شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ ۱۵:۳۶
آقای حجاریان! لطفا نقابتان را بردارید
افشای هویت واقعی حجاریان توسط یک امام صادقی

سعید حجاریان فعالیت سیاسی خود را از دوران نوجوانی در نازی آباد آغاز کرد و در ادامه از مبارزین ضد رژیم پهلوی در عرصه دانشگاه و جنوب تهران به حساب آمد.

علی الفت پور؛ دانش آموخته ورودی ۸۲:«در این شرایط، اصلاحات امکان چندانی برای دستیابی به قدرت ندارد و تنها خون می تواند به داد اصلاح طلبان برسد. صریحاً می گویم، اصلاحات جز با دادن خون به قدرت نمی­رسد و ای کاش به اندازه طالبان خاطرخواه برای انتحار داشتیم.»

سعید حجاریان فعالیت سیاسی خود را از دوران نوجوانی در نازی آباد آغاز کرد و در ادامه از مبارزین ضد رژیم پهلوی در عرصه دانشگاه و جنوب تهران به حساب آمد. حجاریان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نماینده آیت الله منتظری در امور مربوط به زندانیان بود. پس از انقلاب از ابتدا وارد فعالیت‌های امنیتی شد. اما تنها او از خانواده‌شان نبود که به این عرصه پا می­گذاشت، آنچنانکه سعید می­گوید مادرش هم در اوائل انقلاب در کمیته نازی آباد بازجو بوده است.

 

از رکن نیروی دریایی ارتش تا معاونت اطلاعات نخست وزیری

وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی مهندس بازرگان در نیروی دریایی ارتش حضور یافت و سپس با دستور مستقیم شخص بازرگان در معاونت اطلاعات نخست وزیری مستقر شده و مشخصا در زمره همکاران اصلی مسعود کشمیری، عامل بمبگذاری در دفتر نخست وزیری، قرار گرفت. حجاریان در زمان تصدی معاونت سیاسی دفتر تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، فقط یک پروژه به نام توسعه سیاسی را در دستور کار قرار داد که موضوع آن نوسازی سیاسی یا دموکراتیزاسیون بود. پروژه سیاسی حجاریان و تیمش چنان انحرافی بود که خود وی اذعان دارد هاشمی رفسنجانی با آنان اختلاف داشت.

تقی محمدی را من دفن کردم!

حجاریان فامیل و رفیق صمیمی متهم ردیف دوم انفجار دفتر نخست وزیری، تقی محمدی، کاردار وقت ایران در افغانستان است که در سال ۶۳ حین بازجویی به جرم دست داشتن در ماجرای انفجار دفتر نخست وزیری در زندان اوین به ظاهر خودکشی کرده و  پس از مرگ توسط حجاریان کفن و دفن شد. البته بعدها برخی مدعی شدند که محمدی با کمربندی مشکی و با گذاشته شدن چوب کبریت روی شاهرگش درون زندان به طرز مرموزی حلق‌آویز شده بود و ماجرای خودکشی او کاملا ساختگی بوده است.

حجاریان که به همراه خسرو تهرانی در دفتر اطلاعات نخست وزیری فعال شده بود، به هنگام تاسیس وزارت اطلاعات نقشی تاثیر گذار داشت.

حجاریان در حقیقت از بنیانگذاران وزارت اطلاعات است. او در مقابل طرح یک سازمان اطلاعاتی و امنیتی شبیه ساواک و یا آنچه در دیگر کشورها مرسوم بود، طرح وزارت اطلاعات را پیش کشید. وزارت اطلاعات از نظر حجاریان همانند هر وزارتخانه دیگری، می‌بایست مقررات و وزیر و بودجه‌اش زیر نظارت مستقیم مجلس شورای اسلامی اداره می‌شد. طرح او مورد توافق امام خمینی (ره)، واقع شد و خود حجاریان نیز در مقام معاونت بین المللی این وزارت مدتی مشغول به کار بود.

