جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۰۰
روایتی از «شرط مرجعیت»، در دیدگاه امام خمینی (ره)

متن پیش‌رو، بریده‌ای از کتاب «سیر در بیراهه: مروری بر جریان قائم‌مقامی و انحراف و عزل آیت‌الله منتظری و مواضع حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) در مقابل آن» نوشتۀ آقایان علی جعفری‌هرستانی و محمداسماعیل پسندیده می‌باشد که توسط نشر سدید منتشر شده است.

متن پیش رو بخشی از کتاب «سیر در بیراهه» اثر مشترک محمداسماعیل پسندیده و علی جعفری‌هرستانی با موضوع مروری بر جریان قائم‌مقامی و انحراف و عزل آیت‌الله منتظری و مواضع حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) در مقابل آن است ؛ چاپ سوم این کتاب در بهار ۹۵ توسط نشر سدید(انتشارات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام ) منتشر شده است.

مخالف‌بودن امام خمینی با گنجاندن قید مرجعیت در شرایط رهبری

قید «مرجعیت» در هنگام تدوین قانون اساسی در شرایط رهبر گنجانده شده بود و حضرت امام(ره) سال‌ها بعد در پاسخ به شورای بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ نوشتند که از ابتدا با قرار دادن این شرط برای رهبر مخالف بوده‌اند.[۱] ایشان در پاسخ به نامه رئیس مجلس خبرگان در مورد شرط مرجعیت در شرایط رهبری نظام اسلامی این‌گونه نوشتند:[۲]

نظر امام(ره) در مورد عدم لزوم شرط مرجعیت در شرایط رهبرى در قانون اساسی‏

زمان: ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸/۲۲ رمضان ۱۴۰۹

مخاطب: مشکینى، على (رئیس مجلس خبرگان)

بسم الله الرحمن الرحیم‏

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقاى حاج شیخ على مشکینى- دامت افاضاته‏-

پس از عرض سلام، خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون اساسى بیان کنم.

هر گونه آقایان صلاح دانستند عمل کنند. من دخالتى نمى‏کنم. فقط درمورد رهبرى، ما که نمى‏توانیم نظام اسلامى‏مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردى را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامى‏مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط «مرجعیت» لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت مى‏کند. اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حکومتشان تعیین کنند، وقتى آنها هم فردى را تعیین کردند تا رهبرى را به عهده بگیرد، قهرى او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولىّ منتخب مردم مى‏شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسى من این را مى‏گفتم، ولى دوستان در شرط «مرجعیت» پافشارى کردند، من هم قبول کردم. من در آن هنگام مى‏دانستم که این در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست. توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

۹/۲/۱۳۶۸

روح الله الموسوى الخمینى‏

تلاش برای مطرح‌شدن مرجعیت آیت‌الله منتظری

با توجه به رخداد عارضه قلبی برای امام(ره) و حوادث و بحران‌های سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ از جمله کودتای نوژه و طرح بمباران بیت امام(ره) در این کودتا، نیروهای انقلابی از بزرگداشت و تکریم آیت‌الله منتظری فروگذار نمی‌کردند. یکی از این تلاش‌ها، مطرح شدن مرجعیت ایشان بود. آقای هاشمی رفسنجانی در این مورد می‌گوید:

«ما با کسی بحث نکرده بودیم ولی می‌خواستیم زمینه‌سازی کنیم. امام(ره) هم احتیاط‌های خود را به ایشان ارجاع دادند، یعنی ایشان عملاً مرجع تقلید شدند. این یک کار لازم بود که باید می‌شد و ما انجام دادیم.»[۳]

از این بیان آقای هاشمی این‌طور استنباط می شود که حضرت امام(ره) نیز با جریان زمینه‌سازی برای طرح آیت الله منتظری در مجلس خبرگان موافق بودند. در حالی که قرائن و اسناد متعددی خلاف این تحلیل وجود دارد. اگرچه با تلاش نیروهای انقلابی و روحانیون سرشناس از همان ابتدای انقلاب، زمینه‌های جانشینی آقای منتظری فراهم شده بود اما حضرت امام(ره) با آگاهی از ساده‌لوحی ایشان و نفود افراد ناصالح در بیت ایشان با این امر مخالف بودند.

