پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ ۱۹:۰۰
تقریر درس خارج اصول استاد حسین علی سعدی/ قسمت سی و نهم

استاد در ابتدا با تذکر پیرامون روشمندی اجتهاد جواهری سیر ورود  مرحوم آخوند به بحث تقلید میت را با تفسیر نمودند.

سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶
تقلید میت
استاد در ابتدا با تذکر پیرامون روشمندی اجتهاد جواهری سیر ورود  مرحوم آخوند به بحث تقلید میت را بدین نحو تفسیر نمودند:
۱٫طرح مسئله
۲٫تاریخ مسئله
۳٫فرضیات
۴٫فرضیه مختار
۵٫ابطال فرضیه رقیب
۶٫اثبات فرضیه و تولید نظریه
مرحوم آخوند: آنچه بین اصحاب امامیه معروف است اشتراط حی بودن مرجع است. برخی هم چون میرزای قمی با این قول مخالفت نموده اند. در مقابل ما عامه هستند که عدم الاشتراط را گفته اند زیرا با مرگ صاحب مذهب مذهب نمی میرد.
قول سوم قول به تفصیل است. نقل تفاصیل: یک تفصیل همین تفصیلی است که آخوند هم متعرض می شود تفصیل بین تقلید استمراری و بدوی می باشد که رأی صاحب فصول نیز می باشد.  که معتقدند در استمراری تقلید میت بلااشکال است و در بدوی تقلید حی شرط است.
فاضل تونی: مجتهد را باید دید که چه کسانی هستند اگر مانند ابن بابویه و شیخ صدوق که فتوای آنها چیزی غیر از حدیث نیست و به منطوق ادله فتوا می داده اند باید گفت تقلید از میت بلااشکال است.
محقق اردبیلی: تفصیلی دیگر داده است که اگر مجتهد حی نداریم یجوز تقلید المیت ولی اگر مجتهد حی موجود بود لایجوز تقلید المیت.
شیخ انصاری در رساله اجتهاد و تقلید و کتاب مطارح ادعای اجماع در مورد شرط حی بودن مجتهد نموده است .همچنین است از متاخرین محقق ثانی، شهید ثانی، صاحب معالم، وحید بهبهانی که در این مورد ادعای اجماع نموده اند.
از متقدمین مرحوم شیخ الطائفه در عده اوصاف مفتی را مطرح می کند ولی اصلا متعرض مسئله حیات مجتهد نمی شود
همچنین سید مرتضی در الذریعه در صفات مفتی و مستفتی ایشان هم حیات را به عنوان وصف متعرض نمی شود. ابن زهره در غنیه ادعای اجماع کرده است که از غیر امامی نمی توانیم تقلید کنیم. یعنی یکی از اوصاف مفتی این است که امامی باشد. ولی این که ایا مفتی باید حیات داشته باشد یا نه اصلا متعرض نمی شود.
بعد از این ها هم محقق و علامه هیچ کدام در مباحث خودکه بحث از مفتی را بیان کرده اند اصلا متعرض بحث حیات نشده اند. لذا ادعای این اجماع بعد از محقق مطرح شده است.
برخی گفته اند اینکه متقدمین به این بحث نپرداخته اند  به خاطر این است که موضوعی کاملاً واضح و مسلم بوده است  لیکن این حرف قابل دفاع نیست. زیرا ایشان واضح تر از مسئله حی را متعرض شده اند و چطور می شود این مسئله مهم را مسلم پنداشته باشند؟
ادله قول به اشتراط:
اولین چیزی که مطرح می شود شک در اصل جواز تقلید میت است که اصل عدم جواز است. لذا نیاز به مُخرِجی است که بتوان این مورد را از ذیل اصل کلی خارج نماید. که در این مسئله اجماع مذکور چنین قابلیتی خواهد داشت.
تقریر دیگر این است که اصل در این جا اصاله الاشغال است. زیرا عامی می داند ذمه اش مشغول است و اگر طبق فتوای میت عمل کند فراغت یقینی برای او حاصل نشد ه  است. لیکن تقلید حی اجماعی است پس موجب فراغ یقینی میشود و الا تقلید میت که اختلافی است نمی تواند فراغ بیاورد
ادله قول مخالف شرطیت حی در مجتهد:
۱٫ استصحاب: مرحوم آخوند یک تقریر از استصحاب گفته و شیخ سه تقریر را بیان داشته است. مرحوم آخوند استصحاب المفتی را بیان کرده است. و شیخ: استصحاب المستفتی فیه،المستفتی، حکم المفتی را بیان نموده است.
شیخ در این مبحث عوارض موضوع را مغیر موضوع نمی داند و لذا ارکان استصحاب کامل خواهد بود. چون موضوع مبدل نشده است درحالی که بعدا گفته می شود مرحوم آخوند عوارض موضوع را مبدل موضوع می داند و جای استصحاب نمی داند. ولی آخوند موت را مغیر موضوع می دانست و معتقد است در نگاه عرف بقاء موضوع نداریم.
به ایشان اشکال شده است: همان طور که بعد از موت زن استصحاب می کنیم جواز نظر زوج او را، این جا هم می شود بعد از موت مجتهد بقای تقلید را جایز دانست .
مرحوم آخوند از این اشکال پاسخ می دهد: این احکام ناظر به جسم است ولی رای برای جسم نیست. و با فوت از بین می رود.