دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۱۵
رشد بر مدار رشد/ قسمت پنجم
انسان؛ فرزند هستی…

خانه ی من؛ شهر من؛ کشور من؛ منطقه ی من و تمام من های دیگر صرفا موجب محدود شدن نیازهای من است و حال آنکه اگر مرزها را برداشتیم و دیوارها را شکستیم، مسائل و نیازهایمان نیز تغییر خواهد کرد. انسان فرزند هستی است و طبیعتا به اندازه ی هستی نیازهایی دارد.

اگر انسان این عظمت را در نیازهای دنیایی محدود کنید، همچون اقیانوسی است که بخواهی آن را در لیوانی جای دهید. همانطور که اقیانوس در لیوان منفجر می شود، انسان محدود شده در دنیا نیز محکوم به طغیان است.

هر مربی به اندازه ی وسعت نگاه خود نیازهای انسان ها را برطرف می کند. مربی اگر وسعت نگاهش به تربیت، رفع نیازهای فرزند در خانه باشد، نهایتا فرزند خوبی برای خانه تربیت می کند. اگر وسعت دیدش برای رفع نیازهای فرد در جامعه باشد، نهایتا شهروند خوبی برای کشورش تربیت می کند ولی انسان فرزند شهر و خانه نیست. انسان فرزند هستی است. صرفا مربی ای می تواند این موجود را تربیت کند که افق نگاهش تمام هستی باشد و از استعدادهای باطنی تمام موجودات عالم با خبر باشد. فقط خداوند سبحان است که تمام ظرفیت های انسان را می‌داند و هستی را برای انسان آفریده است.

راستی اگر خدا نباشد، پدر می تواند انسان خانه را تربیت کند و استاد می تواند جامعه را رشد دهد؟! اگر خدایی در کار نباشد و بشر بخواهد این انسان عظیم را رشد دهد، صرفا نیازهای دنیایی او دیده می شود؛ نیازهایی که اگر ذیل نیازهای حقیقی انسان دیده نشوند، نمی توانند، تشنگی انسان را سیراب کنند و از آنجا که وسعت انسان در نیازهای دنیایی نمی گنجد، اگر به نیازهای دنیایی محدود شود، یقینا طغیان می کند، همچون کسی که می خواهد با نیروی اتمی، چراغ فتیله ای را روشن کند در حالی که نیروی اتمی در چراغ فتیله ای جز انفجار، چیزی به بار نمی آورد. اگر خدا نباشد، تربیت پدر و تربیت استاد و تربیت حاکم بی اثر می شود و اگر انسان فرزند هستی نباشد، فرزند خانه و شهر و کشور نخواهد بود. پس مربی خانه و شهر و کشور و جهان و هستی فقط خداست.

ابراهیم راستیان پژوهشگر مرکز رشد

برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