شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ ۲۲:۳۰
تقریر درس خارج اصول استاد حسین علی سعدی/ جلسه چهلم

تقریر دیگری که از اصل می تواند مطرح شود اصل در دوران بین تعیین و تخییر است. یعنی امر مردد بین حجت تخییری و حجت تعیینی است. معین قول حی است و تخییر بین رجوع به حی و میت است. مرحوم کمپانی می فرماید: عقل در دوران بین تعیین و تخییر اصل را بر تعیین قرار می دهد. 

چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶
چیکده به قلم مقرر:
تقلید از میت
تقریر دیگری که از اصل می تواند مطرح شود اصل در دوران بین تعیین و تخییر است. یعنی امر مردد بین حجت تخییری و حجت تعیینی است. معین قول حی است و تخییر بین رجوع به حی و میت است. مرحوم کمپانی می فرماید: عقل در دوران بین تعیین و تخییر اصل را بر تعیین قرار می دهد.
یک تقریر دیگز از  اصل  می تواند اصل شرعی باشد و آن اصل استصحاب است. به این بیان که استصحاب بقاء تکلیف بعد از عمل به قول حی انجام شود.
یک تقریر دیگر که اقرب به قول آخوند هست این است که اصالت عدم حجیت کل اماره شک فی حجیتها جاری شود. در حجیت قول میت نیز این شک جاری است و حجت نخواهد بود.
ایرادی که این جا مطرح است این است که اصاله عدم حجیت جایش این جا نیست. زیرا برخی از امارات مسبوق به حجیت است و برخی مسبوق به حجیت نیست. مثل قیاس که مسبوق نیست. برخلاف خبر واحد که حجیتش سابق است. در ما نحن فیه قول مجتهد مسبوق الحجیه است  در زمان حی و درزمان میت حجیت داشته است و اینجا مجرای استصحاب است برای حجیت قول مجتهد میت.
اشکال آخوند به استصحاب قول مجتهد میت، عدم بقاء موضوع است. (تاریخ این اشکال به الرسائل الفقیه مرحوم بهبهانی برمی گردد. مرحوم شیخ هم در اجتهاد و تقلید اشاره دارد به حرف مرحوم وحید. ). همان طور که در انقلاب نجاست استصحاب نمی کنید نجاست را. زیرا تقلید یعنی ثبوت الرای حال الاخذ که اینجا تبدل موضوع رخ داده است چون موضوع ما : ثبوت الرای است.
تقریر دیگر: آراء مجتهد ظنون مجتهد است . ظن عوارض این دنیااست. مرگ بیاید ظن از بین می رود. پس اصلا رای ظنی بعد از موت منعدم می شود.
اشکال: ثبوت الرای حال الاخذ مصادره به مطلوب است. زیرا مدعی نیز به عنوان دلیل شده است. یعنی اگر بگویید حال الاخذ نیاز به ثبوت نباشد دیگر استدلال باطل می شود.
از طرفی اشکال صغروی این است که: الرای ینعدم مع موت مجتهد قابل قبول نیست.
زیرا ما یکسری مسائل عرفی و تکوینی داریم. عرف عقلا رای را نسبت به صاحب رای نسبت عرض و معروض نمی دانند. برای رای یک تقرری و ثبوتی قائل اند و کاری به صاحب الرای ندارد. مثل روایت راوی است. این فرمایش را اعلامی مثل مرحوم طباطبایی مطرح کرده اند.
پس اشکالات به رای آخوند این است که : اولاً اصلا چنین اجماعی نیست ثانیا یک وقت در ثبوت الرای و وجود الرای شک داریم. یک وقت در حجیت رای اینجا بحث ما دومی است نه اولی. لذا اشکال عدم الموضوع و اختلاف الاموضوع در استحصاب وارد نیست.
امام هم اشکال بقاء الموضوع را وارد نمی داند.