پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۸:۱۵
انقلابی های بدلی

انقلاب اسلامی در این ماه ربیع چهل ساله تمام شد! بهار چهل سالگی که با پایان زمستان داعش به ظاهر همزمان بود و در باطن، نیز ملازم و معاقب آن بود.

پیروزی انقلاب اسلامی و میلاد جامعه ولایی ایران اسلامی در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷، مصادف بود با یکشنبه، ۱۳ ربیع الاول ۱۳۹۹ ه.ق و شنبه ۱۳ ربیع الاول ۱۴۳۹ ه.ق، مصادف با ۱۱ آذر ماه، سال جاری، چهل سالگی انقلاب اسلامی است. ماه ربیعی که با پیروزی بر داعش و اعلام پایان حکومت این شجره خبیثه، در آستانه میلاد فرخنده نبی مکرم اسلام(ص) و رئیس مذهب شیعه امام صادق(ع) مصادف شده است. ۴۰ سالگی انقلاب در این شرایط، از منظر نگاه به فرآیند رشد و کمال انقلاب اسلامی قابل تحلیل است.

تحلیل جامعه شناسانه از انقلاب اسلامی، باید مانند خود انقلاب، برخواسته از آموزه های اسلامی(نوع نگاه اسلامی به جامعه) باشد! در آموزه های اسلامی از جمله در آیات قرآن[۱] و روایات، برای امّت ها و جوامع، واقعیّت و حقیقتی فراتر از تک تک افراد آن شناسایی شده است. به بیان علامه طباطبایی[۲] و شهید مطهری امّت ها دارای شعور، اراده و حیات، ابتلائات و سنّت ها، موت و اجل، و نهایتاً سعادت و شقاوت هستند. این مبنا در اندیشه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری صراحتاً پذیرفته و تایید شده است. [۳] مقام معظم رهبری با استناد به المیزان به پذیرش این مبنا تصریح می نمایند و می فرمایند «علامه طباطبائی (رضوان‌الله‌علیه) … می فرمایند که جوامع بشری، جامعه‌ی کشور، یک جامعه‌ی خاصّ یک محدوده، یک هویّت مستقلّی دارد، یک هویّت وحدانی دارد غیر از هویّت افراد؛ یعنی جامعه‌ی یک کشور با یک نگاه مثل یک انسان واحد است؛ همچنان‌که در انسان واحد یک عضو ممکن است عملی انجام بدهد که بقیّه‌ی اعضا را درگیر کند، در جامعه هم همین‌جور است، یک عضو ممکن است کاری بکند که همه را درگیر بکند. حوادثی برای جامعه پیش می‌آید، عدّه‌ای بی‌گناهند در آن حادثه؛ [پس‌] چطور میشود گفت که «مآ اَصابَکَ مِن سَیِّئَهٍ فَمِن نَفسِکَ»، ایشان میفرمایند نه، همین درست است، همین جا هم «فَمِن نَفسِکَ» است، منتها نفْسِ یک موجود وسیعی به نام جامعه است که یک جزئی از او گناهی کرده.» [۴] شهید مطهری می نویسد: «قرآن براى «امت» ها، سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قائل است‏. بدیهى است که «امت» اگر وجود عینى نداشته باشد، سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصیان معنى ندارد. اینها دلیل است که قرآن به نوعى حیات قائل است که حیات جمعى و اجتماعى است. حیات جمعى صرفاً یک تشبیه و تمثیل نیست، یک حقیقت است، همچنان که مرگ جمعى نیز یک حقیقت است.» [۵] بر این اساس، احکام و اوصاف انسانی به جامعه تسرّی می یابد. در این نگاه، تحلیل انسان واره از جامعه، صرفاً یک تشبیه استعاری نیست! بلکه خبر از ارتباط حقیقی میان فرد و جامعه می دهد که در صورت پذیرش آن، همانگونه که موت و اجل به جامعه نسبت داده می شود، سایر احکام تکامل انسانی نیز برای جامعه قابل بحث است.