آشنا با اسناد اطلاعاتی موساد موسس وزارت اطلاعات

سعید حجاریان به سبب آشنایی با اسناد ساواک! و موساد! و ترکیه! به عنوان طرح و برنامه و برای سازماندهی اطلاعاتی وارد وزارت اطلاعات شد و شروع به طراحی داخلی ساختار و طراحی نظام آموزشی وزارتخانه کرد. وی درباره چگونگی تاسیس وزارت اطلاعات می‌گوید: «من و بچه های سازمان اولین طرح تأسیس وزارت اطلاعات را تهیه کردیم… سراین ماجرا با سه قوه دعوا شد، با سپاه درگیر شدیم. لاجوردی خیلی ازمان ناراحت بود که چرا دنبال وزارتخانه ایم به جای تابع رهبری بودن اطلاعات. خود امام هم حتی ناراحت شده بودند شهید محلاتی رفته بود پیش امام و گفته بود که می خواهند وزارتخانه درست کنند و اطلاعات هیچ جا دنیا وزارتخانه نیست من به سید احمد خمینی گفتم که اگر اطلاعات زیرنظر امام باشد همه اتفاقات آن به پای امام نوشته می شود! و درست نیست. بالاخره امام و دیگران را راضی کردیم و طرح وزارتخانه شدن اطلاعات در مجلس رأی آورد. وزارتخانه خوب است به شرط این که مجلس واقعی وجود داشته باشد می توان وزیر را به پرسش کشید و استیضاح کرد نیت من خیر بود اما وقتی اطلاعات وزارتخانه شد. گفتند که بالاخره نقشه اش را پیاده کرد.»

حجاریان در آغاز ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، مسئولیت معاونت سیاسی مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک در دفتر ریاست جمهوری را پذیرفت. از همین دفتر و معاونت سیاسی بود که کم کم پروژه بعدی اصلاحات در ایران آن دوران کلید خورد. بسیاری از کادرهای موثر بعدی دولت اصلاحات تحت مدیریت او در همین مرکز بود که به دنبال راه حل‌های دیگر به راه اصلاحات کشیده شدند.

وی از سال ۱۳۷۷ دست به انتشار روزنامه صبح امروز زد که در جریانات سیاسی آن روز نقش اطلاع رسانی عمده‌ای را بر عهده گرفت.

تئوریسین حزب مشارکت، مشاور سیاسی سید محمد خاتمی

حجاریان نظریه پرداز و تئوریسین حزب مشارکت محسوب می‌شود و تئوری‌های فشار از پایین و چانه از بالا و فتح سنگر به سنگر از جانب وی و پس از دوم خرداد ۷۶ مطرح شده است. وی همچنین در جنگ روانی تبحر خاصی دارد و در دوره‌های مختلفی این مباحث را تدریس کرده است. حجاریان به گفته فعالین سیاسی دوم خردادی، در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ تاثیر گذاری حیاتی داشت؛ از ساماندهی پارادایم جدید چپ‌های سیاسی تا تدارک جنگ روانی و بدین گونه سید محمد خاتمی از سوی مردم برگزیده شد و از همین رو چندین سال دوران ریاست جمهوری خاتمی، تحت هژمونی کنش و واکنش‌های سعید حجاریان در محیط سیاسی جبهه دوم خرداد بود.

سعید حجاریان پس از دوم خرداد ۷۶ به عنوان مشاور سیاسی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت انتخاب گردید و آخرین مسئولیت اجرایی او، عضویت در شورای شهر تهران بود. وی در دوران اصلاحات به صورت جدی وارد عرصه مطبوعات شد و با مدیر مسئولی روزنامه صبح صادق مشغول فعالیت گردید. روزنامه انگلیسی فاینشنال تایمز نزدیک‌ترین روزنامه نگار به حجاریان را اکبر گنجی می‌داند.

یکی دیگر از دوستان نزدیک سعید حجاریان، سعید شاهسوندی از اعضای فعال گروهک منافقین بوده است. حجاریان درباره او می‌گوید: «شاهسوندی در مسئول رادیوی منافق بود که در عملیات مرصاد دستگیر شد و مدتی زندانی می‌شود و بعد به آلمان می‌رود و دیگر کار سیاسی نمی‌کند». شاهسوندی هم درباره حجاریان چنین می‌گوید: «تنها کسی که می‌شود با او حرف زد حجاریان است. او فقط می‌فهمد من چه می‌گویم».

