جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۰۰
فیلم نقطه کور

دروغ، فقر، تردید و در نهایت از دست رفتن اعتماد. نقطه کور بی اعتمادی در خانواده ای که از همه طرف گرفتار شده و ریشه هایش لرزان و در معرض فروپاشی است. این سرخط قصه سومین فیلم مهدی گلستانه با عنوان «نقطه کور» است.

فیلم روایت خسرو (جوشکار-غواصی) است که علی رغم بیماری تنفسی، به دلیل مشکلات مالی خانواده همچنان به کار زیر آب، فرسنگها دورتر از خانه مشغول کار است. فشارهای اقتصادی و بیماری های روحی وروانی زندگی او را به هم ریخته است و تلاشهای ناهید همسرش برای بهبود وضعیت خانواده بی نتیجه مانده است. درشبی که¬ناهید به بهانه تولددخترشان و درحقیقت سالگرد ازدواجشان، همه را به مهمانی دعوت کرده است، سخنان پسر کوچک خانواده؛ شایان درباره حضور مردغریبه ای در منزل در غیاب پدر، خسرو را نسبت به وفاداری همسرش به شک می اندازد و درام شکل می گیرد….

مهدی گلستانه درسومین ساخته خود، باز هم به یک موضوع اجتماعی پرداخته است اما از منظری متفاوت. او این بار خانواده ای را به تصویر کشیده است که در کشاکش بحرانهای مالی، اسیر بیماری روحی وروانی پدر و پسر خردسالش به سر می برند. مردی که بیست روز از ماه را مجبور است دور ازخانواده به سرببرد، علی رغم بیماریهای جسمانیش توهم خیانت همسر نیز آزارش می دهد. اینها پتانسیل فراوان خانواده ای را نشان می دهد که استعداد فراوانی برای از هم پاشیدن دارد. اما نقطه کور ماجرا آنجاست که بی اعتمادی در خانواده شکل و قوام می یابد.

زن نماد و سیمای یک زن فداکار را به تصویر می کشد که با کمبودهای زندگی ساخته و در دوری همسر به سختی دو کودک خویش را با آبروداری بزرگ می کند، اما مرد که سابقه رفتارهای جنون آمیز عصبی دارد درست در روز بازگشت از سفر نمایش خشونت باری را بروز می دهد که می تواند عامل فروپاشی هر زندگی مشترکی باشد.

فیلم ایده تکراری اما پرداختی جالب دارد. موضوع هایی چون فقر، فحشا، بی اعتمادی، طلاق، مشکلات خانوادگی، معیشت، بچه های طلاق، ماهواره، عرق خوری، روابط نامشروع، دروغ و… در این فیلم همچون بسیاری از فیلمهای اجتماعی امروز طرح شده اما به نظرم در پرداخت کمی بهتر از فیلم هایی همچون سعادت آباد است. عناصر فیلمنامه جالب و منسجم است اما کمی قصه بی جهت ادامه پیدا کرده! گاه منتظر تمام شدن فیلمی ولی فیلم تمام نمی شود.

در فیلم با چهارخانواده دیگر هم آشنا نیز شویم که آنها نیز با مشکلاتی بزرگی دست وپنجه نرم می کنند. برادر خسرو که جوانی دائم الخمر است کارش را ازدست داده است، خواهر خسرو که چند سالی اختلافاتی با همسرش داشت وتازه به سروسامان رسیده است و با ورشکستگی ومتواری شدن همسرش مواجه است. دوستان وهمکلاسیان شیما دختر نوجوان خسرو، فرزندان طلاقی محسوب میشوند که حاصل هوسرانی زن وشوهری لاابالیند. خواهر ناهید،که برای تحصیل از یک شهرستان به تهران آمده است هم رابطه دوستانه ای با پسری خوشگذران برقرار کرده است . همه این آشنائی در کمتر ازیک شبانه روز از زندگی خسرو و ناهید به تماشاگر نشان داده می شود و این البته مسأله تازه ای در سینمای ایران نیست.

فیلم به جز سکانس «اول» و «آخر» ،روایت ۲۴ ساعت زندگی مردی است که با یک دنیا حسرت و درد به خانواده پناه آورده است و با حسرتی بیشتر خانه را زودتر از موعدش ترک می نماید. همانگونه که فیلم از قعر دریاها شروع می شود با غوص خسرو در دریا به پایان می رسد او از ظلمت شروع می کند به روشنائی می آید اما درپایان فیلم باز هم به تاریکی انتهای آبها فرو می رود.

آیا این سرنوشت محتومی است که فیلمساز برای جامعه خویش پیش بینی می کند؟فیلمساز سعی دارد همه این کاستی های اجتماعی را به نوعی دستمایه تعلیق فیلم در ماجرای خیانت یا عدم خیانت ناهید به خسرو قرار دهد. خیانتی که توهمی بیش نیست و زائیده ذهن بیمار «شایان »فرزند خردسال خسرو است….

حسین سرآبادانی پژوهشگر مرکز رشد