یکی از این احکام، رسیدن انسان به بلوغ و کمالی است که در چهل سالگی رخ می دهد. این نکته در مسأله بلوغ عقلانی انسان پس از گذشت چهل سال از عمر او در دنیا به چشم می‌خورد؛ و خداوند در اشاره به این موضوع در قرآن کریم می‌فرماید؛ «حَتىَّ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبّ‏ أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ  عَلَیَّ وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَئهُ وَ أَصْلِحْ لىِ فىِ ذُرِّیَّتىِ  إِنىّ‏ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنىّ‏ مِنَ الْمُسْلِمِین‏»[۶] هنگامی که انسان به مرحله رشد و شکوفائی تامّ رسید و چهل سال بر او تمام شد می‌گوید؛ پروردگارا، طریق شکر و سپاس نعمتهای خودت را بر من و پدر و مادرم به من الهام فرما! و طریق انجام عمل صالح که مورد رضا و تحسین تو باشد را به من بیاموز! و در میان ذرّیّه من صلاح و سداد را استوار فرما! بدرستیکه من به تو روی آوردم و تسلیم خواست و اراده تو گشتم.» در این آیه شریفه بلوغ انسان را به مرتبه رشد عقلی و قِوام نفس در تدبیر و رعایت مصالح و مفاسد در سنّ چهل سالگی می‌شمرد. و پس از این انسان از تجربیّات و اندوخته گذشته برای استکمال روح و طیّ طریق سعادت و صلاح بهره می‌گیرد، نه آنکه به سعه و ظرفیّت عقلانی او اضافه گردد.

و لهذا در «خصال» صدوق از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که فرمودند:

«إنّ العَبدَ لَفی فُسْحَهٍ مِن أمرِه ما بَینَهُ و بینَ أربعینَ سَنهً؛ فإذا بَلَغ أربعینَ سَنهً أوحَی اللهُ عزَّوجلَّ إلَی مَلَئکَتِه: إنّی قد عَمَّرتُ عَبدی عُمرًا فَغَلِّظا و شَدِّدا و تَحَفَّظا و اکتُبا عَلیهِ قَلیلَ عَمَلِه و کَثیرَهُ و صَغیرَهُ و کَبیرَه!»[۷] بنده تا سنّ چهل سالگی مورد عفو و مغفرت پروردگار است؛ و زمانی که به این سنّ رسید خدای متعال به دو ملک رقیب و عتید که موکّل بر اعمال و کردار او هستند وحی می‌فرستد: من به تحقیق به بنده‌ام عمر کافی جهت کسب معرفت و بلوغ عقلی عنایت کردم، از این پس دیگر او در کردار و اعمالش رها و آزاد نیست، بر او سخت گیرید و هر آنچه از او سر می‌زند کم یا بسیار دقیقاً ثبت و ضبط نمائید! نظیر این روایت نیز در «خصال» از امام صادق(ع) آمده است: «…إذا بَلَغَ أربعینَ سَنهً فَقد بَلَغَ مُنتهاهُ. »[۸] زمانیکه بنده به سنّ چهل سالگی می‌رسد عقل او به نهایت درجه قدرت و سعه و ادراک می‌رسد.»

با پذیرش تسّری احکام فرد بر جامعه که بحث استدلالی در مورد آن مجال تفصیلی و تخصصّی تری می طلبد، اما ثمره بحث این است که انقلاب اسلامی در چهل سالگی به تثبیتی در تدبیر و عقلانیت می رسد که تا پیش از آن چنین مرتبه ای نداشته است. ابتلائات انقلاب اسلامی در این دوران چهل ساله همه و همه لوازم این رشد و بلوغ تلقّی می شود.