حجت‌الاسلام محمدی گیلانی از جلسه خود با امام(ره) در همان زمان خبر می‌دهد که حاکی از مخالفت حضرت امام(ره) با قائم مقامی آقای منتظری از همان آغاز ماجرا است. به گفته ایشان حضرت امام(ره) ضمن برشمردن برخی ویژگی‌های آقای منتظری با این تصمیم مخالفت می‌کنند و حتی از آقای هاشمی رفسنجانی هم می‌خواهند که آقای منتظری(ره) مطرح نشود. اما آقای هاشمی با بیان این‌که «چون قبلاً اعلام کرده‌ایم دیگر نمی‌شود» درخواست امام(ره) را رد می‌کند.[۴]

آیت الله محمدی گیلانی نیز در این باره می‌گوید:

«یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، من ضمن تماس با دفتر امام، کتباً (از طریق آقای توسلی و آقای رسولی محلاتی) از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام(ره) تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم [که] مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم. امام(ره) اجازه دادند خدمتشان رسیدم. گفتم: فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی بگویید [آقای منتظری] مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم، خدمتشان درس خوانده‌ام، ایشان را عابد و زاهد می‌دانم، ولی این خصوصیات کافی نیست. او از عهده این کار برنمی‌آید. امام [نیز] گله‌های سوزانی از آقای منتظری آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه…! و اضافه فرمود: احمد هم از او دفاع می‌کند! از منزل سید مهدی هاشمی، دستنویس‌های او را آورده‌اند، من دیدم، نامه‌های آقای منتظری از نوشته‌های مهدی هاشمی الهام گرفته! این را من برای ایشان نوشتم… سخن امام که به اینجا رسید من گفتم: آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: امام خیال کرده که آنچه من برایش می‌نویسم، الهام از سیدمهدی می‌گیرم! امام فرمود: نامه مرا آورد در جلسه خواند؟! گفتم: بله! آقای سیدعباس خاتم و سیدجعفر کریمی و چندنفر دیگر هم بودند. امام فرمود: او این‎طور است!. عرض کردم: بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم مقام رهبری مطرح نشود. امام قدری فکر کرد و فرمود: احمد نیست، می شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعد از ظهر من ایشان را ببینم؟ عرض کردم: بله، اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم [و این جریان را خدمت شما گفتم]. به هیچ کس نگویید. می‌ترسم [باند مهدی هاشمی] مرا هم شمس‌آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند. این را که گفتم، امام- اعلی الله مقامه- سه بار خندید و فرمود: خاطرت جمع باشید. از دفتر امام حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و [به ایشان] گفتم صبح، خدمت امام رسیدم، کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم… [پس از ملاقات با آقای هاشمی] شب، بعد از نماز مغرب و عشا، خانم حاج احمد آقا زنگ زد که حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند. گفتم: همینطور است. فردای آن روز آقای هاشمی موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد.

صحبت امام خمینی با آقای هاشمی رفسنجانی در مورد مطرح‌نکردن موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری

… پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن. گفتم: چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم‌مقام مطرح کنیم. فرمود: نه! یکی از دوستان آمده و چنین گفته… گفتم: ما اعلام کرده‌ایم. نمی‌شود…» [۵]

علاوه بر این، حضرت امام خمینی(ره) در ماجرای عزل آیت الله منتظری از مخالفت اولیه خود پرده برداشتند. ایشان در نامه تاریخی خود به آقای منتظری به وی اعلام کردند که از همان ابتدا با انتخاب وی به قائم مقامی رهبری مخالف بوده‌اند. ایشان با بیان سوگند جلاله فرمودند: «والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم.»[۶]