علی فلاحیان وزیر اطلاعات در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در مورد تغییر رفتار سعید حجاریان چنین می‌گوید: «سعید حجاریان تا وقتی که در وزارت اطلاعات بود نیروی فعالی بود. اما بعد از آنکه حجاریان فعالیتش در دانشگاه شروع شد، نوشته‌هایی از او منتشر شد که با آن «سعید» که ما در وزارت می‌شناختیم خیلی متفاوت بود.»

روح الله حسینیان در مورد رفتارهای خشن سعید حجاریان چنین می‌گوید: «من و آقای محسنی اژه‌ای به خاطر عملکردهای خشونت آمیز آقای حجاریان و و ربیعی نتوانستیم آنجا بمانیم. چطور شده است که یک مرتبه در جامعه همه چیز برعکس شده و ما مبدل به چهره‌های خشن شده‌ایم و آن‌ها چهره‌های ملایم و ضد خشونت شده‌اند!»

روزهای سختی که حجاریان برای نصر الله رقم زد

زمان ریاست حجاریان بر اطلاعات نخست وزیری، سید حسن نصرالله چند روزی دستگیر می­شود. نصر الله درباره این ماجرا می‌گوید: «نیمه‌شب، ماشینی آمد و ما را به بازداشتگاهی برد. بازداشتگاه ما، ساختمانی مصادره‌ای بود که اتاق‌های کوچکی داشت. ما را داخل یکی از این اتاق‌ها حبس کردند. دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصی آمد و چندساعت از من بازجویی کرد. بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زیر نظر اطلاعات نخست‌وزیری ایران بود، بازجو به‌سادگی از من عذرخواهی کرد و آزاد شدم! آن دو روز خیلی به من سخت گذشت. گاهی به این فکر می‌کنم که در تمام عمرم در زندان یا بازداشت نبوده‌ام، اما در جمهوری اسلامی بازداشت شده‌ام. این برای من خیلی دردناک بود و من اصلا انتظار وقوع آن را نداشتم.»

 

جعبه سیاه ماجرای ترور

اسفند ۱۳۷۸، سعید عسگر جلوی شهرداری تهران و هنگام ورود حجاریان به ساختمان شورای شهر او را ترور کرد. سعید عسگر پس از این ترور محاکمه و به ۱۵ سال زندان، و همدست­اش که حامل سعید عسگر بود به ده سال زندان محکوم شد. نکته پر ابهام این ماجرا نوار تهدیدی است که دوستان حجاریان آن سالها به آن پناه می‌برند. در این نوار فردی به نام رضا احمدی، حجاریان را تهدید می‌کند. احمدی بعد از دستگیری اعلام کرد که این نوار به سفارش حجاریان پر شده است!

رضا احمدی پس از آزادی در مصاحبه‌ای با خبرنگار روزنامه رسالت گفت: «به منظور کمک گرفتن برای هیئت مذهبی با آقای طباطبایی عضو شورای شهر در نماز جمعه صحبت کردم و او من را به آقای حجاریان معرفی کرد… در همین جلسه بود که آقای حجاریان بحث نوار را مطرح کرد و گفت شما هرچه اندیشه دارید، بر روی نوار بگویید. در جلسه سوم گفت حرف های من را هم در نوار بگو، حرف­های خودت را هم بزن، حجاریان به من گفت در نوار من را تهدید کن. به او گفتم آیا مشکلی برای من پیش نمی­آید؟ او گفت: نه، باقی­اش با من… . حجاریان به من گفت: در نوار خودت را معرفی کن و بگو عضو انصار حزب الله هستم و روی این موضوع تأکید زیادی داشت. حجاریان گفت: بگو فدائی ولایت فقیه هستم… به من گفت: من به شما از نظر مالی و کاری کمک می کنم، اگر بخواهی به هیئت شما کمک می کنیم، اگر نخواستی به خودت کمک می کنیم که خانه خودتان را بسازید… وقتی نوار را دو دستی به حجاریان دادم -چند ماه قبل از ترور – آقایان اصغر­زاده و حکیمی پور نیز شاهد بودند.» (روزنامه رسالت، ۱۲ تیر ۷۹ صفحه ۱)

