شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۲ ۱۷:۱۳
بفرمائید روضه؛
صوت: شب پنجم محرم؛ میثم مطیعی + متن اشعار

عشّاق را به رنج و بلا آزموده اند / ای وای اگر «فراق» بود امتحان من

مقتل: روضه عبدالله بن حسن علیه السلام | شب پنجم محرم ۹۲| برادر میثم مطیعی

دانلود

مقتل عبدالله بن حسن

مثیر الأحزان ابن نما حلی: ص ٧٣، روضه الواعظین ابن فتّال نیشابوری: ص ٢٠٨ .

وَ قَدْ ضَعُفَ عَنِ الْقِتَالِ …. .فَقَالَ ع بِسْمِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّهِ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِی تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّهِمْ.ثُمَّ ضَعُفَ مِنْ کَثْرَهِ انْبِعَاثِ الدَّمِ …… فَلَبِثُوا قَلِیلًا ثُمَّ کَرُّوا عَلَیْهِ.فَخَرَجَ إِلَیْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ یُرَاهِقْ مِنْ عِنْدِ النِّسَاءِ یَشْتَدُّ حَتَّى وَقَفَ إِلَى جَنْبِ الْحُسَیْنِ ع فَلَحِقَتْهُ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیٍّ ع لِتَحْبِسَهُ فَامْتَنَعَ امْتِنَاعاً شَدِیداً وَ قَالَ لَا أُفَارِقُ عَمِّی فَأَهْوَى بَحْرُ بْنُ کَعْبٍ إِلَى الْحُسَیْنِ‏ فَقَالَ لَهُ الْغُلَامُ وَیْلَکَ یَا ابْنَ الْخَبِیثَهِ أَ تَقْتُلُ عَمِّی فَضَرَبَهُ بِالسَّیْفِ فَاتَّقَاهَا بِیَدِهِ فَبَقِیَتْ عَلَى الْجِلْدِ مُعَلَّقَهً فَنَادَى یَا عَمَّاهُ فَأَخَذَهُ وَ ضَمَّهُ إِلَیْهِ وَ قَالَ یَا ابْنَ أَخِی اصْبِرْ عَلَى مَا نَزَلَ بِکَ وَ احْتَسِبْ فِی ذَلِکَ الْخَیْرَ فَإِنَّ اللَّهَ یُلْحِقُکَ بِآبَائِکَ الصَّالِحِینَ. فَرَمَاهُ حَرْمَلَهُ فَذَبَحَهُ. فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع اللَّهُمَّ إِنْ مَتَّعْتَهُمْ إِلَى حِینٍ فَفَرِّقْهُمْ فِرَقاً وَ اجْعَلْهُمْ طَرائِقَ قِدَداً وَ لَا تَرْضَ عَنْهُمْ أَبَداً

ترجمه: سالار شایستگان دیگر توان ایستادن نداشت که از جنگ باز ایستاد….. نداى امام حسین علیه السّلام به آسمان برخاست و سر به جانب آسمان بلند کرد و نیایشگرانه گفت: خدایا، تو خود مى‏دانى که اینان فرزند دخت فرزانه پیامبرشان را مى‏کشند….آن تبهکاران سنگدل اندکى درنگ کردند و دگر باره بر آن آموزگار والاییها هجوم بردند. در همان لحظاتى که حسین علیه السّلام بر شهادتگاه، خود با لب تشنه و غرق در خون در انتظار شهادت بود، یادگار ارجمند برادرش، «عبد اللَّه»، فرزند امام حسن که کودکى هوشمند بود، از سراپرده بانوان بیرون آمد و شتابان خود را به عموى گرانمایه‏اش حسین علیه السّلام رسانید تا عمو را یارى کند.

