پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ ۱۳:۴۵
نگاهی آسیب شناسانه به بازی با عقلانیت جمعی
مجلس مشترک شرکا/ قسمت یکم

معروف است که ریگان تمایل داشت فهرستی از گزینه های محتمل را به او بدهند و او به تنهایی، گزینه مورد نظر خودش را علامت می زد. معهود در اذهان ما نیز فراوانی گزینه هایی از تصمیم گیران درون نگر و خودمحور در مقام سیاستمداران جمهوری اسلامی است که مآلا می تواند انزاوی آن تصمیم گیران را در سازمان سیاسی جمهوری اسلامی رقم بزند. سرنوشتی که در آمریکا، نیکسون را تنها ساخت.

از این رو، مزایای تصمیم گیری گروهی را شاید بتوان با افتخار و شیدایی برشمرد:
۱️⃣ مشروعیت بیشتر به واسطه دخالت گروه در تصمیم گیری
۲️⃣ ایجاد حمایت سیاسی برای رهبران
۳️⃣ تضمین نظری اینکه تصمیم گیرنده، نظرات متفاوت و احتمالا مخالفی را می شنود
۴️⃣بهبود خوف و حزن تصمیم گیرنده ناآگاه در حوزه ای مشخص با دخالت صاحب نظران آن حوزه در روند تصمیم گیری
اما همه می دانیم که این همه ماجرا نیست و آسیب های متعددی این نظام تصمیم ساز را تهدید می کند.
آسیب فرایندگریزی:
به قول ورتزبرگر (Vertzberger) در کتاب «جهان در ذهن هایشان»، گاهی اهمیت فرایندها بیشتر از مزایای احتمالی تصمیم گیری گروهی است و تصمیم گیری گروهی را نمی توان به همان راحتی نفیِ تصمیم گیری فردی تجویز کرد. شاید مهمترین و مقدم ترین فرایند تصمیم گیری، فرایند کارشناسی تصمیمات باشد. کارشناسی در روند تصمیم گیری ما واژه ای نه چندان غریب ولی به شدت تهی است. نظام تصمیم گیری ما بر اساس نظرخواهی از کارشناسان استوار است؛ اما این نظرخواهی چگونه است؟
با فرض عدم دخالت عیان ساختارهای قدرت در روند کارشناسی و جهت دهی های پیشینی و پسینی به آن ها، حداقل آسیب های «شتاب زدگی»، «تقلیل گرایی در کارشناسی» و «کارشناسی های شفاهی» به شدت برای نظام سیاسی ما ملال آور شده است. به گفته متخصصان و مشاهده شخصی نگارنده، شیوه مرسوم برگزاری جلسات کارشناسی با متخصصان و صاحب نظران یک حوزه (در همه نهادهای تصمیم ساز در جمهوری اسلامی از قوای سه گانه گرفته تا شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام)، اخذ نظر آن ها و در نهایت جمع بندی و تدوین آن ها در قالب گزارش های کارشناسی است. اما اولا این گزارش ها شتاب زده اند چون همه روند کارشناسی را باید در کوتاه ترین زمان ممکن به سرانجام رسانند که در غیر این صورت، ممکن است قانونگذار خود را غنی از این گزارش ها بینگارد یا گزارش های جانبی مشوب و مشوه را جایگزین سازد. ثانیا تقلیل گرایانه اند چون گزارش کارشناسی را به مکتوب کردن نظرات عده ای کارشناس مشهور تقلیل داده اند. به جای آنکه در پس هر ماده قانونی یا حتی آیین نامه اجرایی، چندهزار و حداقل چندصد صفحه پیوست کارشناسی دقیق باشد، صرفا در حد چندده صفحه یافته ها و البته عمدتا بافته های غیرعلمی اکتفا می شود. ثالثا گزارش ها شفاهی زده اند، چراکه کار کارشناسی به فحوای مطالب شفاهی کارشناسان عودت داده می شود و این مورد نیز از داده محور بودن گزارش های کارشناسی می کاهد.
احمد شریعتمداری پژوهشگر مرکز رشد