یکشنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۶ ۰۲:۲۶
قسمت اول
وقتی به خاطر انصاف داشتن برخی را به جهنم می برند

در ایام انتخابات فارغ از هیاهوی بی حساب انتخابات دغدغه ای ذهنم را به خود مشغول کرده بود که در آن شلوغی بازار انتخابات اصلا جای طرحش نبود ولی حالا که بالاخره گرد و غبار انتخابات کمی خوابیده شاید بتوان از آن دغدغه ها گفت و روی آن اندیشید.

جدل، منطق بسیاری از گفتگو های انتخاباتی است. روشی که به جای دنبال حق بودن تنها دغدغه اش پیروزی بر رقیب و ساکت کردن آنست. صحنه مناظرات نیز گاه شبیه نبرد گلادیاتور ها می شود که راهی برای تفریح بینندگان است بینندگانی که منتظر هستند نامزد مورد علاقه یشان به هر قیمتی چاقوی جدل را در گلوی طرف مقابلش فرو کند و آنها هم مانند اهالی روم باستان بر این رفتار ناجوانمردانه شادی کنند.

اما به نظرم آنچه از این گونه جدل های بی پایان در اعماق جان مردم و حتی مسئولان رسوب می کند و بسیار خطرناک است ملکه شدن منطق جدل است. منطقی که در آن حق به فراموشی سپرده می شود و تنها پیروزی بر رقیب اهمیت می یابد. به عنوان مثال وقتی منطق گفتگوی روسای جمهور در سال های اولیه مسئولیتشان و سال های پایانی آن را مقایسه می کنم می بینم که چگونه برخی از آنها با این حربه ای که می خواسته اند دیگران را بپیچانند خود به مرور پیچ خورده اند و اصلا ساختار ذهن و اندیشه شان را منطق جدل تصرف کرده است.

آدم اگر جدل کردن و جدلی اندیشیدن ملکه وجودش شود دیگر راهی برای فهم حقیقت نخواهد داشت زیرا همه چیز را با منطق جدل می فهمد و در چنین وضعیتی بدون اینکه متوجه باشد به مرور در باتلاق نسبی گرایی فرو می رود و اصلا وجود حقیقتی ورای جدل را منکر می شود. یافتن آدم هایی که ملاک و میزان حقیقت را در پیچ و خم مجادلات گم کرده اند دیگر کار سختی نیست و به وفور در انواع مباحثات سیاسی و عقیدتی می توان آنها را یافت افرادی که دیگر هیچ محکی برای تشخیص حق از باطل برایشان باقی نمانده است و با هر ملاکی تلاش می کنی تا آنها را متوجه حق نمایی با آن به مثابه کلامی جدلی به مقابله برمی خیزد و در آخر نیز با پزی روشنفکرانه به تو اینگونه جواب می دهند که همه دروغ گویند، همه دزدند و خلاصه دغدغه حقیقت نداشته باش.

برخلاف این فضای جدل آلود که اگر اهلش نباشی در آن سرگیجه می گیری و تاریکیش را حس می کنی هرگاه بر سر صحبت های رهبری و یا امام خمینی می نشینم به وضوح می یابم که چقدر شخصیت این بزرگواران از منطق جدل به دور است. جدلی بودن و یا جدلی نبودن دو نوع شخصیت است شخصیت هایی که به وضوح آثارش را در افراد مختلف می توان شناسایی کرد.

این آن دغدغه ای است که به نظرم باید بر روی آن اندیشید و قبل از آنکه در گرداب جدل آلود فضای سیاسی معیار حق و باطل را گم کنیم خود را از ورطه بی پایان آن بیرون کشیم.

حالا فقط می ماند ربط این نوشتار با عنوانش که إن شاء الله در شماره های بعدی این گفتگو روشن می شود !!!

ابراهیم خانی پژوهشگر مرکز رشد