مهم‌ترین علت سکوت امام خمینی در مورد نصب آقای منتظری به قائم‌مقامی

اگر چه حضرت امام(ره) مخالف نصب آقای منتظری بودند، اما به دلایلی از جمله احترام به نظر نمایندگان مردم در خبرگان رهبری نظر خویش را علنی نفرمودند. از طرفی به اعتقاد برخی ، امام(ره) معتقد بودند انحراف فکری و تزلزل شخصیتی آقای منتظری قابل اصلاح است. از این‌رو سعی کردند با تذکرهای مستقیم و غیرمستقیم مشکلات و خطاها و علت نگرانی خویش را از رفتار و گفتار وی گوشزد کنند. اما به نظر می‌رسد مهمترین علت سکوت امام(ره) این بود که خود مردم و مخصوصاً مسئولان و نخبگان سیاسی به شناخت و آگاهی لازم جهت تشخیص مصالح خود و جامعه و نظام اسلامی برسند.

تحمیل‌نکردن نظر خود بر مردم، مشی امام خمینی در دوران حیاتشان

مشی حضرت امام(ره) در دوران حیاتشان این نبود که نظر خود را بر مردم تحمیل کنند؛ بلکه تلاش می‌کردند که خود مردم به رشد و آگاهی لازم برسند و مسائل را متوجه شوند و لذا در ماجراهای مشابه از جمله نصب بازرگان به سمت نخست‌وزیری دولت موقت که به پیشنهاد اعضای شورای انقلاب بود و همچنین انتخاب بنی‌صدر که از سوی مردم صورت پذیرفته بود، حضرت امام(ره) اگرچه بعد از افشای ماهیت آن‌ها اعلام کردند از اول با انتخاب آنان مخالف بوده‌اند و نزدیکان امام(ره) هم بر این مخالفت ایشان اذعان دارند، اما با رأی و نظر مردم و مسئولان همراه می‌شدند.

این امر اگر چه هزینه‌هایی به دنبال داشت امّا باعث ایجاد سرمایه‌ای گران‌بها به نام بصیرت و آگاهی در مردم می‌شد که می‌توانست انقلاب اسلامی را در مقابل خطرات بیمه کند.

دلایل اقدام مجلس خبرگان به انتخاب جانشین رهبری

به هر حال نمایندگان مجلس خبرگان با توجه به شرایط افراد مطرح و سوابق انقلابی و مبارزاتی و علمی آقای منتظری، وی را به عنوان گزینۀ رهبری بعد از امام(ره) انتخاب کردند. وجود دلایلی مانند نگرانی از ایجاد اختلاف بین نیروهای انقلاب و سوء استفاده دشمنان انقلاب از آن و فرصت برای ضربه‌زدن به انقلاب باعث شده بود که خبرگان رهبری در اولین اقدام خود دست به انتخاب جانشین رهبری بزند.[۷]

پس از انتخاب آقای منتظری در ابتدا قرار بر این شد که این انتخاب محرمانه بماند و عمومی نشود اما تنها پس از مدتی،‌ یکی از اعضای خبرگان در سخنرانی خود به این موضوع اشاره نمود و مجلس خبرگان رهبری که در موضع انفعال قرار گرفته بود به ناچار موضوع را تأیید کرد[۸] و اعلام نمود که در تاریخ ۲۶/۴/۶۴۴ خبرگان رهبری آقای منتظری را به عنوان گزینه آینده رهبری برگزیده است. متن مصوب خبرگان به این شرح بود:

بسم الله الرحمن الرحیم

خبرگان امت به موجب تکلیف مصرح در مصوبه روز ۲۴/۴/۶۴ مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقلیه لازم برای عمل به اصل ۱۰۷ قانون اساسی، فقیه عالی‌قدر و مجاهد، حضرت آیت الله منتظری ‌ـ‌دامت برکاته‌ـ را به عنوان مصداق کامل قسمت دوم اصل مزبور، تعیین می‌کنند.[۹]