بحران های داخلی آغاز انقلاب، جریان ترور ها و جنگ طلبی های داخلی توسط منافقین و چریک های فدایی خلق، بحران های قومی و تجزیه طلبی ها در ترکمن صحرا، سیستان و بلوچستان، خوزستان و کردستان، جنگ تحمیلی هشت ساله، تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، پروژه استحاله نظام و جریان فتنه ۸۸، پروژه جنگ نرم و نفوذ و… همه و همه نمونه هایی از ابتلائات انقلاب اسلامی است که همه و همه در تدبیر الهی برای رشد و تعالی امّت امام خمینی(ره) تا رسیدن به بلوغ چهل سالگی فهم می شود.

گفته اند، «تُعرَفُ الاَشیَاءَ بِاَضدَادِهَا» یکی از راه های فهم مراحل رشد انقلاب اسلامی، توجّه به بدیل سازی هایی است که توسط جریان طاغوت و استکبار جهانی که ظهور تمدّنی ولایت شیطان است، برای مقابله با انقلاب اسلامی رخ داده است.

در سیر مقابله با انقلاب اسلامی توسط جریان استکبار اوّلین گام ها تلاش برای نابودی انقلاب اسلامی بود! امّا پس از ناکامی در ماجراهایی مانند کودتای نظامی نوژه، کودتای آمریکایی و واقعه طبس، جنگ تحمیلی و … دو راهبرد اساسی و خط مقابله کلّی توسط جریان استکبار دنبال گردید. هر دو راهبرد، تابع خطوات شیطانی است. چرا که یکی از راه های اغوای شیطان، خالی کردن یک حقیقت از باطن و درون و باقی گذاشتن ظاهر آن برای فریب است. خالی کردن عمل از نیت و اخلاص و باقی گذاردن قشر و پوسته بی خاصیّت آن برای انسان که نتیجه آن قشری گرایی و جمود در دین و مقدّس مآبی و تحجّر در ظواهر دین، بدون توجه به عمق معنویت و توحید و حقیقت ایمان مدّ نظر در شریعت است:

راهبرد اوّل مقابله درونی است. انحراف انقلاب اسلامی از طریق استحاله درونی(پروژه جنگ نرم و نفوذ و …) که به دنبال تغییر در عملکرد، اهداف و آرمان های جمهوری اسلامی و در واقع خالی کردن جمهوری اسلامی از حقیقت آن یعنی انقلاب اسلامی بوده است. تلاش برای اینکه مسئولان جمهوری اسلامی و مردم! از آرمان های امام و انقلاب فاصله گرفته و روح جمهوری اسلامی را از کالبد و قالب آن جدا نمایند.

راهبرد دوّم، مقابله بیرونی از طریق بدیل سازی برای انقلاب اسلامی است. این بدیل سازی، همزمان با توسعه انقلاب اسلامی در سطح بیرونی در جهان اسلام و در مقابل جریان استکبار شکل گرفته است. به این معنا که سطح تکامل و توسعه انقلاب اسلامی، و برد موثّر آن، مورد توجّه جریان شیطانی استکبار جهانی بوده و در هر مرحله تلاش نموده است، بدیل انقلاب اسلامی را ارائه نماید.

گام اوّل ارائه اسلام سازشکار آمریکایی در مقابل با اسلام ناب که اوّلین مرحله این بدیل سازی است. با پیروزی انقلاب اسلامی، ایده و تز سکولاریسم غرب که شعار جدایی دین از سیاست را سر می داد، به چالش کشیده شد و موجی از دین گرایی و اسلام گرایی در جهان شکل گرفت. مقابله با اسلام جامع و انقلابی ارائه شده در انقلاب اسلامی منجر به شکل گیری اسلام بدیلی گردید که حضرت امام تحت عنوان اسلام آمریکایی و اسلام ابوسفیانی از آن یاد کردند. اسلام آمریکایی اسلام سازش و اسلام مرفهین بی درد و طرفدار مستکبرین بود. پس از موج اسلام گرایی، گرایش به تشیع نیز از رهاورد های انقلاب اسلامی بود لذا این جریان مقابله، بدیل شیعی نیز داشت که در بیان مقام معظم رهبری تحت عنوان تشیّع انگلیسی معرفی گردید. که در واقع ولیده همان اسلام آمریکایی با ظاهر شیعی است.