عمه‏ اش «زینب» خود را به او رساند تا وى را به خیمه‏ ها بازگرداند، امّا او پایدارى کرد و بازنگشت و فریاد بر آورد که: «لا افارق عمّى!» به خداى سوگند از عمویم جدا نخواهم شد و او را تنها نخواهم گذاشت! در این هنگام یکى از تجاوزکاران اموى بنام «بحر بن کعب» به سوى حسین علیه السّلام روى آورد، که «عبد اللَّه» فریاد بر آورد: هان اى پلید زاده! آیا مى‏خواهى عمویم را به شهادت برسانى؟ آن عنصر پلید نیز شمشیرى بر آن کودک فرود آورد و عبد اللَّه دست خود را سپر ساخت که دستش از بدن جدا شد! او در حالى که دستش تنها به پوست آویزان بود، فریاد بر آورد که: عمو جان مرا دریاب! حسین علیه السّلام او را در آغوش کشید و بر سینه چسباند و فرمود: یادگار برادرم! بر آنچه در راه خدا بر تو فرود آمده است شکیبایى پیشه ساز و آن را به فال نیک بگیر و خیر بدان که خداى پر مهر به زودى تو را بر پدران و نیاکان شایسته کردارت ملحق خواهد ساخت.

و آن گاه «حرمله» گلوى آن کودک محبوب را هدف تیر بیداد خود ساخت و سرش را از پیکرش جدا کرد! حسین علیه السّلام پس از شهادت جانسوز نور چشم برادرش، «عبد اللَّه» در آغوشش، رو به آسمان کرد و گفت: بار خدایا، اگر این بندگان ستمکار و گناه پیشه‏ات را تاکنون از نعمت‏هایت بهره‏ور ساخته‏اى، اینک آنان را تار و مار و مایه عبرت دیگران قرار ده و هرگز از آنان خشنود مباش.

روضه: به شعله بسته عدو بارگاه زینب را | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

دانلود

شاعر: میلاد عرفان پور

مرا بخوان که به عشق تو تشنه‌تر باشم

بخوان که مثل خیام تو شعله‌ور باشم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مرا بخوان نفسی با تو همسفر باشم

قسم به روضه دیوار و در که تا هستم

به یاد کرب و بلای تو دربه در باشم

به ماتم حسن بن علی گرفتارم

مقدّر است که همواره خون‌جگر باشم

قسم به غربت مسلم غریب خواهم مرد

اگر ز غربتت ای یار باخبر باشم

بیار باده اهلی من العسل مولا

که در کنار تو از مرگ برحضر باشم

دلم شده است به تیر سه شعبه زخمی تا

به یاد اصغر شش ماهه نوحه‌گر باشم

غبار راه سعیدم مرا بخوان ای یار

مرا بخوان که نماز تو را سپر باشم

به شعله بسته عدو بارگاه زینب را

مرا مباد که یک آه بی اثر باشم

نکته: مقصود از سعید در مصرع: “غبار راه سعیدم مرا بخوان ای یار” سعید بن عبدالله حنفی از شهدای کربلاست که در روز عاشورا مقابل امام علیه السلام ایستاد تا آن حضرت نماز را اقامه نماید و بر اثر اصابت تیرها به شهادت رسید.

زمینه: حالا که من از حرم دورم | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر امیر عباسی

دانلود

حالا که من از حرم دورم

درمونم صبره آخه مجبورم

یه سلام میدم به سوی حرم کربلا
آرزو دارم بمیرم با غم کربلا

غم کربلا منو می‌کشه
دل من فقط به حرم خوشه

حسین وای…

هر کی یکبار کربلا رفته
بطلب آقا ما رو هر هفته

رزق ما سینه‌زنا رو از کرامت بده
مگه ما گریه نکردیم مادرت شاهده

میشه شاهد کرمت باشم
منم این شبا حرمت باشم

غم کربلا منو می‌کشه
دل من فقط به حرم خوشه

واحد (از زبان قبرستان بقیع): مرا می‌شناسی بقیعم، منم قبله گاه غریبان | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

