دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶ ۱۹:۳۱
سواد رسانه ای و صیانت روانی، الزام یا انتخاب؟ 

پس از چند هفته وقفه تلگرام رفع فیلتر شد و گروهی آنچنان خوشحال و شادمان شدند که گویی فتح الفتوحی شده و در عظمت این پیروزی انواع تحلیل ها را نوشتند. در مقابل گروهی نیز زانوی غم به بغل گرفته و نگران و ماتم زده در مذمت این گشایش نوشتند و گفتند، گویی که عذابی الهی نازل شده است.

اما  اگر از منظر سیاستگذاری و رویکرد آینده نگر به این رخداد نگریسته شود، به نظر می رسد مهمتر از ماهیت خود رخداد، نوع تعامل مردم و به ویژه مسولان با فضای مجازی و خود رسانه هاست که اهمیت دارد.
بی تردید تلگرام بعنوان سمبل فضای مجازی نقاط مثبت زیادی در بحث اطلاع رسانی، شفافیت، پاسخگویی، مطالبه گری، انتقاد و ارائه پیشنهاد و حتی اشتغال داشته است. اما این نباید به معنای انکار نکات منفی آن در زمینه آثار سوء اجتماعی و فرهنگی، انحرافات اخلاقی و رواج شایعات، دروغ و تهمت هم باشد. قضاوت دقیق نیازمند ایجاد مقایسه بین نکات مثبت و منفی است. اما فارغ از این مقایسه، آنچه مهم است و اصالت دارد، ضرورت توجه به موضوع سواد رسانه ای است.
واقعیت آن است که زندگی امروز در جهان معاصر، بدون فضای مجازی تقریباً برای بسیاری از مردم غیرممکن شده است. از سوی دیگر دوران فیلترینگ و ممنوعیت هم به دلیل فناوری های نوین به سوی انقراض می رود. پس آنچه مهم است افزایش سطح سواد رسانه ای مردم است. تا خود آن ها با تکیه بر این دانش و مهارت، از آثار مثبت فضای مجازی بهره برده و خود آن ها خود خواسته، از نکات منفی این فضا پرهیز نمایند.
این نکته مهم وظیفه خطیر مسئولان به ویژه مسولان آموزش و پرورش و آموزش عالی و خود رسانه هاست که باید با ظرافت، خوش سلیقگی، محتوای غنی، قالب هایی جذاب، دور از برخوردهای افراطی و تفریطی و یا دستورالعمل های خشک و صوری، انجام شود. بدین سان صیانت فرهنگی  و روانی از مخاطبان با افزایش سطح سواد رسانه ای آنها تحقق می یابد.
البته مخاطب این نسخه فقط مردم عادی نیستند بلکه خود مسئولان محترم، مدیران رسانه های دیداری و شنیداری، در اولویت این آموزش ها هستند و باید بدانند که گفتمان ملی در کشور در همه سطوح به دلیل غلبه فضای مجازی بر فضای واقعی، نیازمند تسلط بر سواد رسانه ای به معنای دقیق و عالمانه آن است.
لازم به ذکر است که سواد رسانه ای در اینجا دو بعد خواهد داشت. اول بعد فنی و تخصصی آن که در حوزه های دانش ارتباطات و رسانه قابل بحث است، و دیگری بعد مدیریتی آن که ناظر بر سیاست ها، ساختارها، زیرساخت ها و منابع مرتبط اعم از انسانی، مالی و فنی است. در این بعد نقش مسئولان اهمیت دو چندان دارد. حمایت هوشمندانه از ایده های نو و بدیع، فعالیت های اشتغال زا، ایجاد شفافیت و پاسخگویی نظام اداری بر اساس فضای مجازی، افزایش سطح تحلیل و هوشمندی مردم از طریق تولید محتوای غنی و مورد نیاز جامعه با تکیه بر نیروهای خبره و مطلع به ویژه جوانان باانگیزه که مسلط بر فناوری های مجازی هستند و حمایت هوشمندانه توام با حفظ منطقی فضای سالم رقابت در بین پیام رسان های داخلی و خارجی، بخشی از وظایف اصلی است که در بعد مدیریتی بر سواد رسانه ای تاثیرگذار خواهد بود.
در غیر اینصورت نباید از دشمن به دلیل تبدیل هر حادثه ای به یک سوال بزرگ در ذهن جوانان خرده گرفت و انبوه تبادل خبرهای کاملاً جعلی و پذیرفتن داستان سرایی ها و تخیلات افراد مغرض توسط مردم به خصوص جوانان و نوجوانان را مشکوک دانست.
اشکال در آن است  که به علت غفلت در تولید محتوای غنی، اطلاع رسانی دقیق و صحیح، اعتماد زایی، احترام به شعور مخاطب، افراط و تفریط های آزاردهنده و حساسیت های بعضاً غیر منطقی، سواد رسانه ای در کشور به نسبت میزان تاثیرپذیری آنها از فضای مجازی رشد نکرده است. نکته مهم آن است که علم و سواد همیشه مهم بوده است و امروزه و در آینده هم مهمتر خواهد شد به خصوص از نوع رسانه ای آن.