گام دوّم ارائه اسلام انقلابی بدیل بود که تحت عنوان طالبانیسم و القاعده ارائه گردید. با الگوگیری جنبش های اجتماعی و انقلابی از انقلاب اسلامی مانند حزب الله لبنان، برای مشوّه کردن این جنبش های متاثر از انقلاب اسلامی، تلاش شد جنبش های بدیل به ظاهر اسلامی و انقلابی خالی از روح ایمان و حقیقت اسلام ناب، تشکیل شود و به جهان معرفی گردد تا انقلابی گری اسلامی عدل تروریسم و خشونت بین المللی شناخته شود. جریان های اجتماعی و سیاسی که به ظاهر اسم اسلام را یدک می کشیدند و انقلابی و مجاهد بودن را ویژگی خود می دانستند. اماّ تفکر ظاهر گرایی و سلفی گری افراطی بر آنها حاکم بود. این جریان بیش از یک دهه جهان اسلام را درگیر خود کرد.

گام سوّم ارائه حکومت انقلابی بدیل انقلاب اسلامی بود. پس از اشاعه ایده انقلاب اسلامی در سطح حکومتی و به ثمر نشستن صدور انقلاب اسلامی بود که با شروع الگو گیری کشور های اسلامی از انقلاب اسلامی برای سرنگون کردن حکومت های جائر منطقه و تشکیل حکومت اسلامی در جریان بیداری اسلامی اتفاق افتاد. بدیل سازی انقلاب اسلامی در مرحله حکومتی، که نطفه آن در رحم بیداری اسلامی گذاشته شد و ولیده آن تا حدّ زیادی هم توانست جریان بیداری اسلامی را به حاشیه بکشاند. جریان دولت اسلامی عراق و شام یا همان شجره خبیثه داعش که با ظاهر مقابله با حکومت های موجود برای تشکیل یک حکومت اسلامی و انقلابی شکل گرفت و اعلام تشکیل خلاف اسلامی نمود! بدیل حکومتی انقلاب اسلامی تلقی می شود.

مقابله انقلاب اسلامی با داعش علاوه بر اینکه موجب نابودی شجره خبیثه داعش گردید، مشخّص کننده تمایز حکومت منبعث از انقلاب اسلامی از بدیل شیطانی خویش و گامی اساسی در ارائه تصویر حکومتی انقلاب اسلامی به جهان بود. از دستاورد های انقلاب اسلامی در مقابله با داعش، تشکیل جبهه انقلاب اسلامی تحت فرماندهی ولایت فقیه در سطح منطقه ای و تشکیل سپاه فراملیّتی بود(از مجاهدان عراقی، سوری، ایرانی، افغانستانی، پاکستانی و …)، اتحادی چند ملیّتی و انقلابی در میان کشور های ایران، سوریه و عراق و مجاهدان انقلابی حزب الله لبنان و مجاهدان یمن و بحرین و درنوردیده شدن مرزهای جغرافیایی توسط انقلاب اسلامی، که در صدور انقلاب گامی اساسی تلقی می شود. این حرکت را می توان بازگشت جریان بیداری اسلامی به مسیر اصلی آن دانست و همه این ها نشان دهنده ورود ولایت، عقلانیت و تدبیر انقلاب اسلامی با محوریت ولایت فقیه و جریان انقلابی در سطح تدبیر جهانی در مسیر شکل گیری امّت احده اسلامی است. و این همان تدبیر و عقلانیتی است که در بلوغ ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی رخ داده است و نشان دهنده شکل گیری گام های اوّلیه در حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی است. تمدّنی که می تواند نوید بخش انتظار امّت اسلامی برای تشکیل حکومت جهانی مهدوی و تمدن آرمانی اسلامی باشد.

