شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ ۲۲:۰۵
تقریر درس خارج اصول استاد حسین علی سعدی/ جلسه چهل و یک

اگر بعد از مرگ مجتهد شک در بقای حکم شد می توان استصحاب حکم مثل جزئیت سوره نمود.

شنبه ۹ دی ۱۳۹۶
ادامه شرط حیات
استصحاب حکم مستفتی
اگر بعد از مرگ مجتهد شک در بقای حکم شد می توان استصحاب حکم مثل جزئیت سوره نمود.
اشکالات:
۱ـ عدم وجود موضوع :
رای فقیه منشا حدوث است و با مرگ وی منعدم شده است پس موضوعی برای استصحاب باقی نمانده است.
پاسخ: رای مجتهد علت عروض حکم بر موضوع است اما در بقا نقشی ندارد.
۲ـ عدم یقین سابق:
مستصحب را اگر حکم مستفتی به بدانیم، یقین سابق نخواهیم داشت. اگر جواز تقلید را حکم عقل بدانیم در اینصورت حکم تولید نمی شود. اگر جواز را به نقل بدانیم خود دو حالت دارد اگر مبنا در امارات جعل حکم مماثل باشد یقین سابق خواهیم داشت اما اگر امارات را طریقیت محض بدانیم با مشکل عدم یقین سابق روبرو خواهیم بود.
صاحب کفایه می گوید در صورتی که مبنا را جعل حکم مماثل نیز بدانیم گرچه مشکل عدم یقین مرتفع است اما امکان استصحاب نیست زیرا این احکام متقوم به رای مجتهد است که اکنون زایل گردیده است.
همچنین برخی اشکال کرده اند که شک لاحق نیز وجود ندارد زیرا در این موارد قطع به لاحق (عدم وجود حکم)نه شک می باشد.
استاد بعد از این بیان فرمودند که اشکالات مطرح شده وارد نمی باشد چرا که همه ی اشکالات به مقومیت رای مجتهد در بقای حکم باز می گردد که اصل چنین مطلبی اول کلام است. پس مفروض گرفتن آن مصادره به مطلوب خواهد. بود.
اطلاقات ادله:
از دیگر مطالبی که در جواز تقلید میت بدان تمسک کرده اند اطلاقات ادله ی تقلید است. مثلا در آیه نفر حذر اطلاق داشته و مقید به زنده بودن مجتهد نیست. همانطور که اهل ذکر نیز اطلاق دارد.
صاحب کفایه آیات را که اجنبی از بحث میداند. اما روایات را نیز در مقام بیان از جهت حی یا میت بودن نمیداند بلکه در مقام تشریع اصل حکم می باشد.