یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ۲۰:۴۷
قسمت دوم
سیره سیاسی آیت الله مهدوی کنی

در بخش دیگری از مقاله « درآمدی بر تبیین سیره ی آیت الله مهدوی کنی از چشم انداز بازاریابی سیاسی» آقای دکتر جعفری به تبیین سیره عملی آیت الله مهدوی کنی در قبال «انتخابات» می پردازند.

بخش دوم: عمل و مواضع آیت الله مهدوی کنی در قبال انتخابات:

تأکید بر جایگاه خاص ولایت‌ فقیه به‌عنوان مرز و خط قرمز افراد و احزاب

نمونه ها:

۱️⃣ حساسیت رسانه‌ها درباره‌ی واژه‌‌ی ولایت فقیه (انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۷۶)

«در اوایل انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی هفتم، در تبلیغات رسانه‌ای، کلمه‌ی ولایت فقیه را مطرح نمی‌کردند بلکه به جای آن کلمه‌ی رهبر و رهبری می‌گفتند. … من همیشه به دوستان می‌گفتم شما در این کلمه دقت کنید. … حرفم این بود که کلمه‌ی رهبر که در این روزنامه‌ها می‌آید کاشف از این است که اینها حاضر نیستند کلمه‌ی ولایت فقیه را ذکر کنند و این نمی‌تواند بی‌علت باشد و ساده‌اندیشی است که ما از کنار این موضع‌گیری‌ها بی‌تفاوت بگذریم و به دست خودمان انقلاب را در اختیار نااهلان قرار دهیم.»

۲️⃣پاسخ به شبهه‌ی وابستگیِ مشروعیت ولایت به مقبولیت آن (مقاله‌ی عصر ما):

«شب نوزدهم ماه رمضان همان سال مطلبی از نشریه‌ی عصرما خواندم که در آن … گفته بود که اصلاً مشروعیت ولایت – نه‌تنها ولایت فقیه بلکه ولایت امیرالمؤمنین و معصومین (علیهم‌السلام) – هم منوط به قبول و رأی مردم است … من در سخنرانی شب احیا گفتم … شما چیزی را که از مسلّمات شیعه است انکار می‌کنید و ما شیعه هستیم … شما در زمان حیات امام جرأت نمی‌کردید حرفی بزنید اما حالا که امام در بین ما نیست با صراحت می‌گویید مشروعیت ولایت،‌ منوط به آرای مردم است و بدون رأی مردم، ولایت و امامت قانونی نیست و شرعیت ندارد.»

۳️⃣ انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸

«آقای آقازاده قبل از انتخابات ۸۸ پیش من آمد و گفت شما با آقای میرحسین موسوی مخالفت نکن و سکوت کن. من دو تا ایراد گرفتم و گفتم‌ من آقای میرحسین را از نظر اقتصادی یک آدم سوسیالیست می‌دانم. ایشان نه فقط در دوران جنگ که اصولاً سبک تفکّرش این بود … مسئله بعدی هم اینکه ایشان به آقای خامنه‌ای اعتقاد ولایی ندارد. ولایت آقای خامنه‌ای مثل ولایت بوش و مائو نیست، مردم آنجا هم آنها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به‌معنای عام و آنچه که در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم؛ بلکه می‌گوییم ایشان نائب امام زمان«عج» است و نوعی تقدّس برای این جایگاه قائلیم. آقای میرحسین به این اعتقاد ندارد. ممکن است بگوید رهبری را در قانون اساسی قبول دارد، ولی این برای ما کافی نیست. آقای آقازاده گفت در زمان امام ایشان را قبول نداشت، چون امام رهبر بود؛ ولی الان که ایشان رهبر شده‌اند، قبولشان دارد. گفتم:‌ خیر، این نوع رهبری را که ما می‌گوییم، ایشان قبول ندارد. گفت:‌ دارد. گفتم: ندارد و خواهی دید. انتخابات که تمام شد و آن اوضاع که پیش آمد، به ایشان گفتم دیدی آقا را قبول ندارد..»

 

بخش سوم: نسبت انقلاب اسلامی و روحانیت:

تأکید بر نقش روحانیت در حفظ و تداوم انقلاب و هشدار به روند تضعیف روحانیت مشابه مشروطیت

«بنده قبل از انتخابات دوره‌ی ششم ]سال ۱۳۷۲ و دولت دوم آقای هاشمی[ احساس خطر می‌کردم و گفتم احساس می‌کنم که مشروطه دارد تکرار می‌شود. چون می‌دیدم برخی از مدیران و مسؤولانی که در متن نظام و در دولت هستند و بودند مطالبی را اظهار می‌دارند گویا بعضی از اصول قانون اساسی برایشان قابل قبول نبود … و گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سؤال می‌بردند و رهبری را مزاحم می‌دیدند به‌خصوص بعد از اینکه جریان کارگزاران پیش آمد … از اینرو در بعضی از سخنرانی‌هایم گفتم که من واقعاً احساس خطر می‌کنم، همان احساس خطری که در مشروطیت می‌شد. بنابراین با صراحت گفتم که مشروطیت دارد برمی‌گردد.»

 

هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد