جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۰۰
تجربه ای به طعم استانبول، قسمت سوم
حب علی و آل علی در دل عثمانی و ایرانی

مسجد سلیمانیه یادگار سلطان سلیمان قانونی است. مسجدی پشت دانشگاه استانبول اکنون و مدرسه عسکریه سابق. نگاه که می کنی، مسجد بر تپه ای مشرف به خلیج و دو سوی استانبول قرار گرفته و همین امر همراه با معماری عثمانی و هوای مدیترانه ای فضای زیبایی ساخته. فضایی که بیشتر بازدیدکنندگان قدر و منزلتش را نمی دانند.

 

حوالی ساعت ۳ ظهر بود. از بخش کتب خطی کتابخانه دانشگاه استانبول درآمده بودم و به سرعت سمت کنسولگری ایران می رفتم. مسجد را دیدم. یادم آمد نماز نخوانده ام. اینجا بخوانم؟ کنار قبر سلیمان قانونی؟
رفتم داخل. جلویِ جلو نزدیک محراب ایستادم و به عوض دهها هزار شهید محب اهل بیت علیهم السلام دوران عثمانی: الله اکبر. با مهر تربت امام حسین(علیه السلام).

لج بازی می کردم. خدای نکرده نه با دو جوان اهل سنتی که کنارم به نماز ایستادند. لج بازی می کردم با سلیمان. که به خاک رفتی و رفتید و اکنون در محراب مسجدت نماز به شیوه ای می خوانم که از آن واهمه داشتی.

دلم راضی نشد. کنار مسجد قبرستان بزرگان عثمانی و مدفن سلیمان قانونی بود. رفتم تا دو رکعت نماز زیارت حضرت زهرا (سلام الله علیها) کنار قبر او بخوانم. مدفن بسته بود. از پیرمرد روحانی اهل سنتی که آنجا بود پرسیدم همیشه بسته است؟ گفت اهل عشق آباد است و نمی داند. در نیت نماز زیارتم اخلاص نبود. لج بازی بود.

دورانی بود که سلاطین عثمانی به فتوای چند مفتی درباری و به نیت رقابت سیاسی با صفویه فرمان کشتار محبین اهل بیت را صادر کردند و نظامیان و عامه اهالی عثمانی به نیت بهشت دست به کشتار زدند و پس از فهم ماوقع، زبان به اعتراض و تهدید به شورش گشودند.
نه سلطانی ماند و نه اقتداری… آنچه ماند حب علی و آل علی بود در دل عامه و خاصه. در دل عثمانی و ایرانی.

رامین مددلو پژوهشگر مرکز رشد