جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۳۰
هیجان رسانه ای؛ بختک رسانه(ای) های به خواب رفته

تزریق جنجال و هیجان رسانه ای(Media Feeding Frenzy) را می توان از اصلی ترین و پایاترین ابزارهای حفظ حاکمیت رسانه ای غرب بر افکار عمومی دانست. این اصطلاح در قرن اخیر، به وفور در قبال اقدامات رسانه ای آن ها برای فضاسازی ها و تقویت جنون توده ای به کار رفته است. در واقع هیجان سازی رسانه ای، پوشش شدید رسانه ای در موضوعات مورد علاقه عموم مردم است.

در این نوع از خبرپراکنی، یک پوشش خبری گسترده در مورد یک اتفاق یا شرایط سیاسی شکل می گیرد که در آن انبوهی از روزنامه نگاران و اهالی رسانه به پوشش آن اتفاق خاص و جنجالی می پردازند و به شکل پیوسته، آن محور خبری را دنبال می کنند. در برخی موارد، با دامنه یافتن آن خبر و تحمیل شرایطی خاص در رقابت های رسانه ای، رسانه ها به صورت غیرارادی مجبور به پیگیری خبری و پوشش آن می شوند.

در نگاهی پسینی به جنجال آفرینی ها، می توان سه نقطه عزیمت را تشخیص داد:

۱️⃣ ابر جنجال ها:

این جنجال ها به مثابه سیاه چاله ای می مانند که همه حوادث هم زمان با خود را به درون خود می مکند و مبنای تحلیل عمومی برای هفته ها و حتی ماه ها قرار می گیرند. مثل دوره های برگزاری انتخابات ها، حوادث خاصی نظیر حضور در یک معاهده مهم جهانی، مرگ یک شخصیت مهم، قطع رابطه راهبردی دو کشور یا رسوایی های فسادآلود و مانند آن.

۲️⃣ جنجال های مهم:

اتفاقات بزرگی که می تواند مسیر یک حرکت یا شخصیت اجتماعی و سیاسی را تغییر دهد یا حداقل به عنوان یک رویداد مهم در زندگی او به حساب آید. برای مثال می توان به مکالمه رئیس جمهور سابق آمریکا با رئیس جمهوری ایران اشاره کرد که فضای رسانه ای گسترده ای را به خود اختصاص داد.

۳️⃣ جنجال های زودگذر:

این جنجال ها به صورت موقت اهمیت دارند و در واقع اثری جدی از آن ها صادر نمی شود و عمدتا فشارهای کم نفوذ رسانه ای علیه یک شخص یا حرکت یا ساختار اجتماعی-سیاسی به حساب می آیند.

نکته بسیار مهم و کلیدی در فهم و ارزیابی یا حتی تجویز ابزار هیجان آفرینی رسانه ای، توجه به زمینه(context) جنجال آفرینی هاست. اساسا این حرکت رسانه ای موفق، از زمینه به متن می رسد و معانی تلویحی هستند که متن جنجال ها را برمی سازند و رسانه ها آن را محور کنش گری خبری قرار می دهند.

بر این اساس، هر زمانی که سوژه ای خاص به عنوان جنجال مطرح می شود، باید به هوش زمینه نگر گروه رسانه ای که آن جنجال را آفریده است دقت شود تا بتوان به درک درستی از موقعیت های زمانی و مکانی رسید. اینکه کدام سوژه ها، جنجال آفرین می شوند و کدام مکتوم و مطرود، جهت اصلی رسانه ها و التزامات سیاسی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن را روشن می کند.

مثلا در آمریکا ابرجنجال هایی چون پرچم واحد یا همجنس گرایی یا آزادسازی مصرف ماریجوانا یا حق سقط جنین و حتی حق خودکشی بیماران دردمند (euthanasia) و مانند آن ها، اصلی ترین دغدغه های مناسبات اجتماعی و طبیعی آمریکاییان مثل عدالت توزیعی یا حتی آزادی را مخفی کرده و در بهترین حالت به یک جنجال زودگذر تقلیل داده است.

شرایط امروز رسانه ای ایران متفاوت از آنچه در کشورهای غربی میگذرد نیست. در واقع این ابزارهای مشترک رسانه ای هستند که شیوه های رسانه ای خاص خود را نیز به همراه دارند. ساحت ادراکی ایرانی ها تماما درگیر جنجال های رسانه ای غیر اصیل و البته هدفمند مثل حضور یک خواننده در یک مراسم سیاسی یا شعر یک مداح در یک مراسم دینی، نوشته سنگ قبر همسر یک شخصیت برجسته دینی، برگزاری یا تعطیلی کنسرت ها و مانند آن شده است. اینکه یک گروه سیاسی حاکم و طبعا مسئول و در مقام پاسخگویی به طور گسترده از این شیوه بهره می برد عجیب نیست؛ عجیب تر آن است که گروه سیاسی مقابل نیز با آغوش باز از این موقعیت تحمیلی استقبال می کند و گاه به اشتباه، خود از این شیوه مشئوم بهره می برند. تنها قربانیان این معرکه، مردمی هستند که باید لحظه به لحظه در معرض تبلیغات اقناع گرانی ناپاک با اهدافی غیر اصیل قرار بگیرند.

ضروری است در این مسیر توجه جریان های فعال دلسوز انقلاب از مسائل اجتماعی بنیادی (social) به «مباحث اجتماعی کوته نظرانه و فضل فروشانه» (societal) تغییر نیابد تا بتوان کنش های پیشرو و مؤثر رسانه ای را در جبهه انقلابی سامان داد.

 

احمد شریعتمداری ||| دانشجوی دکتری رشته علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(علیه السلام)