یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶ ۰۹:۰۰
جلسه بیست و ششم
چکیده تقریر درس خارج اصول استاد حسین علی سعدی

استاد سعدی بعد از بیان آیه به تفاسیر گوناگون آن اشاره نمودند.  در این تفاسیر اگر به وحدت سیاق توجه شود آیه مفید جهاد خواهد بود و ربطی به تفقه در دین و ادله مفید اصولیون نخواهد داشت اما اگر مراد از تفقه را همان معنای مشهور گرفت گرچه سیاق بهم خواهد خورد ولی در صورتی که خطاب را به مردم خارج مدینه بدانیم مفید بحث است.

یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶
ادله جواز تقلید
ادله لفظی
آیه نفر:
استاد سعدی بعد از بیان آیه به تفاسیر گوناگون آن اشاره نمودند.  در این تفاسیر اگر به وحدت سیاق توجه شود آیه مفید جهاد خواهد بود و ربطی به تفقه در دین و ادله مفید اصولیون نخواهد داشت اما اگر مراد از تفقه را همان معنای مشهور گرفت گرچه سیاق بهم خواهد خورد ولی در صورتی که خطاب را به مردم خارج مدینه بدانیم مفید بحث است.
استاد با بیان نزول متعدد آیه و تفسیر اهل بیت ع به معنای مشهور در اصول و عدم توانایی سیاق برای مقابله با ظهور، معنای مشهور بین اصولیون را تقویت نمودند. کیفیت استدلال به آیه:
لولا تحضیض که بر سر ماضی بیاید توبیخ را افاده نموده و از توبیخ مطلق می توان وجوب را برداشت نمود. وجود ملازمه بین وجوب حذر و حجیت خبر واحد دلیل مفید بودن آیه در استدلال به حجیت خبر واحد است. در تقلید نیز چنین است فقیه فتوا می دهد و انذار می کند حذر بر مقلدین واجب است در نتیجه تقلید واجب است.
برخی به رابطه عام خاص من وجه بین انذار و فتوا اشکال نموده اند که استاد با اشاره به بیان میرزای نائینی که انذار را بر دو قسم صریح و ضمنی تقسیم نمود، به اشکال پاسخ داده اند. مدرسه ی میرزای نائینی این آیه را پذیرفته اند. برای اثبات نیاز به ثابت نمودن. وجوب تحذر و اطلاق آن نسبت به حذر تعبدی و علمی است.
محقق نائینی بر اثبات این مطلب نکاتی را بیان نموده است:
۱_ ما بعد “لعل” غایت ما قبل آن است.
۲_ غایت باید در وجوب و استحباب با ماقبل خود سنخیت داشته باشد.
۳_ حذر غایت انذار است. انذار واجب است. حذر واجب خواهد بود.
محقق اصفهانی در اینکه بعد از لعل غایت باشد اشکال نموده است.
اشکال دیگر  به آیه که ظاهرا منتسب به شیخ طوسی می باشد، این است که “طایفه” موجود در آیه ظهور در عام مجموعی نه استغراقی دارد. پس ربطی به خبر واحد ندارد.
محقق نائینی از آنجا که تفقه را برای تک تک  افراد می داند چرا که لازم نیست همه با هم تفقه نمایند، عام را استغراقی دانسته و اشکال شیخ را وارد نمی داند.