معرفی آیت‌الله منتظری به‌عنوان مصداق اصل دوم قانون اساسی

نکتۀ بسیار مهم این است که در این مصوبه، آیت‌الله منتظری بعنوان مصداق اصل دوم قانون اساسی معرفی گردیده است. اصل دوم قانون اساسی اصلی است که انتخاب رهبری توسط مجلس خبرگان را بیان می‌کند و این اصل هیچ اختیاری را برای فقیه در دوران حیات و ولایت فقیه قبل از او ثابت نمی‌نماید. امّا آن‌چه بعدها تحت عنوان قائم مقام رهبری از سوی بیت آیت‌الله منتظری و شخص ایشان مطرح شد و مورد قبول انقلابیون قرار گرفت، اصطلاحی بود که جانشینی ایشان در زمان حیات امام (ره) را به ذهن متبادر می‌کرد و عملاً دست ایشان را برای دخالت در شئون مختلف کشور باز می‌نمود. شاید تصور لزوم آمادگی ایشان برای رهبری و آشنایی با امور کشور و لزوم ارتباط و آشنایی با مردم و ایجاد مقبولیت مردمی دست به دست هم داد تا نیروهای دلسوز انقلاب نیز با ورود ایشان به شئون مختلف اختیارات امام(ره) مخالفتی نکنند و حضرت امام(ره) نیز با نگاه تربیتی و اصلاحی تلاش کنند با واگذاری برخی امور به ایشان، شخصیت ایشان و بصیرت و آگاهی ایشان را ارتقا دهند. اما در ورای این نگاه‌های خیرخواهانه، گروهی از مخالفان انقلاب نیز تلاش می‌کردند با افزایش نفوذ آیت‌الله منتظری، زمینه را برای اعمال افکار انحرافی خود در انقلاب اسلامی فراهم نمایند. از دید آن‌ها آیت‌الله منتظری آلت دستی برای انحراف انقلاب و نفوذ در قدرت به حساب می‌آمد.


[۱] – تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران،یحیی فوزی، ج ۲، ص ۱۴۲-۱۳۹٫

[۲] – صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۷۱

[۳] – حقیقت‌ها و مصلحت‌ها، به کوشش مسعود سفیری، نشر نی، ۱۳۷۸، ص ۱۱۰ . نکته جالب توجه این است که در حالی که آیت‌الله‌ منتظری عنوان مرجعیت خود را پس از انقلاب و با تلاش نیروهای انقلابی و نظر حضرت‌ امام(ره) بدست آورد، اما ایشان در خاطرات خود ادعا نموده است که حضرت امام(ره) مطرح شدن و مقبولیت عام‌ یافتن خود را مدیون تلاش‌های وی در سال‌های آغاز مبارزه (دهه‌ ۱۳۴۰) است.

[۴] – سنجه انصاف، محمد ری‌شهری، ص ۱۸-۱۶، سخنرانی آقای محمدی گیلانی در ۶/۹/۷۹ به مناسبت شهادت امام کاظم (ع) در منزل آقای علی رازمینی.

[۵] – سنجه انصاف ، محمد ری شهری، ص ۱۸ – ۱۶ .

[۶] – صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۳۱٫

[۷] – تحولات سیاسی اجتماعی پس از انقلاب، فوزی، ج ۲، ص ۱۴۱

[۸] – برخی از تحلیل‌گران معاصر معتقداند برای علنی ساختن قائم مقامی رهبری آقای منتظری یک اتفاق ساده نبوده است، بلکه برنامه‌ریزی یک باند برای استحاله نظام بوده است، رضا سراج اینگونه می‌نویسد: این باند با جریان سازی گسترده و پیچیده [پروژه نفود در حاکمیت و استحاله نظام] را تا مراحل نهایی پیش برد و با علنی ساختن مسئله قائم مقامی آقای منتظری تلاش کرد تا نظام را در مقابل عملی انجام شده قرار دهد. در این زمان تقریباً در میان مسئولان نظام درباره قائم مقامی وی اتفاق نظر حاصل شده بود؛ چرا که عمده آنان از اهداف پشت پرده این جریان‌سازی‌ها بی‌خبر بودند و سرانجام آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری برگزیده شد. ر.ک: جنگ در پناه صلح، رضا سراج، ص ۴۷-۴۶

[۹] – سنجه انصاف، ری‌شهری، ص ۲۱