نکته دیگر اینکه این ترور از دو زاویه قابل پیگیری بود؛ ابتدا از زاویه حقوقی که از این منظر، قوه قضائیه، به عنوان مدعی، ضارب را به چند سال زندان محکوم کرد. زوایه دوم شکایتی بود که از سوی آقای حجاریان باید صورت می‌گرفت ولی ایشان از ضارب شکایت نکرد علت این انصراف از شکایت چند چیز بود:

 ۱- مهم‌ترین این عوامل این است که ایشان و هم حزبی‌های ایشان با تمسک قرار دادن این ترور و مرتبط ساختن این جریان به بزرگانی همچون آیت­الله مصباح و خشنوت طلب معرفی کردن ایشان به تضعیف و تخریب شخصیت این بزرگان پرداختند. اگر به آرشیو روزنامه‌های طیف طرفدار مشارکت در زمان ترور و بعد از آن سری بزنید، خواهید دید که صدها تحلیل، تفسیر و مقاله درباره خشونت طلبی، تحجر گرایی، فتواهایی که به زعم آنها به ترور منجر می‌شود و… به نگارش درآمده است.

۲- آقای حجاریان و طیف فکری ایشان ترس از این داشتند که عسگر و دوستان ایشان در جریان محاکمه دست به افشاگری بزنند و این به ضرر حزب مشارکت و شخص حجاریان تمام شود. از طرف دیگر پدر آقای سعید عسگر از افراد سرشناس و فعال فرهنگی و اصلاح طلب در شهر ری بوده است و حجاریان به خاطر روابط عاطفی و فرهنگی از شکایت خودش صرف نظر نکرد بلکه روابط سیاسی و حزبی در این امر دخیل بود. (کتاب بازی ترور، تحلیلی مستند و ناگفته از ترور سعید حجاریان، سید عبدالمجید اشکوری ـ حمید رسایی، تهران: کیهان ۱۳۸۱)

 

 مغروق غرب بی بنیان

حجاریان مدتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، با انتشار مقاله‌ای در ارگان  حزب مشارکت، از وقوع انقلاب‌های مخملی و رنگی در کشورهای اقماری شوروی سابق تمجید کرده و نوشت: «انقلاب‌های مخملین موجی از دمکراسی را برای کشورهای اقمار شوروی سابق به ارمغان آورد!»

حجاریان در این مقاله انقلاب‌های مخملین و نرم را از انقلاب‌های کلاسیک بهتر دانسته و می­گوید: « آنچه در انقلاب‌های نرم اتفاق می‌افتد، جنگ میان مردمی است که به حاشیه رانده شده‌اند و طبقه ای که در متن تصمیم گیری‌ها و تمکنات قرار دارند. امروزه با گسترش پدیده جهانی شدن و فروریختن دیوار امواج تلویزیونی و رسانه­ای از انقلاب رنگی از راه دور صحبت می‌شود. یعنی قدرت‌های بزرگ، نهادهای بین المللی و کمیسیون­های حقوق بشر می‌توانند از طریق اینترنت و تلویزیون به بسیج توده­ای بپردازند و رهبران رژیم‌ها را در میان مردم بی اعتبار سازند!! به این ترتیب شکاف بین دولت و ملت عمیق­تر می‌شود و زایمان انقلاب سریع‌تر و کم هزینه­تر اتفاق می‌افتد.»

 حجاریان در پاسخ به این سوال که آیا موافق جدایی دین از سیاست است می‌گوید: «من بین دو حوزه دین و ایدئولوژی تمایز قائل هستم و معتقدم اسقاط حکومت ایدئولوژیک از اوجب واجبات است. حجاریان همچنان پس از تجربیات خشونت­زای دوران ۸ ساله دوم خرداد، سیاست را «ستیز و سازش» معرفی کرده و تاکید می‌کند: «هنوز هم به استراتژی فشار از پایین چانه زنی در بالا اعتقاد دارم.»

وی در شماره ۵۹ روزنامه صبح امروز می‌نویسد: «نمی‌توان کسی را مکلف و متعهد کرد که کسی را دوست داشته باشد عشق و محبت به ولایت فقیه یک حق است نه یک تکلیف… این را به صراحت اعلام می‌کنم که به پاره ای از قرائت‌ها از ولایت فقیه که شبیه سلطنت فقیه است، نه اعتقاد قلبی و نه التزام عملی دارم.»

