یکشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۱۵
قسمت یکم
کسی که به مسئله رسیده چه باید بکند؟

گاهی انسان ها به مسئله نرسیده اند و گاهی هم که رسیده اند، در ابهام مسیر و حرکت قرار دارند. دانشجویان نیز آن گاه که به مسئله می رسند و احساس می کنند، مسئله دارند در ابهام مسیر و سوال از چگونگی حرکت قرار می گیرند.

در این باب چند نکته را که به نظر می رسد باید رعایت کرد و تا حد زیادی تجربه شده است بیان می شود. امید که انشاءالله مفید قرار گرفته و ختم به خیر شود:

۱⃣ هر راهی که برای طی مسیر پاسخ به یک مسئله و واکاوی آن معرفی می شود، راهی است از یک نگاه و از یک نفر و برای یک مسئله. لذا سالک حل مسئله باید بداند که ممکن است به تناسب مسئله ای دیگر، راه های متفاوت و به تناسب افراد حرکت کننده، مسیرهای متفاوت اما درستی وجود داشته باشد.

۲⃣ انسان هیچ گاه نباید فهمیدن مسئله را تمام شده بداند. همواره باید بر اساس میزان فهم از مسئله طراحی و عملیات کرد اما همواره نیز باید مسئله ادراک شده را به چالش کشید. دانشجو باید بداند که چه می خواهد و دقیقا چه می خواهد. البته این فهمیدن تقدم رتبی دارد و جز در اولین مرحله، تقدم زمانی نسبت به عملیات ندارد. به تناسبی که می فهمیم عمل می کنیم و این زمینه فهمیدنی دیگر را فراهم می کند.

۳⃣ انسان همواره باید مسئله را در کف میدان واقعیت ها درک کند نه از کتب، مقالات، سخنرانی ها و …. . درباره پیرامون خود، مباحثی می خوانیم و می شنویم اما ادراک امری در قالب یک مسئله، باید حتما از درگیری با واقعیت میدانی مسئله رخ دهد تا عمق جان سالک را درنوردد و فهمی درست نیز حاصل کند. البته که واقعیت میدانی هر مسئله، متفاوت است و سطوح مختلفی دارد.

۴⃣ انسان در مواجهه با مسئله ادراک شده و در مقام طراحی و عملیات باید بداند که در دو ساحت باید بیاندیشد و بیاموزد: اول اینکه مسئله چگونه حل می شود؟ دوم اینکه او چگونه قرار است در فرایند حل مسئله نقش آفرینی کند؟ اینها دو اندیشه هستند که یکی بدون دیگری ابتر خواهد بود. پس برای خودت و برای مسئله بیاندیش.

۵⃣ باید متوجه بود که عمده مسائل اجتماعی با تلاش ما حل نخواهند شد بلکه ما صرفا جزئی از حلقات زنجیره حل مسئله هستیم و تا حدی نقش آفرینی می کنیم. پس در عین داشتن همت بلند، اندازه واقعی خود را هم مدنظر داریم تا دچار برنامه ریزی غیرعقلانی نشویم و به جای نظریه پردازی به نظریه پروازی نیفتیم.

۶⃣ باید متوجه بود که حل مسئله نیازمند انسان هایی است که در عین تمرکز بر مسئله و کسب تخصص، خود را محتاج نگاهی گسترده و بینشی بزرگ می دانند. باید دانست که مسئله های اجتماعی ما صرفا از یک زاویه محدود مثلا از زاویه یک رشته صرف، به درستی تحلیل و حل نخواهد شد. پس در عین تمرکز، سعی می کنیم که عالم را آن چنان که عالم هست درک کنیم و بدانیم که ما و مسئله ما جزئی از عالم و در اتصال و تعامل با عالم هست و حل می شود. لذا هیچ گاه مستغنی از حضور در معرض اندیشه ها و زوایای دید دیگر نخواهیم بود بلکه بدون آن ها حتی فهم درستی از مسئله خود نخواهیم داشت. نگاه نظام مند به حل مسئله، این چنین است. حتی یک اردوی ساده، یک تصویر، یک لطیفه و … باید برای ما درس آوری داشته باشد.

 

محمدصادق تراب زاده پژوهشگر مرکز رشد