دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ ۱۹:۳۰
دکتر غلامرضا گودرزی پاسخ می‌دهد:
تکرار یک خطا، ضعف فردی یا سیستمی؟

«بار دیگر حادثه ای تاسف بار رخ داد و اتوبوس حامل سرمایه های انسانی کشور و دخترانی که امید دل خانواده و بلکه شهر و استان خود بودند دچار سانحه رانندگی شدند.»

به گزارش خبرنگار دانشجویی و فرهنگی، دکتر غلامرضا گودرزی طی یادداشتی بیان داشت:

بار دیگر حادثه ای تاسف بار رخ داد و اتوبوس حامل سرمایه های انسانی کشور و دخترانی که امید دل خانواده و بلکه شهر و استان خود بودند دچار سانحه رانندگی شدند. بی تردید ابعاد این حادثه فقط در خانواده های داغدار و یا مصدومان محدود نمی شود و تاثیرات زیادی بر جامعه و خصوصاً مسائل روحی و روانی دانش آموزان خواهد گذاشت. اما سوال اساسی آن است که چرا به شنیدن اخبار این قبیل حوادث عادت کرده ایم؟
در این قبیل حوادث برخی انگشت اتهام را سریعاً بسوی عامل انسانی مانند راننده  نشانه می روند. هواپیمایی سقوط می کند و عامل آن خطای خلبان اعلام می شود. قطاری می سوزد، غفلت افراد دلیل اصلی قلمداد می شود و ساختمانی می سوزد و کوتاهی کسبه در گرم کردن ساختمان ریشه مساله دانسته می شود.

همه این دلایل در سطح خود می توانند درست باشند و تائید و رد بیشتر، مستلزم کار کارشناسی است. اما آنچه از نگاه دانش مدیریت روشن است، حقیقتی تلخ است.
وقتی آمار تصادف جاده ای به خاطر فرهنگ رانندگی و مسائل فنی و تخصصی در حد نگران کننده است، وقتی سلامت جان افراد و مسافران عامل اصلی و تعیین کننده مجوز سفر نیست، وقتی رعایت استانداردهای ایمنی صوری باشند، وقتی اعطای مجوز فعالیت های توام با مخاطره، با کم دقتی انجام شود، یعنی خطا، دیگر فقط فردی نیست، بلکه سیستمی و فرآیندی است.
به بیان دیگر نوع رفتار و عملکردها چه در خصوص کاربران، چه ناظران و متولیان و چه ذینفعان مشکل دارد و باید به ریشه های اصلی و نه علل فرعی پرداخت.

دختران مظلوم هرمزگانی، مسافران سوخته قطار مشهد، آتش نشانان شهید پلاسکو، صدمه دیدگان سیل های متعدد گلستان و مسافران وحشت زده پروازی که با نقص فنی روبرو شده و … یک کلام را به یاد می آورند و آن این است که، در این دوران دیگر مهم نیست که بحران چقدر قابل پیش بینی است، بلکه مهم آن است که بحران قابل مدیریت است، آن هم نه فقط پس از بحران، بلکه پیش از بحران باید، آن را مدیریت کرد. این کلام یعنی ضرورت بازنگری جامع مدل و ساختار مدیریت بحران در کشور با شش جهت گیری راهبردی:

  1.  تقدم پیشگیری.
  2.  چابکی و چالاکی سازمانی.
  3.  آموزش و فرهنگ سازی همگانی و در همه سطوح.
  4.  سیاستگذاری مدبرانه و اثربخش
  5.  نظم پذیری و قانونمندی
  6.  ارزشمندی سلامت جان، روح و روان انسان.