دانلود

شاعر: میلاد عرفان پور

مرا می‌شناسی بقیعم/ منم قبله گاه غریبان

مرا می شناسی بقیعم/ که با اشک و آهم چراغان

چه شبها که بی روضه مردم/ در آغوش من گریه کردند

به صادق به باقر به سجاد/ به یاد حسن گریه کردند

غم غربت من/ رسیده به افلاک

که ارکان ارض است/ در این تربت پاک

(واویلا، واغربتا)

بقیعم که پر کرده عمری/ غم فاطمه خلوتم را

زپنهانی قبر زهرا/ بخوان قصه غربتم را

گهی بر مزار امامان/ گهی نزد ام البنینم

من آن تربت ساده هستم/ که با عرشیان همنشینم

شده زائر من/ هزاران کبوتر

شده همدم من/ مزار پیمبر

(واویلا، واغربتا)

پر از ماتم فاطمیه/ پر از داغ پیغمبرم من

پر از روضه‌های نخوانده/ پر از غربت حیدرم من

پریشانم از منع گریه/ پریشانم از منع ماتم

به سر آید این عصر عسرت/ بنا بر روایات محکم

دل من گرفته /خدایا خدایا

از این عمروعاصان/ از این بولهب‌ها

(واویلا، واغربتا)

واحد: زاده زهرا اباعبدالله، قبله دلها اباعبدالله | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

دانلود

شاعر: میلاد عرفان پور

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

من کی ام؟ خاک پایت حسین جان

من که هستم؟ گدایت حسین جان

جان من قابلت را ندارد

جان عالم فدایت حسین جان!

گرچه دور از تو گم کرده ام راه

روضه خواندم تو را هر سحرگاه

مثل هر صفحه ی مقتل تو

خیسم از اشک و می سوزم از آه

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

عبدم و عبد نعم الامیرم

از تولای تو ناگزیرم

وای اگر بی‌غمت زنده مانم

کربلا را نبینم بمیرم

جز هوای تو در سر ندارم

بی غم تو نفس برنیارم

تا وفاداری ام را ببینی

جان خود را به تو می سپارم

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

مثل حرت به من اعتنا کن

با شهیدان مرا آشنا کن

جان زهرا برای شهادت

یک سحرگه مرا هم دعاکن

هر که بایاد تو زندگی کرد

عاقبت نذر راه ولی شد

درس مردی گرفت از ابالفضل

تا علمدار سیدعلی شد

زاده ی زهرا اباعبدالله

قبله ی دل ها اباعبدالله

دنیا و عقبا اباعبدالله

نجوا با امام زمان: دلگیرم از زمانه بیا مهربان من | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

دانلود

دلگیرم از زمانه بیا مهربان من

بر لب رسیده از غم ایّام جان من

دنیا مرا به بند اسارت کشیده است

رنگ قفس شده همه ی آسمان من

عمرم به سر شد و نشدم آنچه خواستی

باران شرم می چکد از دیدگان من

عشّاق را به رنج و بلا آزموده اند

ای وای اگر «فراق» بود امتحان من

دستی بگیر تا نرود نوکری ز دست

هجران تو ببین که بریده امان من

شبگرد فاطمه، شب جمعه برای تو

شب های چارشنبه ی هفته از آن من

«یک شب به خاطر سفر کربلای تو

یک شب به خاطر سفر جمکران من»

با خود ببر مرا سحر جمعه کربلا

تا تلّ زینبیه شوی روضه خوان من

با یک نگه برای دلم فتح باب کن

گردم فدائی تو، امام زمان من

دم پایانی: سید و مولا حسین | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر امیر عباسی

دانلود

دعای پایانی مراسم براساس فرازهایی از دعای مکارم الاخلاق (۴) | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر میثم مطیعی

دانلود

دم پاره: عبداللهم عبداللهم من عاشق ثاراللهم | شب پنجم محرم ۹۲ | برادر امیر عباسی

دانلود

شور: پیرو راه سرخ اربابیم… | شب پنجم محرم ۹۲ | هیأت میثاق باشهدا

دانلود