانی نداشته باشد.

 در لحظه­ ای که همدیگر را در آغوش گرفته بودیم و برای لحظه­ ای وداع آخر را می­ خواندیم و بر دوش یکدیگر اشک می­ ریختیم، باز در گوشم گفت: وصیت نامه یادت نرود…

امروز می­ دانم که وصیت نامه یادم رفته است، اما وصیت نه! به ­راستی شهید حاج جاوید مرحمتی، اسماعیلش را در کنار کعبه قربانی کرده بود و امروز آمده بود که خود به مسلخگاه برود تا به معبودش اعلام کند که همیشه برای فدا شدن آماده است.

فرازهایی از وصیت‌نامه:

همان طور که امام امت قدس سره فرمودند ما در این جنگ پیروزیم، هر چند که به ظاهر شکست بخوریم که هرگز نخواهیم خورد. هدف ادای تکلیف الهی است و شهادت خود بزرگترین و عالیترین پیروزی است برای کسی که به معاد ایمان داشته باشد.

… شهدا وظیفه خودشان را انجام دادند. و ان شاء الله در آخرت که روز ترس و رسوایی است، رو سفید خواهند بود اما آنان که ادعای مسلمانی دارند، ولی حاضر نیستند از دین خود، شرف و آبروی خود در مقابل دشمن متجاوز و کافر دفاع کنند، آیا اگر این جوانان دلیر بسیجی خون خود را فدا نمی‌کردند، اینان می‌توانستند راحت در کنار زن و فرزند خود در خانه استراحت کنند؟ ناموس و شرف آنان محفوظ می‌ماند؟

 

شهید جاوید مرحمتی فرزند عبدالرسول در سال ۱۳۴۰ در شیراز متولد شد و در ۶۱ وارد دانشگاه امام صادق علیه السلام شد و در رشته معارف اسلامی و تبلیغ به تحصیل پرداخت. وی با لبیک به فرمان امام خمینی(ره) به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و نهایتاً در سال ۱۳۶۵ در منطقه ام الرصاص عراق و در جریان عملیات کربلای ۴ مفقود‌الاثر شد و در سال ۱۳۷۴ گل‌ وجودش به خاک میهن بازگشته و تدفین گردید.

شهید جاوید مرحمتی

نظرات
  1. Fatal error: Uncaught Error: Call to undefined function mysql_query() in /home2/isunews/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php:219 Stack trace: #0 /home2/isunews/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php(457): ckrating_get_rating('1553') #1 /home2/isunews/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php(288): ckrating_comment_class(Array, '', '1553', Object(WP_Comment)) #2 /home2/isunews/public_html/wp-includes/plugin.php(203): WP_Hook->apply_filters(Array, Array) #3 /home2/isunews/public_html/wp-includes/comment-template.php(525): apply_filters('comment_class', Array, '', '1553', Object(WP_Comment), NULL) #4 /home2/isunews/public_html/wp-includes/comment-template.php(430): get_comment_class('', Object(WP_Comment), NULL) #5 /home2/isunews/public_html/wp-content/themes/pardis/functions.php(75): comment_class('') #6 /home2/isunews/public_html/wp-includes/class-walker-comment.php(174): wordpressapi_comments(Object(WP_Comment), Array, 1) #7 /home2/isunews/public_html/wp-includes/class in /home2/isunews/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219