جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۰۰
آسیب های اجتماعی/ قسمت پنجم
تمتع طلبی دنیوی و آسیب های اجتماعی

علل شکل گیری آسیب های اجتماعی، چند سطحی و به هم پیوسته هستند. برخی از عوامل در سطح روبنایی مورد تاکید قرار می گیرند؛ در حالی که برخی دیگر از عوامل در لایه های زیرین و به صورت مکنون قرار دارند. در پرداختن به این علل، آفاتی وجود دارد که از جمله آنها عدم اهتمام لازم به لایه های درونی تر است.

به عبارت دیگر اگرچه ممکن است عوامل ریشه ای و اصلی مورد اشاره قرار گیرد، اما هیچ گاه شاهد اقدام عملیاتی برای رفع این علل نبوده ایم؛ اگر چه باید قبول کرد که این عوامل از پیچیدگی بیشتری برخوردار هستند اما این به معنی عدم طرح ریزی برای مداخله در این موضوعات نیست.

یکی از علل مبنایی شکل گیری برخی از انواع آسیب های اجتماعی، افزایش میل تمتع از دنیا و لذت خواهی مادی است. تقویت آرزوها و امیال ذهنی برای بهره مندی بیشتر از دنیا، سطح انتظارات زندگی را در افراد افزایش داده و به تبع آن رضایت درونی آنها را کاهش می دهد. در واقع چون فرد نتوانسته است پاسخی به انتظارات ذهنی خود برای بهره مندی از دنیا بدهد، با رفتارهایی خارج از نظام هنجاری و ارزشی جامعه سعی می کند به دنبال فروکاستن از عطش درونی خود باشد.

نهادینه شدن میل درونی انسان برای حفظ حیات خود، وابستگی آدمی به دنیا را به دنبال داشته است. از این رو حفظ بُعد مادی انسان در گروه وابستگی و بهره گیری او از دنیاست. این امر به خودی خود نه تنها مذموم نیست، بلکه لازم و ضروری است. اما اگر خواستن برای داشتن بیشتر و بیشتر از دنیا بدون مهار و افسار باشد، منجر به پیامدهای خطرناکی برای آدمی خواهد شد. تحریک این بیشتر خواستن و قانع نبودن انسان، بیشتر از همه از عوامل غیرواقعی و بیرونی سرچشمه می گیرد. مقایسه ذهنی بین خود و افراد دیگری که سطح تمتع بالاتری از زندگی را دارند، محرک احساسات درونی و نیازهای بیشتر است.

این مقایسه ذهنی و افزایش سطح انتظارات توسط محرک های بیرونی نظیر رسانه ملی (مانند فیلم ها و آگهی های تجاری)، مانور اشرافی گری در شهرها (خودروها، رستوران ها، خانه ها، پاساژها و …)، شبکه های مجازی و … مرتبا در حال تقویت و شکل گیری است؛ وگرنه به خودی خود تا زمانی که به صورت عینی و ملموس در جلوی چشم مردم چنین سبک زندگی لذت طلبانه ای به تصویر کشیده نشده باشد، غلیان ذهنی درونی به خودی خود توانایی بالا بردن سطح انتظارات و کاهش رضایت از زندگی را ندارد.

به عنوان مثال از تاثیر عنصر گفته شده در حوزه آسیب های اجتماعی می توان به موضوع طلاق اشاره کرد. بالا رفتن انتظارات ذهنی برای تمتع دنیوی، باعث می شود که زندگی مشترک زن و مرد، داوم نیابد و از آنجایی که هر یک از زوجین، نمی توانند از داشتن زندگی خود احساس رضایت کنند، به دنبال تغییر آن هستند. این احساس عدم رضایت می تواند ناظر به هر یک از زوجین اتفاق افتاد. خانم خانه از سطح درآمدی همسر و زندگی مهیا شده برایش احساس رضایت نمی کند و انتظارات بیشتری فراتر از توان اقتصادی شوهر را انتظار دارد و از سوی دیگر به واسطه مانور جاذبه های جنسی در سطح شهر و رسانه ها، مرد نیز سطح انتظارات بالایی پیدا کرده است. شاید به همین خاطر است که بر اساس آمار ۹ ماهه اول سال ۹۵، بیش از ۳۸ درصد ازدواج ها در کمتر از ۴ سال به طلاق منجر می شوند. این در حالی است که در روستاها این آمار به ۴۶ درصد می رسد.

بر اساس آنچه که گفته شد می توان فرضیه ای برای تحلیل چرایی بیشتر بودن آمار طلاق در روستاها به این شکل صورت بندی کرد که سطح اقتصادی و برخوداری از امکانات در روستا کمتر از شهر است، اما به واسطه ارتباطات گسترده حتی در مناطق روستایی، سطح انتظارات برای تمتع مادی در آنجا همچنان بالاست. حتی محرومیت های نسبی روستا باعث می شود که فاصله بیشتری بین سطح مطلوب و موجود ایجاد شود و این بر شدت انتظارات افراد افزوده است. با این توضیح افراد چون در خانه اول خود (که در آن بزرگ شده اند) نتوانسته اند به انتظارات خود برسند، در آرزو تحقق خواسته ها در زندگی جدید پیشروی خود هستند؛ در حالی که چنین اتفاقی برای آنها رقم نخواهد خورد.

برخی از مفاسد اخلاقی در حوزه انحرافات اخلاق جنسی نیز با همین چارچوب قابل تحلیل و فرضیه سازی است. همچنین به نظر می رسد الگوی گفته شده ظرفیت تحلیل بخشی از رفتارها در حوزه مصرف مواد مخدر به ویژه مواد آزمایشگاهی نوظهور که در مناطق به نسبت مرفه شهری مصرف می شود را داراست.

 

سعید مسعودی پور پژوهشگر مرکز رشد