چهارشنبه ۰۷ خرداد ۱۳۹۳ ۱۰:۲۱
محمد رضا عشوری مقدم؛
رویکرد‏های سیاست خارجی نامزدهای ریاست جمهوری مصر

موضع‌گیری‌‌ها در قبال اقدام ارتش مصر در برکناری محمد مُرسی، نقش تعیین‌کننده و اساسی در نظرگاه سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری در قبال کشورهای منطقه خواهد داشت.

محمد رضا عشوری مقدم؛ نهاد ریاست جمهوری در مصر، همواره مهمترین بخش تصمیم‏گیری در زمینه سیاست خارجی در این کشور به شمار می‏رفته است و شخص رئیس جمهور نیز به تنهایی نقشی تعیین‌کننده در این زمینه ایفا می‏کند.

هرچند تحولات سیاست خارجی در مصر طی سالیان گذشته، به ویژه پس از دوران حاکمیت حسنی مبارک، روندی سریع و متفاوت را پیموده است، اما با این وجود، سیر تحولات اخیر حاکی از آن است که نهاد ریاست جمهوری، همچنان جایگاه مهمی در سمت و سوی روابط خارجی قاهره خواهد داشت.

در همین راستا، بررسی رویکرد خارجی دو نامزد ریاست جمهوری مصر، یعنی ژنرال عبدالفتاح السیسی، فرمانده سابق ارتش این کشور و حمدین صباحی سیاستمدار چپگرای مصری، با محوریت گفتمان حاکم بر مواضع و سخنرانی‏های تبلیغات ریاست جمهوری، بسیار شایان توجه است.

مقایسه رویکرد سیاست خارجی السیسی و صباحی اولویت‏ های سیاست خارجی در دولت آینده مصر را مشخص می کند و البته برخی حوزه ها همچون پرونده روابط با کشورهای منطقه و رابطه با آمریکا حائز اهمیت خواهد بود. بر این اساس، رویکردهای سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری مصر در سه محور کلی مسئله فلسطین، روابط منطقه ای و قدرت‏های جهانی مورد بررسی قرار می‏گیرد.

۱) مسئله فلسطین و روابط با اسرائیل

رویکرد حمدین صباحی و ژنرال عبدالفتاح السیسی در قبال مسئله فلسطین، نه تنها در چارجوب سیاسی مصر، بلکه برای مناسبات آینده منطقه ای و سرنوشت فلسطین بسیار مهم و راهبردی است. به ویژه آنکه دو طرف دیدگاه‌ های نسبتا نزدیکی در این ‏باره دارند. واقعیت آن است که سیاست هر دو نامزد نسبت به مسئله فلسطین و حقوق ملت فلسطین، رویکردی «بی ‌طرفانه» است.

آنچه اکنون بر روابط تل‏آویو- قاهره سایه افکنده، توافقنامه کمپ دیوید است و هرگونه روابطی در این چارچوب تعریف می‌شود. در بُعد دیپلماتیک، هر دو نامزد تا کنون اعلام کرده‌اند که به تمامی توافقنامه ها و معاهداتی که قاهره با دیگر کشورها و سازمان ‌ها امضا کرده است پایبند خواهند بود که طبیعتاً توافق کمپ دیوید از این قاعده مستثنی نخواهد بود.

اما در بعد ایدئولوژیک تفاوتی آشکار دیده می شود. مواضعی که تاکنون ژنرال السیسی از خود نشان داده حاکی از آن است که وی مسئله فلسطین را کاملا در چارچوب فکری دوره مبارک می بیند. به رسمیت شناختن کشور اسرائیل، به وضوح از مولفه های سیاست خارجی وی خواهد بود. راه حلی که وی برای مسئله فلسطین ارائه داده کاملا در چارچوب سیاست خارجی پیشین و نظریه «دو کشور»، به پایتختی قدس شرقی و غربی، قابل تعریف است. تا جایی که برخی منابع صهیونیستی ابراز امیدواری کرده اند که با انتخاب السیسی به ریاست جمهوری، روابط تل‏‏آویو با قاهره گسترش یابد.