وی پس از تفکیک چهره‌های خودی و غیر خودی توسط رهبر فرزانه انقلاب می‌گوید: «تفکر افرادی که مردم را شهروند درجه دو می‌دانند (اصطلاحی که تجدید نظر طلبان به موضوع خودی و غیر خودی داده‌اند) و برای مردم تنها تکلیف قائل‌اند، تفکری فرعونی است و الهی نیست.» (روزنامه خرداد شماره ۶۷) ایشان علی رغم تاکید مقام معظم رهبری بر اینکه باید مرکزی برای هماهنگ کردن اصلاحات ایجاد شود تا به انحراف منجر نشود و برنامه مشخصی برای اصلاحات تدوین شود چنین اظهار داشت که با ایجاد مرکزی بر هماهنگ کردن اصلاحات مخالفم… جبهه مشارکت یک برنامه اصلاحات آماده و حاضر دارد چه برنامه‌ای قانونی­تر و مشروع­تر از مرامنامه جبهه مشارکت که برنامه رئیس جمهور هم وجود دارد.» (روزنامه جمهوری اسلامی ۱/۵/­۷۹)

  

تئوری پردازی خشونت در انتخابات ۸۸

سعید حجاریان همانند دیگر اصلاح طلبان استراتژی تخریب دولت نهم را پیش گرفته بود، باید اصولگرایان در مرعی و منظر مردن تخریب شوند تا زمینه برای پیروزی نامزد مورد نظر اصلاح طلبان فراهم شود. حجاریان ۲۶ خرداد ۱۳۸۷، در گفت و گو با عباس عبدی می‌گوید: «در واقع به قول فرنگی‌ها اکنون سیستم غارت وجود دارد. وقتی فرد در معرض غارت قرار می‌گیرد، به دنبال یک مامن می‌گردد. اینجاست که شرایط برای ظهور یک مستبد فاشیست مهیا می‌شود. البته دولت کنونی نه توان تامین امنیت را دارد و نه توان کنترل تورم را. وضعیت کنونی ما حاکم شدن نوعی هرج و مرج است. اوضاع حسین قلی خانی است.»

وی در این گفتگو حامیان گفتمان دولت نهم را که در آن زمان بسیجی‌ها، حزب اللهی‌ها و مستضعفان جامعه بودند را لمپن پرولتاریا نامیده و می‌گوید: «مقدار زیادی از پول نفت خرج سوبسید شده است… در جامعه طبقه‌ای داریم به نام لمپن پرولتاریا. این‌ها حاشیه نشین­ها و اقشاری هستند که هنوز ماقبل جامعه صنعتی زندگی می‌کنند. دولت تلاش دارد تا این طبقات را با خود همراه داشته باشد چراکه تصور می‌کند در نهایت هم همین طبقات از موجودیت او دفاع خواهند کرد.»

البته سیاه ­نمایی حجاریان علیه دولت وقت به روزهای منتهی به انتخابات ۸۸ خلاصه نمی‌شود. وی در اردیبهشت سال ۸۶ در حالی که همگان و حتی دولت اصلاحات به عنوان مجری انتخابات بر امر برگزاری انتخابات صحه می‌گذاشتند می‌گوید: «دولت را مردم انتخاب نکرده‌اند!»

 حجاریان در تحلیل دوره احمدی­نژاد می‌گوید: « بعد از پایان دوره خاتمی کاملاً چرخش دیگری رخ داده است که من آن را به بربریت و مدنیت تعبیر می‌کنم. در این صف‌آرایی یکسو عناصر مخرب قرار دارند و سوی دیگر طالبان عمران (به معنای ابن خلدونی). از یک سو جریانات غارتگری که حکومت را طعمه پنداشته و بر سر آن تکالب و تحارش می‌کنند.»

