شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۸:۴۰
منهای رشد

منهای رشد، نقد اجتماعی است با کمی چاشنی طنز که از دل موضوعات و مسأله های مبتلا به هسته های مطالعاتی مرکز رشد بر می آید. باشد که بر دل نشیند.

دوربینیا،شخصیتیائی ان مِث ای تی تو فیلم اسپیلبرگ؛ شخصیتائی که اول،همه از چهره و قیافه غیر متعارفشون شوکه می شن ،ولی بعداً بهشون عادت می کنن و باهاشون زندگی می کنن.

دوربینیا،کسایی ان که همه کار می کنن تا دیده بشن.بعضی وقتا حاضرن دُشنامای آب دار هم نثارشون بشه، اما …اما دیده بشن.

دوربینیا،اگه یه دوربین گیر بیارن، انگار دنیا رو بدست آوردن، می دونن تو چه زاویه ای و با چه اِفه ای، خوبِ خوب دیده بشن.

یه گزارش،یه همایش، یه نمایش،یه رزمایش، یه سخنرانی، یه مصاحبه، یه نشست، یه هیأت،براشون فرقی نمی کنه حتی یه زلزله، یه سیل ،یه مصیبت ،یه بلا هم برای اونا نعمتیه، اگه و اگه فقط دوربین رو دَشت کنن.

دوربینیا، حزب و مرام و مانیفست ندارن. از هر قُماشی هستن و با هر قُماشی می پَرن، فقط به یه ماده و اصل اعتقاد دارن: دیده بشن…

دوربینیا، هیچ وقت وسط معرکه کار و جهاد و تکلیف پیداشون نمیشه،اونا اغلب مشاورن و مباشر و معاون و مُصاحب، ولی فقط می خوان دیده بشن.

دوربینیا،وقتی خوب دیده شدن،مهم می شن، تو دل برو می شن، یه عده عاشق شون می شن، یه عده گرفتار شون، یه عده اسیر شون و یه عده عبید شون…

دوربینیا، وقتی خوب دیده شدن، اون وقته که کار اصلی شون شروع بشه؛
اونا نظر دارن و صاحبنظرن، اونا بَند بازن، اونا بَست نشینن، اونا بَند و بَست دارن، اونا واقعا مهمن، اونا خیلی مهمن، اونا گُلن ، اونا جیگیرن، اونا نازن…اصلا دنیا، دنیای اوناست، دنیای دوربینیا.

دوربینیا، دور وزیرن، دور وکیلن، تو مجلسن، با دولتن، کشوری ان، لشگری ان..اونا اینن، اینا اونن…

دوربینیای اصل، وقتی دوربین ببینن، دیگه هیچی رو نمی بینن، نه بزرگتری، نه کوچکتری، نه مردی ، نه زنی، نه بچه ای ،نه پیری… دوربین همه مرام شونه،دین شونه، آیین شونه…باهاش آدم می خرن و آزاد می کنن،ویلای لواسون دارن و مرسدس شون به راهه…

دوربینیا، خیلی گنده ن، نه کسی یقه شونو می گیره، نه جرأت داره بگیره…

دوربینیا، دنیا به کام شونه و سوار بر اسب مُرادن، رو شُونه مردم کِیف می کنن و با بیت المال، حال…

بیچاره آقایدوربینی! اسمش بد در رفته، باید بیاد جلوی این دوربینیا لُنگ بندازه…

هسته بازاریابی سیاسی