آزادی فلسطین کلید گشایش در امر فرج

در این مسیر وحدت اسلامی در مقابل اسرائیل و حرکت به سوی محو و نابودی این رژیم جعلی، استراتژی انقلاب اسلامی در گام پس از نابودی داعش است. از یکسو این مسأله از سوی رهبر معظّم انقلاب، کلید رمز آلود فرج و مقدمه ظهور معرفی شده است ایشان با اشاره به شکست تلاش چند ده ساله‌ی آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها برای پاک کردن نام فلسطین از نقشه‌ی جهان افزودند؛ «قضیه‌ی فلسطین کلید رمزآلود گشوده شدن درهای فرج به روی امت اسلامی است و همه‌ی دنیای اسلام باید مسأله‌ی فلسطین را مسأله‌ی خود بدانند تا در سایه‌ی تحقق وعده‌های الهی، فلسطین به ملت فلسطین برگردد و دولت واحد فلسطینی به انتخاب همه‌ی فلسطینیان سراسر کشور خود را اداره کند[۹]» از طرفی در سال ۱۳۹۴ نابودی قریب الوقوع اسرائیل تا بیست و پنج سال آینده از سوی ایشان نوید داده شده است.[۱۰] رهبر معظم انقلاب، در روزهای اخیر با اشاره به چهل سالگی انقلاب اسلامی، و با اشاره به حدود ۴۰ سال توطئه و فشار و تحریم از جانب آمریکا و صهیونیسم بر ضد نظام اسلامی، می فرمایند: «با وجود همه‌ی این فشارها، جمهوری اسلامی ایران به لطف خداوند، پیشرفت‌های شگرفی داشته و با کمال قدرت و قوت در مقابل جبهه‌ی استکبار ایستاده است و با صراحت اعلام می‌کنیم جمهوری اسلامی ایران در هر جایی که برای مقابله با کفر و استکبار، نیاز به حضور باشد، کمک خواهد کرد و در بیان این موضوع ملاحظه‌ی هیچ‌کس را نمی‌کنیم». این شاخص ها، در واقع، بیان بلوغ و قوّت انقلاب اسلامی در پایان چهل سالگی آن است. در همین بیانات، به عنوان گام بعدی پس از نابودی داعش، مساله نابودی اسرائیل، در محور توجّهات ایشان قرار گرفته است. رهبر انقلاب اسلامی، در مهمترین دیدار خود بلافاصله پس از رسانه ای شدن خبر پایان عمر خلافت جعلی داعش، موضوع فلسطین را مسئله‌ی اول دنیای اسلام خواندند و افزودند «کلید غلبه بر دشمنان اسلام، مسئله‌ی فلسطین است زیرا جبهه‌ی کفر و استکبار و صیهونیسم با غصب کشور اسلامی فلسطین، آن را به پایگاهی برای ایجاد اخلال در امنیت کشورهای منطقه تبدیل کرده‌اند و باید با غده‌ی سرطانی اسرائیل مقابله کرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، هدف اصلی دشمنان از اختلاف‌افکنی و نزاع میان مسلمانان را، ایجاد حاشیه‌ی امن برای رژیم صهیونیستی برشمرده و می فرمایند: «امیدواریم روزی فرا برسد که مردم فلسطین مالک سرزمین خود شوند و آن روز، روز جشن و عید دنیای اسلام خواهد بود»[۱۱]. روشن است که در این مسیر، جبهه بندی جدیدی در محور مقاومت، در مقابل اسرائیل و حامیان آن در حال ترسیم است، جبهه بندی که از آن به عنوان محور مقاومت یاد می شود و سطح منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی در حرکت به سوی امّت واحده است. در مقابل این جریان، جبهه اسلام آمریکایی با شاخص حمایت از اسرائیل و صهیونیسم به عنوان جریان بدیل منطقه ای اسلامی به خوبی قابل تشخیص است.  البته روشن است که این تحلیل، استراتژی جمهوری اسلامی در مقدمه سازی برای ظور است و نه پیشگویی و تعیین وقت برای آن. امّا تحلیلی استراتژیک که افق حرکت انقلاب اسلامی به سوی وحدت امّت اسلام با محور رویایی با اسرائیل و نابودی آن را به عنوان کلید دست یابی به ظهور ارائه می نماید.