 

یورگن هابرماس، جان کین، بنیاد سوروس و حجاریان

نماینده دادستان تهران در توضیح اتهامات حجاریان در قالب کیفر خواست انفرادی گفت: «حجاریان دو بار با جان کین مغز متفکر انگلیسی که مرتبط با نهاد MI6 سرویس جاسوسی انگلیس است، ملاقات داشته است. جان کین در سال ۱۹۹۴ میلادی پروژه جامعه مدنی ایران در لندن را پایه گذاری کرد. حجاریان همچنین با یورگن هابرماس مشهورترین نظریه پرداز نافرمانی مدنی، ارتباط داشته و با بنیاد سوروس که از طراحان انقلاب مخملی است، نیز مرتبط بوده است. متن کیفرخواست انفرادی سعید حجاریان که توسط سپهری، نماینده دادستان، در دادگاه قرائت شد حکایت از این داشت که از جمله اتهامات حجاریان، اقدام علیه امنیت کشور به وسیله تحریک مردم، ایجاد شبهه جعل و تقلب در انتخابات و مشارکت در تهیه و تدوین سند تعاملات راهبردی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی است.»

نماینده دادستان در جلسه دادگاه گفت: «ارتباط با عوامل بیگانه علیه امنیت کشور و ترغیب و تشویق اقشار جوان و دانشجو علیه انتخابات، تخریب دولت قانونی به وسیله سخنرانی‌های مکتوب و همکاری با B.B.C، توهین و اهانت به مسئولان نظام به ویژه مقام معظم رهبری از دیگر اتهامات سعید حجاریان است.»

 

اعتراف یا نگفته ­ها

اما حجاریان بعد از دستگیری با حجاریانِ «جمهوریت، افسون زدایی از قدرت» متفاوت است، وی در میزگرد آسیب‌شناسی نظری حوادث پس از انتخابات که از شبکه یک سیما پخش شد می‌گوید: «رهبری در ایران دارای سه نوع مشروعیت است، یک نوع مشروعیت سنتی است، چرا که بالأخره رهبر مرجع تقلید خیلی‌ها است و مرجعیت نوعی مشروعیت سنتی است، ثانیاً رهبری رهبر انقلاب است و رهبری انقلاب نوعی رهبری کاریزماتیک است، ثالثاً رهبری، قانونی و منتخب خبرگان است و هم اینکه رهبری در ایران ادامه ولایت پیامبر (ص) است.»

حجاریان در دادگاه اعتراف نکرده است بلکه به گفته خود آن چه را که نگفته بود را بازگو کرده است: «رهبری در ایران سه پایه مشروعیت دارد منتهی علاوه بر این‌ها موضوع دیگری هم داریم. رهبری در ایران ادامه ولایت پیامبر است که می‌خواستم توضیح دهم که علاوه بر آن سه نوع مشروعیت که توضیح دادم و باید در نظر گرفت که سه نوع مشروعیت را وبر اندیشمند غربی گفته بود اما مشروعیت نوع چهارم داریم که وبر به آن اشاره نکرده است.»

این در حالی است که وی در سخنان خود بعد از انتخابات دهمین دوره  ریاست جمهوری سخنان دیگری می‌گوید و یا به عبارتی دیگر دچار دگردیسی می‌شود و در متن دفاعیه از مشروعیت الهی ولایت‌فقیه سخن می‌گوید.

حجاریان در گفتگوی مکتوب با ایرنا در پاسخ به این تعارض می‌گوید: «در زمان حضرت امام (ره) اعتقادم بر این بود که ایشان دارای سه وجهه مشروعیت (بنا به نظریه ماکس وبر) هستند. الف) ایشان چون مرجع تقلید اکثریت کشور بودند حتی قبل از سقوط شاه امرشان مطاع بود لذا نوعی مشروعیت سنتی داشتند که تا هنگام ارتحال حفظ کردند. ب) آن حضرت انقلاب شکوهمندی را رهبری کردند که بزرگ‌ترین قدرت منطقه را به زانو درآورد و به ازاله رژیم منحوس پهلوی منجر شد و طی این فرآیند نوعی مشروعیت انقلاب (کاریزماتیک) هم کسب کردند. ج) بعد از همه‌پرسی قانون اساسی و تأسیس مجلس خبرگان حضرت امام (ره) از سوی خبرگان رهبری نیز بر اساس قانون اساسی به رهبری برگزیده شدند و به این ترتیب ایشان رهبر قانونی جمهوری اسلامی ایران هم شدند. لذا سه نوع رهبری سنتی، کاریزماتیک، قانونی در امام جمع شد و این امر در کمتر کسی از رهبران جهان سابقه دارد.

