یکشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۶ ۲۰:۰۰
قسمت دوم
کسی که به مسئله رسیده چه باید بکند؟

گاهی انسان ها به مسئله نرسیده اند و گاهی هم که رسیده اند، در ابهام مسیر و حرکت قرار دارند. دانشجویان نیز آن گاه که به مسئله می رسند و احساس می کنند، مسئله دارند در ابهام مسیر و سوال از چگونگی حرکت قرار می گیرند.

۷⃣ سالک حل مسئله باید با مسئله اش زندگی کند. در درس خواندن ها و در دیدن ها و در شنیدن ها سعی دارد که نفع سمع و بصر و فواد خویش را برای حل مسئله خود به خدمت درآورد. از این رو، باید فرض بداند که در عالم پیرامونی، هیچ امر بی ارتباط به مسئله وجود ندارد و فقط این سالک است که باید چشمش را بگشاید و ببیند. پس حساس شو. حساسیت نداشتن نسبت به پیرامون یعنی مرگ مسئله.

۸⃣ دیدن آنچه در بند قبل گفتیم کفایت نمی کند، دانشجوی علوم انسانی باید برای حل مسئله اش، همواره دست به قلم باشد و بنویسد. او باید هر آنچه را در معرضش قرار می گیرد، به نوشتار در بیاورد. شاید وبلاگ یکی از بهترین ابزارها باشد. هر کلاسی، هر کتابی، هر جلسه و هر چیزی که در معرضش قرار می گیریم باید ایده ای به ما بدهد. با او بجنگ تا ایده را به تو بدهد. تو هم رسم وفا به جا بیاور و زکاتش را مکتوب کن. ولو در حد یک پاراگراف. این کار در یک بازه زمانی چند ماهه، به تو نگاه جامع و چند رشته ای و …. نسبت به مسئله می دهد. آنگاه نظام مند می اندیشی و مکتوب این اندیشه را خواهی داشت.

۹⃣ از سوی دیگر بدان که نوشته تو اگر برای خود توست، بهتر است که نباشد. بدان که حل مسئله را باید از مسیر جمع و جماعت پیش برد. اگر نتوانیم حرف را به دیگران منتقل کنیم، از حل مسئله هم عاجزیم چون بخشی از حل مسئله، همراه شدن جماعتی برای حل مسئله است. پس بنویس اما جوری که دیگران می فهمند. بدان که قلم معجزه است.

🔟 به نظر می رسد که از اولین گام ها در شروع فرایند حل مسئله، #درگیر_شدن_با_واقعیات آن است نه نظریه های آن. ابتدا کمی تحمل باید کرد. مثلا اگر در حوزه آموزش و پرورش می خواهیم ورود کنیم اول باید بدانیم مسئله ها چیست؟ گزارشات رسمی را باید دید. اخبارش را باید دنبال کرد. جلساتش را باید یافت. افراد و نهادهایش را باید شناخت. باید جریان شناسی و جبهه بندی ها را در اولویت قرار داد. باید فهمید که چرا آن ها نتوانسته اند و ….. . عجله در پاسخ به مسائل یعنی مرگ مسئله.

۱⃣۱⃣ سپس دیدن نظرگاه ها در مورد مسائل مختلف و ارتقاء ظرفیت خود در دیدن یک مسئله از چند زاویه. خبرگان و متصدیان امر، بهترین خزانه این دیدن هستند. نگذار که به خزانه غیب ملحق شوند.

۲⃣۱⃣ سپس اینکه با استفاده از رشته علمی خود، آن مسئله را تحلیل کن. بر اساس داشته هایت عمل کن نه خواسته هایت.

۳⃣۱⃣ و در آخرین گام از اولین مرحله سلوک حل مسئله، باید نظریه ها و اندیشه های علمی را فهمید. باید معارف و نظریه ها را گرد آورد. پس از فهمیدن واقعیات میدانی، دانستن اندیشه ها، یعنی دیدن واقعیت. اما قبل از فهمیدن واقعیات میدانی، دانستن اندیشه ها، یعنی اندیشه های بی معنی.

۴⃣۱⃣ حال اگر همه را طی کردی، دوباره در مورد مسئله ات (چیستی مسئله)، چگونگی حل آن و نوع نقش آفرینی خودت در مسئله بیاندیش.

۵⃣۱⃣ قدم بعد، حرکت به سمت جماعت مسئله حل کن است…. اگر تا اینجا آمده ای، برای ادامه بیا با هم گفتگو کنیم. این گام که همان حرکت جمعی است، صبر می خواهد و فکر می خواهد و تشکیلات می خواهد و ….. . اینجاست که باید گفت: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.

 

محمدصادق تراب زاده پژوهشگر مرکز رشد