جمعه ۰۷ مهر ۱۳۹۶ ۱۹:۰۰
چگونه با شاخص های ۲۰۳۰ ما را مدیریت می کنند؟

تجربه چندین دهه گذشته در عرصه بین‌المللی گواه آن است که اهداف و شاخص‌های جهانی با دخالت و نظارت مستقیم سازمان‌های بین‌المللی- بخوانید قدرت‌های جهانی- تدوین، سنجش، ارزیابی و پایش می‌شوند و دولت‌ها عملاً در زمینی بازی می‌کنند که قواعد آن از قبل تعیین شده است.

این نحوه اجماع‌سازی و پذیرش کشورها برای تحقق شاخص‌های مدّنظر، مکانیسمی است که از آن در ادبیات علمی، به «جداول لیگ» تعبیر می‌شود.

استعاره جدول لیگ بدان معنا است که همانند هر نوع بازی جمعی مانند فوتبال، هر تیم- بخوانید کشورها- برای اینکه وضعیت، جایگاه(با به تعبیر دقیق‌تر تصویر و وجهه) بهتری بین بقیه رقبا داشته باشد تلاش می‌کند به نحو بهتر و دقیق‌تری قواعد بازی را رعایت کند تا امتیاز بیشتری کسب نماید.

در برنامه آموزش ۲۰۳۰ نیز، ما با مفاهیم و اهداف مختلف و متعددی روبرو هستیم که در وهله اول تحقق آنها به نظر دشوار می‌آید اما کارشناسان یونسکو- بعنوان متولّی اصلی راهبری این برنامه جهانی- برای هریک از اهداف مورد نظر شاخص‌های جزئی و مشخصی را تدوین کرده‌اند. این شاخص‌ها در حقیقت دو کارکرد مهم با خود خواهند داشت:
۱- بیان کننده تفسیر دقیق و قابل سنجش از مفاهیم چند وجهی و مبهم(آموزش جنسی، آموزش فراگیر، شهروندی جهانی و…) است و هر نوع فعالیتی بر اساس آن تعریف و شاخص خاص ارزیابی می‌شود.
۲- کشورها را برای تلاش بمنظور تحقق اهداف مدّنظر ترغیب و هدایت می‌کند.

پذیرش برنامه آموزش ۲۰۳۰ به عنوان محور سیاست‌گذاری و اجرای عرصه آموزش کشور، به معنای پذیرش قواعد، ارزش‌ها و اهداف معین شده- که در شاخص‌ها تجلی پیدا کرده‌اند- و تلاش برای تحقق آنها بدون هرگونه زور و قوه قهریه و با کمال میل است. اگرچه برخی از اهداف و بالتبع شاخص‌های آموزش ۲۰۳۰ در سطح ملّی تعریف شده و امکان دخالت مستقیم کشورها در تعریف مفاهیم و شاخص‌های مرتبط با آنها وجود دارد اما نقطه تمرکز و اهمیت برنامه آموزش ۲۰۳۰ رویکرد جهانی و بین‌المللی آن در پیشبرد اهداف آموزشی در میان کشورهای مختلف دنیا است. این ساختار، شکلی جدیدی از حکمرانی و اعمال زور را در ساختار قدرت فعلی در عرصه بین‌المللی رقم زده است.

علیرضا سجادیه
کمیته آموزش و پرورش واحد فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)