با این وجود به نظر می رسد السیسی ملاحظاتی نیز دارد. به طور مثال وی از تل‌آویو خواسته تا برای صلح پایدار و عادلانه امتیازهایی به طرف فلسطینی بدهد. السیسی گفته تنها در صورتی که اسرائیل امتیازاتی در مذاکرات به طرف فلسطینی بدهد، حاضر است با نتانیاهو دیدار کند.

در تحلیل رویکرد سیاست خارجی آقای صباحی باید به این نکته مهم توجه کرد که بسیاری از مواضع وی در مناسبات خارجی و حتی داخلی ناشی از نگاه ایدئوولوژیک وی است. او به شدت تحت تاثیر افکار جمال عبدالناصر بوده و اندیشه هایش متاثر از نظریات چپ ناصری و عربگرایانه است. صباحی به وضوح سعی می کند تا نقش ناصر را در مصر ایفا کند.

مواضع تاریخی و تند وی در مناظره با انور سادات، علیه کمپ دیوید، به خوبی حاکی از شدت مخالفت وی با اسرائیل است. صباحی اخیرا اعلام کرد: « از طریق قوانین ویژه بین المللی معاهده صلح با اسرائیل نیز تغییر خواهدکرد تا مصر بتواند بدون اجازه دیگران شبه جزیره سینا را تحت کنترل خود درآورد».

به نظر می‌رسد وی همچنان بر رویکرد سنتی خود در قبال اسرائیل و حمایت از حقوق مردم فلسطین پایبند است. با این حال، با تاکیداتی که وی بر التزام به تعهدات دیپلماتیک داشته، انتظاری بیش از تعدیل این توافقنامه از وی نباید داشت. در عین حال اما باید توجه کرد که التزامات دیپلماتیک نیز به معنای استقبال از عادی ‌سازی روابط نیست.

اما روابط با جنبش اسلامگرای حماس نیز چالشی جدی برای هر دو نامزد خواهد بود. روابط دولت مصر در دوره حاکمیت محمد مرسی با حماس، روابطی استراتژیک و محکم بود که البته پس از برکناری مرسی برای وی و حزبش دردسرساز شد.

این روابط در دوره دولت موقتِ مورد حمایت نظامیان متفاوت بوده و دولت مرسی رسما به جرم ارتباط با این جنبش مورد مواخذه دستگاه قضایی قرار گرفت. دولت موقت اعتقاد دارد که جنبش حماس در امور داخلی مصر دخالت می‌کند و دادگاه قاهره نیز در مارس گذشته رسما حکم ممنوعیت فعالیت حماس در خاک مصر را صادر کرد.

السیسی تاکنون از پاسخ واضح به این سوال که آیا حماس دشمن مصر است اجتناب و سکوت کرده و تنها به این نکته بسنده کرده که « رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین محمود عباس است و ما می‏توانیم برای حل مسئله فلسطین با تشکیلات خودگردان تعامل کنیم». با این وضع به نظر می‌رسد هرگونه تحولی در روابط حماس و مصر، به رویکرد سیاسی مصری‏ ها و تعامل حاکمان آینده با جماعت اخوان المسلین، بستگی خواهد داشت.

۲) روابط منطقه‌ای

موضعگیری ‌ها در قبال اقدام ارتش مصر در برکناری محمد مُرسی، نقش تعیین‌کننده و اساسی در نظرگاه سیاست خارجی دو نامزد ریاست جمهوری در قبال کشورهای منطقه خواهد داشت. هر دو نفر در رابطه با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نگاه مثبتی داشته‏اند.

هم سیسی و هم صباحی از برقراری روابط مستحکم با سه کشور عربستان، امارات متحده عربی و کویت به دلیل حمایت از خلع مرسی و ارائه کمک‌های مالی به دولت موقت استقبال کرده‌اند. السیسی می گوید: «وضعیت فعلی ما اعراب مطلوب نیست ما باید با هم متحد باشیم. عربستان سعودی و امارات و کویت و اردن و بحرین و عمان و کشورهای شمال آفریقا مولفه های این اتحاد هستند». همزمان اما دو نامزد ریاست جمهوری مواضع سختی را علیه قطر اتخاذ کردند.