اما بعد از ارتحال امام (ره) و حذف شرط مرجعیت و سخنرانی عجیبی که آقای هاشمی کردند که رهبری فرصت مطالعه نداشتند و… طبعاً به این نتیجه رسیدیم که مشروعیت سنتی امام دیگر ادامه نخواهد یافت. از آن گذشته امام (ره) به عنوان رهبر مؤسس انقلاب اسلامی دارای کاریزمایی بودند که بنا بر آموزه‌های ماکس وبر غیرقابل انتقال می‌نمود پس تنها راه تقویت مشروعیت قانونی رهبری بود و من به وجهه جمهوری (قانونیت مشروعیت) بها دادم؛ اما بعد معلوم شد که رهبری دارای مقلدین بسیاری در داخل و خارج کشور هستند (وجه سنتی مشروعیت).

ضمناً ایشان کشتی انقلاب را از گرداب‌های خطرناکی مثل همین وقایع اخیر نجات دادند بدون اینکه از اختیارات قانونی خود استفاده کنند؛ بلکه با بسیج توده‌ای زبانه‌های دود و آتش را خاموش کردند و نشان دادند که مشروعیت کاریزماتیک و جذبه هم دارند و از قبل هم که رهبر قانونی کشور بودند لذا در مجموع هر سه منبع مشروعیت در ایشان جمع است به خصوص آنکه ولایت‌فقیه اساساً ادامه ولایت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام است.

نفی ادعای تقلب

سعید حجاریان در گفتگویی که در تابستان سال ۱۳۹۲ با خبرگزاری تسنیم داشت با رد ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ اظهار داشت: در انتخابات ۸۸ آنچه از صندوق‌های رأی بیرون آمد نام احمدی‌نژاد بود و تقلبی در صندوق‌های رأی صورت نگرفت. وی اینبار با رد ادعای تقلب و تخلف، واقعه اتفاق افتاده در انتخابات ۸۸ را «تدلیس سیستماتیک» نامید.

مآخذ:

۱-نقد اندیشه‌ها، علی شیرازی، قم: موسسه فرهنگی خادم الرضا (ع)، ۱۳۸۰٫۲-کتاب شوالیه‌های ناتوی فرهنگی، یک نما از کودتای مخملی، پیام فضل نژاد تهران: کیهان ۱۳۸۶٫۳-نقل از کتاب “سید عزیز” زندگی‌نامه خودگفته سیدحسن نصرالله به کوشش حمید داودآبادی.۴-توضیحات همسر حجاریان درباره خوراندن قرص آسپرین به حجاریان.۵-مصاحبه با خبرنامه داخلی جبهه مشارکت.۶-ناگفته‌های سعید حجاریان از توبه در بچگی و بازجو بودن مادرش.۷-مادرم بازجو بود، ناگفته‌های سعید حجاریان در دومین شماره مجله اندیشه پویا.۸-بخت سعید: درباره یک رفیق، عباس عبدی، ماهنامه مهرنامه، شماره دوم، صفحه ۴۷-۴۸. ۹-محمدی ری شهری، محمد. خاطره‌ها. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۳ ص ۱۰۵٫۱۰-هاشمی رفسنجانی، اکبر. به سوی سرنوشت. تهران، ۱۳۷۵. ۱۱-طرحی از یک زندگی فکری، سرگه بارسقیان، ماهنامه مهرنامه، شماره دوم، صفحه ۴۸. ۱۲-«فتح سنگر به سنگر تا رسیدن به فرماندهی». گرداب، ۲۳ تیر ۱۳۹۰. ۱۳-تهران: ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران، ۱۳۸۹٫ ۱۴-سعید حجاریان. تهران: طرح نو، چاپ دوم، ۱۳۸۸. ۱۵-«آزادی سعید حجاریان تایید شد». خبرگزاری مهر، ۸ مهر ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۸ مهر ۱۳۸۸.

منبع: سایت خط امام