پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ ۱۷:۳۰
نگاهی آسیب شناسانه به بازی با عقلانیت جمعی
مجلس مشترک شرکا/ قسمت دوم

اصل مخاطرات ناظر به گروهی بودن و دامنه و پیچیدگی آن، عملکرد پردازش اطلاعات را محدود می کند و باعث ایجاد کوته فکری و متابعت های حاد می گردد. با تقسیم قدرت در میان اعضای گروه باید برای رسیدن به توافق آراء، مصالحه انجام گیرد.

آسیب توافق جمعی
اصل مخاطرات ناظر به گروهی بودن و دامنه و پیچیدگی آن، عملکرد پردازش اطلاعات را محدود می کند و باعث ایجاد کوته فکری و متابعت های حاد می گردد. با تقسیم قدرت در میان اعضای گروه باید برای رسیدن به توافق آراء، مصالحه انجام گیرد. این احتمال وجود دارد که تصمیم گیری نهایی آن ها اولویت واقعی هیچ یک از افراد نباشد و هر تصمیم اتخاذشده بیانگر حداقل مخرج مشترک پیرامون مسأله مورد توافق همگان باشد. همچنین این توافق جمعی لزوما با تصمیم «درست و سودمند» همخوانی ندارد که نمونه های آن در فضای سیاستگذاری ما فراوان است.
تنها به عنوان یک مثال می توان در آمریکا به پیمان نفتا به عنوان نمونه کلاسیکی از این نوع قانونگذاری مصالحه ای اشاره کرد که در سال ۱۹۹۳ به تصویب مجلس سنای ایالات متحده رسید. این قانون برای تصویب باید تحت معافیت های مالیاتی متعددی (علاوه بر پذیرش گروه های لابی مختلفی نظیر پرتغال کاران فلوریدا، تولیدکنندگان شکر در لوئیزیانا و لابی های زیست محیطی) قرار می گرفت و در نتیجه این قانون شباهت بسیار کمی به پیش نویس اولیه اش داشت.
تقریبا در کشور خودمان، این آسیب آشنای همه نهادهای تصمیم گیر ماست. از آسیب فرایندگریزی که بگذریم، آسیب توافق جمعی نیز نتایج تصمیمات این سازمان ها را کم اثر یا حتی بداثر کرده است. تصمیمات مجلس شورای اسلامی، لحظه به لحظه این آفت را به وضوح عرضه می کند. تقریبا همه قوانینی که به بودجه عمومی مربوطند یا قوانینی که منافع بخشی از نمایندگان را تأمین می کنند گرفتار این بلیه می شوند. به عنوان مثال می توان به قانون ثبت مالکیت خودرو در دفترخانه و نیروی انتظامی، قانون نحوه نظارت بر رفتار نمایندگان و قانون نحوه اجرای اصل ۱۴۲ (دارایی مسؤولین) اشاره کرد.
آسیب فشار اکثریتی
آزمایش معروف «سولومون اَش» را خیلی ها می دانند. زمانی که افراد مورد آزمایش در اتاق تنها بودند، در تشخیص طول خط هایی که قرار بود در قالب آزمایش با یکدیگر تطبیق دهند، کاملا موفق بودند ولی زمانی که در اتاقی مملو از همکاران آزمایشگر قرار می گرفتند که آن ها عمدا پاسخ اشتباه می دادند، در ۷۵ درصد، افراد تحت آزمایش جواب اشتباه می دادند که او این اشتباه عجیب را با عنوان اثرات فشار اجتماعی معرفی می کرد. در مورد سازمان های تصمیم گیر نیز، بی شک نفوذ اکثریت می تواند تأثیر زیادی بر قضاوت اقلیت بگذارد. در این موقعیت ها، افراد به راحتی تشخیص درست خود را نادیده می گیرند تا با نظر جمعی گروه همراه باشند. این آسیب جاری در مجامع تصمیم گیر، خود می تواند نقطه عزیمتی برای تحلیل روانشناسی فرمانبرداری باشد که بی شک چالش بزرگی در نظامات سیاسی مردمسالاری دینی به حساب می آید.
احمد شریعتمداری پژوهشگر مرکز رشد