یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۹:۴۷
قسمت یکم
سیره سیاسی آیت الله مهدوی کنی

جناب آقای دکتر نادر جعفری در مقاله ای با عنوان «درآمدی بر تبیین سیره ی آیت الله مهدوی کنی از چشم انداز بازاریابی سیاسی»، که در شماره دوم نشریه «بازاریابی سیاسی» هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد انتشار یافته است، سیره سیاسی یار صادق انقلاب را بررسی کرده اند.

بخش هایی منتخب از این مقاله به صورت خلاصه شده و در قالب دو بخش(پست) ارائه می شود.

 

بخش اول: عمل و مواضع آیت الله مهدوی کنی در قبال دولت

 

نقد برادرانه، دلسوزانه و سازنده‌ی دولت

نگاه متفاوت آیت الله مهدوی کنی به موضوع «دخالت همه‌جانبه و فراگیر دولت در همه‌ی امور» ازجمله در بازرگانی خارجی و اشاره به مقاله‌ای که در این موضوع در روزنامه‌ی اطلاعات نوشتند:

«بنده با بسیاری از کارهایی که در امور اقتصادی می‌شد موافق نبودم و در عین حال برخورد قهرآمیز نداشتم و به‌خاطر حفظ وحدت و هماهنگی، موضع‌گیری تند نمی‌کردم و در محافل عمومی نظرات خود را کمتر مطرح می‌کردم و فقط در جلسات خصوصی مخالفت خود را با دوستان به صراحت بیان می‌کردم.» (مهدوی کنی، ۱۳۸۵: ۳۲۵)

 

ترک مواضع شبهه‌ی قدرت

… موضوع عضویت ایشان در شورای نگهبان (دوره‌ی اول) و بعداً موضوع سرپرستی وزارت کشور که به ایشان پیشنهاد شد و شبهه‌ی تداخل قوا (متمم مقننه-مجریه) و احتمال جمع‌پذیری اینها.

«… از آنجا که مسأله مورد شبهه بود بنده بهتر دیدم که استعفا بدهم. البته کسی به من نگفت استعفا بده. من خودم نامه‌ای خدمت امام نوشتم و عرض کردم بنده برای اینکه هیچ ابهامی باقی نماند و کسی از موافق و مخالف نسبت به نهادی که نگهبان قوانین شرع و قانون اساسی است شبهه‌ای وارد نکند اجازه خواستم که استعفا بدهم. ایشان هم پذیرفتند.» (مهدوی کنی، ۱۳۸۵: ۳۴۳)

 

مقام‌گریزی در عین فداکاری برای انقلاب

نمونه ها:

۱️⃣ پیشنهاد/انتخاب/الزام ازسوی اعضای شورای انقلاب برای تصدی وزارت کشور {بعد از کاندیداتوری آقای هاشمی – که وزیر کشور بودند- برای انتخابات مجلس، قرار بر استعفای ایشان و جایگزینی شد.}

«… بالاخره مرحوم شهید بهشتی، جناب آقای هاشمی و دیگران گفتند که آقای مهدوی این مسؤولیت را بپذیرد. به من گفتند شما قبول می‌کنید؟ … من عرض کردم نمی‌توانم این منصب را بپذیرم برای اینکه احساس می‌کنم نمی‌توانم وزیر باشم. چون من سابقه‌ی این کارها را ندارم، من اصلاً این کارها را نکرده‌ام. گفتند نه! می‌توانی. خلاصه من خیلی اصرار کردم که این پست را نپذیرم. گفتم فردی که از من بهتر باشد را انتخاب کنید ولی آنها خیلی اصرار کردند. حتی در چشمان من اشک جمع شد … علیرغم اصرارهای بنده چون آقایان گفتند که وظیفه است،‌ آن را پذیرفتم … تقریباً به اتفاق آرا ]ی شورای انقلاب[ …»

۲️⃣ دفاع آیت‌الله خامنه‌ای از آیت‌الله مهدوی‌کنی در مجلس پس از مخالفت یکی از نمایندگان با ایشان برای تصدی وزارت کشور، به‌عنوان گزینه پیشنهادی شهید باهنر :

«شروع می‌‌کنم از فرد برجسته‌ی این کابینه و وزنه و آبروی این کابینه و کابینه‌ی قبل، و چهره‌ی درخشنده‌‌ی همیشه در سنگر زجرکشیده‌ی کتک‌خورده‌ی این انقلاب، یعنی آیت‌الله مهدوی کنی که دیروز به ایشان شدیداً جفا شد، و جفا از سوی دوستان می‌شد … آقای مهدوی کنی هرگز نگفته‌اند من صلاحیت ندارم … شما وزارت کشور را از اول انقلاب تا امروز مطالعه کنید. وزارت کشوری که تحویل ایشان شد با وزارت کشوری که امروز هست، مطالعه کنید… ایشان از روز اولی که در شورای انقلاب، ما خودمان وظیفه‌ی وزارت کشور را به ایشان محول کردیم؛ بعد از برادر عزیزمان جناب آقای هاشمی که ایشان می‌خواستند کاندیدای مجلس بشوند و ما با اصرار به آقای مهدوی کنی درحقیقت می‌شود گفت تحمیل کردیم. از آن روز تا امروز ایشان می‌گوید مرا از روی این کار بردارید، «بردارید» را همه‌ی ما می‌گوئیم. بنده خودم بارها گفته‌ام بنده را از روی این مسئولیت‌ها بردارید و بگذارید من بروم قم یا مشهد درسم را بگویم، بروم کارم را بکنم. بروم کتابم را بنویسم. کار اصلی ما آن است. این خیلی روشن است. اما فشار مسئولیت و نیاز جامعه، این مرد فقیه عالم مجتهد، عادل کاردان قاطع و با تدبیر را وادار کرده که یک وزارتخانه‌ای را اداره کند… آقای مهدوی بسیار وزیر کشور خوبی است و اگر در این کابینه باشند، وزن این کابینه‌اند؛ آبرو و افتخار این کابینه هستند و اگر من به جای برادر عزیزمان آقای باهنر بودم همین اصرار را می‌کردم که ایشان را نگهدارید.»

 

هسته بازاریابی سیاسی مرکز رشد