هم سیسی و هم صباحی به پرونده امنیت در خلیج فارس از زاویه امنیت ملی مصر می نگرند و اعلام کرده‌اند که امنیت خلیج فارس جزئی از امنیت مصر است. با این وجود به نظر می‌رسد مواضع اعلام‌شده سیسی تا کنون بیشتر از صباحی با امنیت خلیج فارس گره خورده است. تا جایی که رسما اعلام کرده که ارتش مصر آمادگی آن را دارد تا از امنیت این منطقه دفاع کند. این رویکرد، گمانه‌زنی ‌ها درباره شکل گیری یک ائتلاف منطقه‌ای بین مصر و خلیج فارس را افزایش داده است.

با این وجود اما باید توجه داشت که صباحی در قبال کشورهای منطقه نیز ایده عربی و آرمان های ناصری را دنبال می‏کند. وی در مصاحبه اخیرش گفت: «اگر رئیس جمهور شوم تلاش خواهم کرد تا مصر بار دیگر نقش رهبری و پیشرو در منطقه و جهان عرب ایفا کند.. مصر قلب جهان عرب است و بازگرداندن اقتدار و حاکمیت به مصر برای اینکه نقش محوری در تحولات منطقه ایفا کند از برنامه‏های آینده من است».

همین مولفه بر پرونده دیگر کشورهای منطقه و ماهیت روابط با آنها نیز قابل انطباق است. طبیعتا عقب ‌نشینی ترکیه از موضع خود در حمایت از اخوان المسلمین مصر می‌تواند روابط را بهبود بخشد؛ امری که البته از سران حزب عدالت و توسعه بسیار بعید به نظر می‌رسد.

در رابطه با ایران نیز هر دو نفر به موضوع ادعایی دخالت ایران در خلیج فارس دامن زده اند و به نظر می‌رسد رویکرد محافظه‌کارانه در قبال ایران ادامه خواهد داشت. پس از پیروزی مرسی انتظار میرفت اخوان المسلمین رابطه خود با ایران را بهبود بخشد، اما دخالت‏های آمریکا، عربستان و قطر موجب شد تا اخوان المسلمین در نزدیک شدن به ایران محتاطانه رفتار کند.

پس از تشکیل دولت موقت، هدف عربستان این بود که از رهگذر کمک ‏های مالی بتواند سیاست خارجی قاهره را تحت کنترل بگیرد. لذا به نظر می رسد با پیروزی احتمالی السیسی، تغییر چندانی در روابط ایران و مصر حاصل نشود. السیسی تاکنون موضعگیری مشخصی در قبال ایران نداشته و کوشیده است رضایت سعودی ها را به دست آورد.

البته در صورت ریاست حمدین صباحی، این انتظار وجود دارد که با توجه به گرایش ناصریسم وی روابط با تهران تا اندازه ای بهبود یابد. صباحی در اظهار نظری ایران را کشوری موفق و با احترام توصیف و اعلام کرد: من خواستار تنش با ایران نیستم.. داشتن فناوری مسالمت آمیز و برای مقاصد علمی نیز حق مسلم ایران است.

اما درباره سوریه هر دو نفر بر حل و فصل سیاسی و مسالمت‏آمیز بحران تاکید دارند. تا جایی که یکی از اتهاماتی که از سوی السیسی به مرسی وارد شد حمایت نظامی اخوانی ها از مخالفان مسلح سوری بوده است. علاوه بر این به نظر می رسد در صورتی که صباحی به قدرت برسد روابط خوبی با بشار اسد خواهد داشت.

۳) روابط با قدرت های جهانی

از ابتدای پیروزی انقلاب ۲۰۱۱ مصر و پایان حاکمیت حسنی مبارک، همواره این سئوال مطرح بود که آیا امکان برقراری روابط متفاوت با ایالات متحده وجود دارد یا خیر. با گذشت سه سال از انقلاب باید گفت این پرونده در مصر بسیار پیچیده تر از این حرفهاست.