این تحلیل، با فهم دقیق ظرفیت های انقلاب اسلامی در بلوغ چهل سالگی آن، در دوران پسا داعش! و تحلیل کیفیت ورود انقلاب اسلامی در تقابل با دعش و ویژگی های این نبرد در خاک سوریه و عراق قابل فهم است. ظرفیت هایی که در تطبیق با جامعه اسلامی مقدمه ساز ظهور، به نظر می رسد می تواند زمینه ساز و نوید بخش نزدیکی ظهور امام عصر(عج) بوده و گام دیگری در فرآیند رشد جامعه اسلامی به سوی مرحله نهایی تلقی شود. در این مرحله، آینده جهان اسلام به نظر می رسد علاوه بر اینکه درگیر تهدیدهای مستمر گذشته است، وارد مرحله جدیدی از بدیل سازی انقلاب اسلامی خواهد شد که از جنس بدیل تمدنی و امّت گرای اسلامی است. بدیلی که ادعای جهان اسلام، منهای انقلاب اسلامی و ولایت فقیه داشته باشد. در این زمینه به نظر می رسد، جریان اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی و جنبش های اجتماعی زاییده آنها و همچنین حکومت های دست نشانده این جریان که همچنان در صف مقابل انقلاب اسلامی در جبهه استکبار حضور دارند، و با محوریت عربستان سعودی و جبهه عربی وابسته به آمریکا در منطقه شکل گرفته است، و قطب بندی دوگانه آینده در منطقه کشور های اسلامی را روشن تر از قبل خواهد کرد. دو گانه ای که لامحاله به روشن شدن بیش از پیش تقابل جریان منطقه ای جبهه مقاومت و جبهه اسلام آمریکایی می انجامد و نابودی اسرائیل، فروپاشی حلقه اتّصال این جریان بدیل مبتنی بر اسلام آمریکایی خواهد بود.

موکب جریان انحرافی احمد الحسن در پیاده روی اربعین

در حوزه درون گفتمانی شیعی نیز از ظرفیت های مهدویت گرای بالقوه و امکان ظهور جریان های بدلی مدّعی مهدویت و زمینه سازی ظهور در شیعه نباید غفلت نمود. جریان هایی که تحرکات اولیّه خود را خصوصاً در ایران، عراق و سوریه آغاز نموده اند و در حال جذب و گسترش شبکه اجتماعی خود هستند.  و مقابله با این جریان، لزوم اهتمام به فرهنگ مهدویت و انتظار سازنده ظهور در مقابل جریان های بدیل و انحرافی را در مسیر حرکت انقلاب اسلامی ضروری می سازد.

شاخص های اصلی این جریان های مدعی مهدویت عبارتند از:

۱-   تطبیق قطعی تحولات منطقه ای و… با علائم ظهور؛ اگرچه باید با شناخت صحیح علائم قطعی ظهور، همیشه آمادگی لازم را برای تحقق این امر در جامعه فراهم نمود، امّا همواره یکی از آفات بحث از علائم ظهور تطبیق قطعی حوادث با این نشانه ها است که در تاریخ شیعه منجر به شکل گیری برخی ادعاهای وهمی شده است.[۱۲]

