شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۳۰
آسب های اجنماعی/ قسمت سوم
ضعف در پایگاه داده در حوزه آسیب های اجتماعی

یکی از لوازم بسیار ضروری برای طرح ریزی انواع مداخلات در حوزه آسیب های اجتماعی، موضوع داده و آمار است. تا زمانی که در بردار زمان، داده های دقیقی از وضعیت آسیب های اجتماعی در دسترس نباشد، نه می توان به فهم پدیده و علل شکل گیری آن رسید و نه اقدامی برای مداخله طراحی کرد و نه حتی اندازه اثر اقدامات اجرا شده را اندازه گرفت.

برای فراهم کردن این شناخت و تولید داده های مورد نیاز، پیش از همه لازم است شاخص هایی که از اعتبار لازم برای اندازه گیری آسیب اجتماعی برخوردار هستند، تولید شوند. نیازمندی دوم، تعیین سازمان های متولی برای تهیه داده های فوق است. این سازمان ها باید به عنوان مرجع صلاحیتدار در تولید داده ها در حوزه آسیب های اجتماعی شناخته شوند. تعدد و تکثر این سازمان ها، علاوه بر این که منجر به هدرروی منابع می شود، با توجه به این که غالباً مبنای تهیه آمار سازمان ها یکسان نیست، منجر به مشکلاتی در خصوص آمارهای ناهمگون و احتمالاً متناقض می شود.

به عنوان مثال در حوزه طلاق سازمان ثبت احوال و قوه قضائیه دو نهادی هستند که در این حوزه آمارهای مربوط به طلاق را تولید می کنند. البته باید توجه داشت که آمارهای سازمان ثبت احوال به صورت رسمی و هر شش ماه یکبار منتشر می شود، اما این آمار تفاوت هایی با آمارهای تولیدی قوه قضائیه دارد که ناشی از همان تفاوت مبنایی تهیه آمار است.

نکته مهم دیگر این که در تولید آمارها باید تلاش کرد مرتبط ترین سازمان که کمترین هزینه را ایجاد می کنند، به عنوان متولی ثبت آمارها شناخته شود. به عنوان مثال در حوزه طلاق، سازمان ثبت احوال را می توان به عنوان یک سازمان مناسب شناخت؛ چرا که لازم است فرآیند قانونی ثبت طلاق در دفترخانه ها انجام شود و در لحظه اتفاق طلاق می توان آمارهای مورد نیاز برای تحلیل این آسیب را بدست آورد.

گاهی اوقات با وجود امکان ثبت داده های دقیق تر و جامع تر، پایگاه داده طراحی شده به حداقل ها اکتفا می کند. مثلا در حوزه طلاق آمارهایی نظیر تعداد طلاق ها و ازدواج ها در ماه به تفکیک استان، تعداد طلاق ها در بازه های سنی مختلف برای زوج و زوجه و … اکتفا می شود؛ در حالی که می توان داده های بیشتری نظیر متقاضی طلاق، مدت زمان زندگی، طلاق در دوران نامزدی یا بعد از عروسی، تعداد فرزندان طلاق، علت طلاق، دین و مذهب زوجین، میزان درآمد زوج و زوجه، میزان تحصیلات زوج و زوجه، آیا قبلا هر یک از زوج یا زوجه ازدواج ناموفقی داشته است و … را ثبت کرد و به صورت بر خط اطلاعات مفیدی را در اختیار تحلیلگر قرار داد.

البته باید توجه داشت که همه آسیب های اجتماعی به راحتی آنچه که گفته شد، قابل رصد و سنجش نیست. به عنوان مثال آمار مربوط به اعتیاد یا حاشیه نشینی از جمله آسیب هایی است که اندازه گیری آن بسیار دشوار و پر هزینه است. معمولاً در کشور طرح های سنجش میزان اعتیاد در قشر های مختلف مثل دانشجویان، کارگران، دانش آموزان و … انجام می شود. گاهی اوقات طرح ها در سطح ملی و با مراجعه به درب منازل افراد و پرسش مستقیم از آنها اجرا می شود تا نرخ اعتیاد به انواع مواد مخدر و بازه های سنی معتادین بدست آید. ولی بدیهی است که چنین آماری که مبتنی بر خوداظهاری افراد است، از اعتبار زیادی برخوردار نیست.

از جمله مشکلات دیگر مربوط به آمار در برخی از آسیب های اجتماعی، محرمانه تلقی کردن این داده هاست. این اتفاق به ویژه در خصوص داده های مربوط به حوزه اعتیاد افتاده است و آمار رسمی اعلام شده، بسیار کمتر از واقعیت کشور است. واقعیت آن است که پنهان کاری یا بهتر نشان دادن شرایط موجود از آنچه که هست، نه تنها به حل مسئله نمی تواند کمک کند، بلکه وضعیت را بدتر نیز خواهد کرد.

در یادداشت بعدی در خصوص اهمیت گفتمان سازی در حوزه آسیب های اجتماعی که متاسفانه از آن غفلت شده، پرداخته و اثرات سودمند آن تبیین خواهد شد.

نظرات
  1. سولماز
    ۲۱ مرداد ۱۳۹۶

    عالی…

    Thumb up 0 Thumb down 0