به نظر می رسد اساسا هر دولتی که در مصر بر سر کار بیاید درباره ترسیم یک رویکرد جدید در شکل‏دهی به روابط با آمریکا ناتوان خواهد بود. همین مسئله نیز باعث شده تا سران قاهره این پرونده را به آینده دورتر و فرصت قابل تأمل‏تری واگذارد کند.

با این وجود می توان رفتار نامزدهای انتخاباتی با پرونده روابط واشنگتن-قاهره را در چند نکته مورد لحاظ قرار داد:

– هر دو نامزد ریاست جمهوری بر ضرورت درپیشگیری شیوه ای جدید در روابط با آمریکا بر اساس منافع دوجانبه تاکید دارند. هر چند باید این نکته را مدنظر داشت که این رویکرد نتیجه مواضعی است که از سوی هر دو نامزد، حمایت آمریکا از جماعت اخوان المسلیمن خوانده شده است.

با این حال به نظر می رسد السیسی تمایلی برای تنش با آمریکا ندارد و چه بسا در راستای همسویی با سیاست های آنها نیز حرکت می کند. حمدین صباحی نیز وجود این رابطه را با حفظ عدم دخالت در امور داخلی مصر ضروری می داند.

۲) حمدین صباحی نسبت به السیسی مواضع شدیدتری در قبال کمک های آمریکایی اتخاذ کرده است. تا جایی که اعلام کرده در صورت بدست گرفتن زمام امور اجرایی کشور هرگونه کمک های مالی و غیرمالی از واشنگتن را قطع خواهد کرد.

در این مورد هم البته باید همان نگاه ایدئولوژیک ضدامپریالیستی وی را مد نظر قرار داد. در نظرگاه صباحی این کمک های آمریکایی بخشی از سناریوی وابستگی کشور به آمریکاست.

به نظر می رسد یکی از تبعات رویکرد ایدئولوژیک صباحی در قبال آمریکا همین کاهش یا قطع کمک های آمریکایی باشد که البته عواقب و سیاستگذاری‏های خاص خود را خواهد داشت.

۴) به نظر می‏رسد سیاستی که هر دو نامزد مبنی بر یک تغییر قابل محسوس در قبال ایالات متحده در نظر گرفته‏اند پیش از هر چیز مبتنی بر اتخاذ سیاست خارجی بازتری در قبال قدرت های جهانی از جمله روسیه است.

۵) هم سیسی و هم صباحی تا کنون نشان داده اند که اهتمام ویژه و قابل توجهی به برقرای یک نوع رابطه مستحکم با روسیه دارند. به نظر می رسد این موضع روسگرایانه دو نامزد، ناشی از اتفاقات و مواضع یک سال اخیر در قبال تحولات مصر و حمایت روسیه از اقدامات علیه اخوان المسلمین باشد.

عبدالفتاح السیسی فوریه گذشته سفری به مسکو داشت که ناظران آن را حامل چند پیام دانستند: تحقق سیاست بین المللی متوازن، متنوع کردن منابع تامین‏کننده سلاح با توجه به تنش‏ها با آمریکا و کسب دوستی روسیه در جنگ مصر با تروریسم (اخوان المسلمین و گروه ‏های اسلامگرا).

علاوه بر این، اتخاذ یک رویکرد همه جانبه‏گرا گزینه‏های بیشتری را پیش روی سیاست خارجی قاهره خواهد نهاد. مضافاً بر این، حمدین صباحی نیز بنا بر نگاه ایدئولوژیک خود همچنان نمی تواند تمایلات روسگرایانه‏اش را پنهان کند.

وی در این‏باره گفت: «تقویت روابط مصر با کشورهای شرقی به نفع مصر و نظام نوین جهانی است. مصر روابط تنگاتنگی با روسیه دارد و رهبران تاریخی دو کشور در این خصوص دارای نقش بودند».

دانش آموخته ورودی ۸۲ دانشگاه و پژوهشگر مسائل جهان اسلام