پنج شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۳۰
تجربه_ای_به_طعم_استانبول، قسمت دوم
چپگرایی و نوستالژی دوران پیش از عدالت اجتماعی آک پارتی

به هم اتاقی ام می گویم مردم ترکیه سیاسی نیستند؟ می گوید از قضا در سیاست تندمزاج هستند. می گویم پس چرا نمی بینم در کوچه و خیابان و چای خانه و خط واحد و مینی بوس بحث سیاسی کنند؟

می گوید چون در سیاست “تندمزاج” هستند و بحث های سیاسی شان به دعوا می کشد. کما اینکه در تاریخ اخیر ترکیه بودند احزابی که گروه های شبه نظامی راه انداختند و ترور. نیز بودند احزابی که دست به اسلحه بردند.

می خواهم با دید سیاسی شهر را ببینم. نه اینکه دید فرهنگی و اقتصادی و دینی را از آن جدا کنم بل بر روی سیاست متمرکز شوم. شروع می کنم به پیاده روی در محله ای که ساکن شده ام. این محله قبلا یکی از نقاط حاشیه ای استانبول بوده. با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، سیاست های عدالت اجتماعی آن به این محله نیز می رسد و محله از نو ساخته می شود. با این حال مردمانش که سیمان و آجر نبودند تا با یک بولدوز خراب و از نو ساخته شوند.

ساکنین محله عمدتا علوی ها، سوری ها، اندکی شیعه و صد البته اهل سنت هستند. یعنی یک محله مهاجرنشین و اقلیت نشین. شروع به پیاده روی می کنم. فضای محله دست نیروهای سیاسی لائیک است. این را می شود از شعارهایی که بر روی دیوارها نوشته شده و پوسترهای مربوط به همه پرسی اخیر ترکیه دید. قلب محله آن جاست که مسجد اهل سنت است. پشت مسجد اهل سنت، جمع خانه علوی ها قرار دارد. روبروی جمع خانه، یک انجمن با عنوان خانه خلق هست. وارد خانه خلق می شوم. جوانی آنجاست با سبیل هایی شبیه سبیل مجاهدین خلق خودمان پس از مارکسیست شدن و قبل از منافق شدن. سر صحبت را باز می کنم و می پرسم اینجا کجاست و با جبهه خلق ارتباط دارد؟ که می گوید نه و اینجا یک انجمن محلی است. فضا به شدت چپگرایانه است. اجازه می گیرم و عکس می گیرم.

چپگرایی و لائیسم در ترکیه با علوی گری پیوند خورده. چپگرایی خود را در میان جوانان علوی جا داد چون علوی بار سده ها انزوا و محرومیت و تحقیر و اقلیت بودن را بر دوش می کشید. لائیک شد چون حکومت اسلام سنی عثمانی یعنی علوی مسلمان نیست و رافضی است. یعنی علوی هویت ندارد. طرفدار آتاتورک شد چون آتاتورک علوی بود. جمهوری لائیک ترکیه نماد حضور موثر علویان در سیاست ترکیه است. دست بکشند از این حضور مؤثر؟ فراموشش کنند؟ فکر نمی کنم.

این محله جایی است که جوانان سیاسی اش چپگرایند و صندوق رأی اش از آن احزاب لائیک. این محله جایی است که بر مخالفین سیاسی شان القابی مانند فاشیست و عامل امپریالیسم می دهند. جایی است که برای کشته شدن دختری از اهالی محله به خاطر مسأله ای ناموسی، دادگاه مردمی برگزار می کند با آنکه این دادگاه ها دیگر قدرتی ندارند. عدالت اجتماعی آک پارتی توان اثرگذاری این جوانان چپگرای سیاسی را کم کرده اما از بین نبرده.

سیاست داخلی در استانبول تندمزاج است. در ترکیه تندمزاج است و این یعنی سیاهی مطلق دیدن رقیب و مخالف. یعنی دست به اسلحه بردن. یعنی عدالت اجتماعی باید اولویت اول ترکیه باشد تا فقر بستر چپگرایی تندروانه نباشد.

تا یادم نرفته یک نماد دیگر سیاسی محله را بنویسم و آن ملی گرایی شدید است. دیدن پرچم ترکیه پشت پنجره ها، مغازه های شخصی، وسط کوچه بین دو آپارتمان و بر روی ماشین ها عادی است. ملی گرایی ترکی خود بحث مفصل می طلبد.

رامین مددلو پژوهشگر مرکز رشد