۲-   ادعای خودبسندگی در فهم روایات و قرآن و بی نیازی از اجتهاد و مرجعیّت؛ یکی از راهکارهای این جریان های مدعی، فاصله انداختن میان مردم و علما و مجتهدین در فهم دین است چرا که تشکیک در اجتهاد و مرجعیّت زمینه را برای تمسّک به روایات ضعیف و یا متشابه و … فراهم می نماید. در حالی که با دلایل قطعی و محکم عقلی، فهم روایات و استخراج احکام اسلامی از آن نیازمند اجتهاد و تخصّص دینی است. استناد به یک روایت به طور مستقل به هیچ وجه حجت شرعی برای عمل نیست و فهم روایات باید با قواعد خاص در اثبات صحّت سند و متن روایت و همچنین در نسبت با سایر آیات و روایات انجام گیرد که این کار نیازمند قوّه اجتهاد و استنباط دینی است. بسیاری از جریان های انحرافی در تاریخ اسلام ناشی از بد فهمی و کج فهمی آیات و روایات بوده است. از نگاه حضرت امام(ره) بدون شک جریانی که اجتهاد صحیح دینی را نفی می نماید یا تلاش می کند جایگاه روحانیت اصیل شیعه و علمای دین را در فهم دین حذف نماید، جریانی استعماری و انگلیسی است. تمسّک به روایات «کلّ رایه» که به نفی قیام با ادعای امامت و مهدویت قبل از قیام حضرت حجت(عج) می پردازد به عنوان دلیل نفی حکومت اسلامی در زمان غیبت، که از سوی جریان های مدعی مهدویت مانند انجمن حجتیه مورد استناد قرار می گرفت، از نمونه های این فهم غلط از روایت است.[۱۳]

۳-   ادعای رابطه و نیابت مستقیم با امام زمان(عج) و مأموریت برای مقدمه سازی؛ یکی از شاخصه های این جریان های مدعی، ادعای ارتباط مستقیم با امام زمان است.

۴-   عبور از ولایت فقیه و نفی لزوم تبعیّت از ولایت با ادعای رابطه مستقیم با امام زمان(عج) (شبیه به نواب خاصّ دوره غیبت صغری با عناوینی مانند ظهور صغری و…)؛ ادعای ارتباط مستقیم با امام زمان، دقیقاً ادعایی برای نفی ولایت فقیه و نیابت عام فقها در عصر غیبت است. این درحالی است که راهبرد اساسی ائمه برای دوران غیبت، مرجعیّت فقها و ولایت و نیابت عام فقها در تشکیل حکومت و اداره جامعه برای شکل گیری مقدمات ظهور است.

۵-   باز طراحی بدیلی از مهدویت و انتظار ظهور با شاخص های شبیه انقلاب اسلامی از جمله ادعای مقابله با استکبار و آمریکا و… در عین مقابله با جریان انقلاب اسلامی.[۱۴]

➖➖➖➖➖

[۱] – به عنوان نمونه: «وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَهً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ»(سوره مبارکه اعراف، آیه ۳۴).

[۲] –  علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیه ۲۰۰ سوره مبارکه آل عمران می فرمایند «رابطه حقیقى که بین فرد و جامعه وجود دارد، خواه ناخواه به وجود و کینونتى دیگر منجر مى‏شود، کینونتى در مجتمع و مطابق قوت و ضعف و وسعت و ضیقى که افراد در وجودشان و قوایشان در خواصشان و آثارشان دارند، و در نتیجه غیر از وجود تک تک افراد که فرضا ده میلیون نفرند یک وجودى دیگر پیدا مى‏شود بنام مجتمع و غیر از آثار و خواصى که تک تک افراد دارند خواص و آثارى دیگر و از همه قوى‏تر پیدا مى‏شود، بنام آثار جامعه.»

[۳] – «افراد در جامعه انسانى در یکدیگر تأثیر و تأثر مى‏کنند یعنى در یکدیگر تأثیر مى‏کنند و از یکدیگر متأثر مى‏گردند و این تأثیر و تأثرها به روحیه‏ها وحدت مى‏بخشد و در نتیجه مجموع امور روحى که به یک جامعه تعلق دارد- که فرهنگ‏ جامعه نامیده مى‏شود- یک وحدت خاص و یک واقعیت خاص پیدا مى‏کند که افراد را تحت تأثیر خودش قرار مى‏دهد یعنى جامعه و این کل داراى یک روح، یک وحدت، یک ذوق خاص، یک احساس خاص، یک سلسله حساسیتهاى خاص و داراى طرز تفکر خاص مى‏شود و قهراً داراى اراده خاص و وجدان خاص مى‏شود. پس روى این نظریه، ما علاوه بر وجدان افراد یک وجدان اجتماعى داریم و علاوه بر اراده افراد یک اراده کلى و اراده اجتماعى داریم قاهر و غالب بر اراده و وجدان افراد مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۵(فلسفه تاریخ)، ص ۵۹۵٫

