پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ ۱۵:۳۳
انقلاب مدیریتی، الزام راهبردی تحقق وعده الهی و امید به آینده

در طول سال های گذشته و هفته های اخیر رهبری بارها از مواردی چون آینده روشن کشور، تمدن نوین اسلامی، تبدیل شدن ایران به الگویی در سطح جهانی و اخیراً  اطمینان قطعی از اینکه خدای متعال اراده فرموده است که این ملّت را به متعالی‌ترین درجات برساند، سخن گفته اند.

ممکن است برخی با مشاهده وضعیت امروز کشور که درگیر مشکلات و معضلات گوناگون داخلی و خارجی است این سخنان را عجیب بدانند. بر هیچ انسان آگاه، منصف، دردمند و دلسوزی پوشیده نیست که کارنامه عملکردی کشور مملو از نقاط مثبت و دستاوردهای عظیم و مشکلات و ناکارآمدی ها است و آنچه نمره نهایی این کارنامه را مشخص می کند میزان کنتراست بین این دو واقعیت سفید و سیاه است.
در تاریخ اسلام مشهور است که در جنگ احزاب، هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شخصاً مشغول حفر خندق بودند، بر اثر برخورد کلنگ با سنگ سه جرقه زده شد. ایشان فرمودند که برایشان قطعی شده است که با کلنگ نخست قصرهای حیره و مداین، با دومین ضربه کاخ های روم و با سومین نور قصرهای صنعا به فتح مسلمانان در خواهد آمد. گروهی از منافقان که این سخن را شنیدند  ایشان را تمسخر کردند و گفتند او از پیروزی های آینده می گوید و حال آنکه  اکنون در تنگناست. سال ها گذشت و صدق گفته رسول و کذب تمسخر اهل نفاق معلوم شد.
البته بی تردید هیچ شخصیتی یا وجود مبارک ایشان قابل مقایسه نیست و بدون تردید سخن هر انسانی جز ذات مقدس معصومین (علیهم السلام)  ممکن است توام با خطا و یا اشتباه باشد. اما نکته اینجاست که تاریخ به کرات نشان داده است که تمرکز بر تصویر  فعلی یک جامعه دلالتی بر تداوم آن تصویر در آینده نمی کند. کما اینکه تصویر امروز ژاپن، کره جنوبی و  سنگاپور متفاوت از چهره پیشین آنها است.
آنچه آینده را می سازد اراده الهی است و اراده او نیز بر این تحقق یافته که هر ملتی و هر قومی در آینده خویش ثمره کوشش و تلاش خود را و نه لزوماً تداوم حالت کنونی را ببیند. پس ممکن است کشور امروز درگیر مشکلات باشد ولی آینده ای روشن داشته باشد و این سخن عجیب نیست. اما تحقق این امر نیازمند کوشش، ایستادگی، کار و امید است.
همه افراد مطلع و صاحب نظر معتقدند مشکلات امروز کشور حل شدنی است به شرط آنکه:
۱⃣ توحید،باور اصلی و همگانی باشد و دانسته شود که عزت و قدرت جملگی در نزد خداوند است و او نیز به تلاش و کوشش مدبرانه و هدفمند انسان ها برکت می دهد نه به ایستایی و خمودگی.
۲⃣ اعتقاد به اصل وجود مشکل و قابل حل بودن آن از سوی مردم و مسئولان و  اراده عملی جهت حل آن به ویژه در مسئولان وجود داشته باشد.
۳⃣ راهکارهای عقلانی و منطقی تدوین و اجرا شوند و تمام انرژی و توان کشور بدون ملاحظات جناحی و باندی در راستای تقویت درونی و بهبود چهره بیرونی کشور، ایجاد تفاهم و تعامل سازنده جهت به کارگیری این راهکارها، بسیج شود.
۴⃣ در همه امور و تصمیمات، اقتدار همه جانبه کشور، حفظ امنیت ملی، توجه به مردم به ویژه نیازمندان و انتظارات به حق آنها ملاک و شاخص اصلی باشد.
۵⃣ در حل مسائل کشور نگاه و تفکر سیستمی و همچنین رویکرد راهبردی و بلندمدت بر سیاستگذاران، برنامه ریزان و مجریان حاکم گردد و نگاه بخشی نگر، جزئی محور، کوتاه مدت و منفعت طلب، خاصه توام با افراط و تفریط کنار گذاشته شود.
نیل به این موارد نیازمند آن است که علوم انسانی از صحنه حرف و نظریه پردازی در اتاق ها و همایش های علمی و دانشگاهی، به میدان تجربه و عمل و در محیط واقعی تغییر مسیر دهند. اقتصاد مقاومتی، مدیریت جهادی، فرهنگ صیانتی، آزادی هوشمندانه، امنیت فراگیر، ارتباطات اثربخش، قضاوت صالحانه، الهیات پویا و ریشه دار، توسعه پایدار و در یک کلام  استقرار نظام  اداره کشور مبتنی بر علوم انسانی اسلام بنیان و کارآمد و همچنین علوم تجربی و مهندسی اثربخش و بهره ور، نه در کتب و مقالات بلکه در اجرا و عمل نیاز امروز جامعه است.
تحقق این امر نیازمند بازنگری جدی در رویکردها و روش های حل مساله، راهبردها و سیاست ها، خط مشی ها و رویه ها و حاکم کردن گفتمان سیستمی و نگرش تعاملی در راستای تعالی به جای گفتمان منفعت طلبی و نگرش تقابلی جهت حفظ قدرت است. محتاج تجدید ساختارها و تجهیز منابع به خصوص سرمایه انسانی  توام با ارتقای بهره وری است. بهینه سازی سهم بخش دولتی و خصوصی در امور جاری کشور را می طلبد و این همه یعنی انقلاب مدیریتی، پیش شرط تحقق وعده و اراده الهی است که در نوشتارهای بعدی بایستی آن را دقیق تر تبیین نمود.