پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۱۵
قسمت دوم: منصب نمایندگی مجلس

مدتی پیش ایده ای را با عنوان توسعه متعالی عادلانه از دکتر علیرضا صدرا مطالعه می کردم. این ایده یک تعریف سه ساحتی از مفهوم پیشرفت بیان داشت که توسعه مادی و تعالی معنوی-فرهنگی را بستر اقامه عدالت می‌داند.

در گسترش این نگاه اقامه عدالت به معنای ساخته‌شدن نظام‌های اجتماعی عادلانه است. حال اگر یکی از وجوه پیشرفت یک جامعه وجه سیاسی آن باشد، منظور از آن نظام سیاسی عادل خواهد شد.

سعی نمودم در متن این ایده بیشتر تأمل کنم: در نظام سیاسی عادل، عدالت حد زننده مفهوم اقتدار است و یکی از مهم‌ترین طرق محدود ساختن اقتدار در نظام سیاسی عادل مشارکت سیاسی است. مشارکت سیاسی معنای دیگری نیز دارد و آن شفاف ساختن اقتدار و حفاظت از آزادی شهروندان جامعه سیاسی است.

اما این عدالت به چه معناست؟ چه معنایی از عدالت در این ایده مدنظر است که می تواند اقتدار را حد زند؟ پاسخی برای این پرسش اساسی نداشتم اما از یک امر اطلاع داشتم: مفهوم پیشرفت با توجه به طرح آن در ظرف دینی، عدالت را یک برساخته دینی می‌داند اما جهت پیاده ساختن چنین برساخته‌ای (با هر تعریف و نگاهی که از دین برای عدالت اجتماعی استخراج کند) نیازمند فهم وضع موجود است و وضع موجود در این مسئله، ادراک مردم جامعه هدف از عدالت اجتماعی است.

یک بار مسیر با طرح بحث از فرهنگ سیاسی و ادبیات مرسوم علوم سیاسی طی شد و اهمیت درک وضع موجود آشکار. این بار مسیر از ساخت معانی برآمده از دین، از ساخت طرحی نو، شروع شد و باز هم اهمیت درک وضع موجود آشکار. پژوهش پیشین بار دیگر به کار می آمد اما این بار نیازمند تغییراتی بود تا بتوان در تحلیل نهایی به سطح تحلیل مشارکت سیاسی برسیم. پس منصب نمایندگی مجلس به عنوان مصداق مشارکت سیاسی در جامعه ایران امروز و نیز در جامعه عادل تعیین شد و پرسشنامه مبتنی بر این مصداق تدوین گشت. نتایج اجمالی مرحله دوم پژوهش سیاست و موهبت های اجتماعی مسلط در آن را می توان به شیوه ذیل لیست نمود:

۱⃣ وضعیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی در حال حاضر برای جلوگیری از نفوذ و تسلط معیار حوزه اقتصادی بر حوزه سیاسی، از دید جمعیت نمونه وضعیت مطلوبی نیست و نسبت وضعیت حاضر با وضعیت مورد انتظار عادلانه تا حدودی معکوس است. ثروت به‌عنوان معیار مسلط حوزه اقتصاد علاقه‌مند به سلطه بر دیگر حوزه‌هاست. به همین جهت در ایران امروز آنانی که صاحب این موهبت اجتماعی هستند فرصت‌های بیشتری در دیگر حوزه‌های اجتماعی دارا می‌باشند. نتیجه آنکه صاحبان این موهبت اجتماعی از امکان بیشتری برای تصمیم سازی و تصمیم‌گیری برای ترسیم جامعه عادل و نیز ریل گزاری برای حرکت به سمت آن برخوردارند.

۲⃣ از دید اکثر جمعیت نمونه موهبت اجتماعی روابط خویشاوندی که معیار مسلط حوزه خانواده است نباید در یک جامعه عادل به امر مشارکت سیاسی نفوذ کند و نظام سیاسی جمهوری اسلامی در این امر موفق بوده.

۳⃣ اگرچه در باب جایگاه دانش در ایران امروز در حوزه سیاسی میان جمعیت نمونه اختلاف‌نظر فراوانی دیده می‌شود، اما اکثریت متفق‌القول‌اند که دانش می‌تواند معیار مسلط در مشارکت سیاسی باشد. نکته جالب آنکه «دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر» بیشتر از «دارندگان تا مدرک کارشناسی» معتقدند در ایران امروز دانش در امر دستیابی به منصب نمایندگی مجلس مورد کم‌توجه‌ی قرار می‌گیرد؛ اما همین گروه اثرگذاری این موهبت اجتماعی را در یک جامعه عادل کمتر از گروه «دارندگان تا مدرک کارشناسی» ارزیابی می‌کنند.

نتایج اجمالی دو مرحله این پژوهش شباهت های بسیار و تفاوت های دقیقی با هم داشت و این امر تحلیل نهایی را جذاب تر می نماید.

رامین مددلو پژوهشگر مرکز رشد