[۴] – (مقام معظم رهبری /۳/۹۵)

[۵] – مطهری، مرتضی، مجموعه آثار ج۲(جامعه و تاریخ)، ص ۳۴۰٫

[۶] – سوره الأحقاف (۴۶) ذیل آیه ۱۵

[۷] – خصال صدوق، (أبواب الأربعین و مافوقه) حدیث ۲۴ ، ص ۵۴۵

[۸] – خصال صدوق، (أبواب الأربعین و مافوقه) حدیث ۲۴ ، ص ۵۴۵

[۹] – http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=1371

[۱۰] -«رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید.» مقام معظم رهبری، ۱۸/۶/۹۴ این جمله‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان مهمترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی رهبر انقلاب اسلامی در سال ۹۴ از نگاه مردم انتخاب شد.

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32622

[۱۱] – http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=38292

[۱۲] – در سال های اخیر این تطبیق و توقیت از سوی این جریان ها، بارها انجام گرفته است. البته این مساله غیر از احتمال نزدیکی ظهوری است که از سوی علما و اسلام شناسان حقیقی ظرح می شود.

[۱۳] – «اما مساله این است که دست سیاست در کار بوده؛ همان طور که تزریق کرده بودند به ملت ها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیت هاى دنیا که سیاست کار شماها نیست؛ بروید سراغ کار خودتان و آن چیزى که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراتورها. خب، آنها از خدا مى‏خواستند که مردم غافل بشوند و سیاست را بدهند دست حکومت‏ و به دست ظلمه، دست آمریکا، دست شوروى، دست امثال اینها و آنهایى که اذناب اینها هستند و اینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمان ها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد، این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص غافل را، اینها را بازى دادند و گفتند شما کاری به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید توى مسجدهایتان بایستید نماز بخوانید! چه کار دارید به این کارهاینهایى که مى‏گویند هر  عَلَمى بلند بشود و هر حکومتى، خیال کردند که هر حکومتى باشد این برخلاف انتظار فرج است. اینها نمى‏فهمند چى دارند مى‏گویند. اینها تزریق کرده ‏اند بهشان که این حرف ها را بزنند. نمى‏دانند دارند چى چى مى‏گویند. حکومت نبودن، یعنى اینکه همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهى رفتار بکنند. ما اگر فرض مى‏کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار مى‏زدیم؛ براى اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتى بیاید که نهى از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد. اینگونه روایت قابل عمل نیست و این نفهم ها نمى‏دانند چى مى‏گویند،هر حکومتى باشد حکومت [باطل‏] است! بلکه شنیدم بعضى از اشخاص گفته‏اند که خب با این وضعى که هست، الان در ایران هست، دیگر ما نباید تهذیب اخلاق بکنیم؛ دیگر غلط است این حرف ها! چیزى نیست دیگر حالا. حتما باید استاد اخلاق در یک محیطى باشد که همه مردم فاسدند، شرابخانه ‏ها همه بازند و- عرض مى‏کنم که- جاهاى فساد همه بازند! اگر یک جایى باشد که خوب باشد، آنجا دیگر تهذیب اخلاق لازم نیست، نمى‏شود، باطل است! اینها یک چیزهایى است که اگر دست سیاست در کار نبود، ابلهانه بود، لکن آنها مى‏فهمند دارند چى مى‏کنند. آنها مى‏خواهند ما را کنار بزنند.»

[۱۴] – نمونه این جریان های انحرافی، جریان احمد الحسن است که مدعی است سید یمانی است. برای اطلاعات بیشتر ر.ک: به ره افسانه، نوشته حجت الاسلام محمد شهبازیان، انتشارات مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم. فایل کتاب در لینک زیر منتشر شده است:

http://ahmadalhasan.blogfa.com/category/4

➖➖➖➖➖