سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ ۲۰:۴۵
همراه با دانش آموختگان دانشگاه امام صادق(ع): مازیار بیژنی
روایت مردی که از مسجد و مدرسه بی زار شد/ جلیلی: بیژنی مصداق بارز امت همیشه در صحنه است/ ماجرای تهدید به قتل بیژنی توسط یک دختر یهودی

اغراق نیست که بگوییم امام صادقی جماعت در هر قماشی حضور دارند و این حضور در همه عرصه ها عیان است و حضور مازیار بیژنی در عرصه کاریکاتوز نیز چیزی نیست که بتوان به همین راحتی ها از آن گذشت.

خبرنامه صادق: اغراق نیست که بگوییم امام صادقی جماعت در هر قماشی حضور دارند و این حضور در همه عرصه ها عیان است و حضور مازیار بیژنی در عرصه کاریکاتوز نیز چیزی نیست که بتوان به همین راحتی ها از آن گذشت.

مازیار بیژنی فرزند ارشد استاد منصور بیژنی (مدرس برجسته زبان انگلیسی) در سال ۱۳۵۱ در بابل متولد شد و در اوایل دهه ۷۰ با قبولی در رشته معارف اسلامی و عاوم سیاسی وارد دانشگاه امام صادق شد و البته نیمه تمام آن را رها کرد و کاریکاتور را به طور حرفه‌ای از سال ۱۳۷۴ با روزنامه کیهان و هفته‌نامه صبح(متعلق به آقای مهدی نصیری) آغاز نمود.

نکته قابل تامل در مورد بیژنی اینجاست که علاقه به کارتون از ابتدا در او موج می زند و کاریکاتور زیر از اولین کاریکاتورهای مازیار بیژنی است که در سال ۱۳۵۷ آن را کشید:

بیژنی

مازیار در رابطه با ورودش به این عرصه طنز آلود می گوید:

« خب این هم مثل هر اتفاق دیگری، خود من چندان در آن نقشی نداشته ام و شاید این مسیر و تقدیر بوده که مرا به این جا کشانده است. چنان چه اگر شما از یک نقاش هم بپرسید که چه شد نقاش شدید، پاسخ تان می دهد که خودم هم درست نمی دانم و این کار تقدیر و سرنوشت است که آدم ها را نقاش و یا کاریکاتوریست می کند! من هم انگار که خودم انتخاب نکردم که اصلاً چندان هم در این فکر نبودم. البته از همان اوایل یک سری تصویرهایی در مورد انقلاب و جنگ و مسائل به وجود آمده در کشور می کشیدم و از آثار دیگران، کاریکاتورهایی را تقلید میکردم. این تا آن زمانی که دانشگاه می رفتم، حدود سال های ۷۰، ۷۱، باز هم چندان قطعی نبود. فکر میکنم نشریات کاریکاتوری در این زمینه کمک زیادی به من کردند.»

موفق بودن بیژنی در کاریکاتور چیزی نیست که تنها مورد اذعان هم دانشگاهی های وی باشد و هنرمندان کاریکاتوریست هم بر آن اذعان دارند و برای نمونه آقای «مسعود شجاعی طباطبائی» -دیگر کاریکاتوریست برجسته جبهه فرهنگی انقلابی اسلامی و صاحب ده‌ها عنوان بین‌المللی- در تعریف از بیژنی می گوید:

« اما در میان کاریکاتوریست برجسته ایرانی، «مازیار بیژنی» لحن زیباشناسانه نوینی برای طرح‌هایش در نظر گرفته که بسیار اثربخش، گاهی به نظر تلخ ولی شادی‌بخش است. فرمول «بیژنی»، استفاده از زبان شیرین طنز ایرانی است. او به خوبی با کلیدواژه‌های طنز ایرانی آشناست. زیر و بم اندیشه‌های متنوع «بیژنی»، با زیر و بم طرح‌هایش، ‌کاملاً هم‌آهنگی داشته و به اتفاق، ماشین طنز ایرانی‌ای را پایه می‌گذارد که بیشتر با شوخ‌طبعی‌های زیرکانه و با قالبی ساده، طنزهای سیاسی خود را به نمایش می‌گذارد.»

پذیرفتن کار روزانه یک حماقت است!

جدی شدن بیژنی در کاریکاتور با کار حرفه ای او در کیهان معنا پیدا کرد و بیژنی در روایت رفتن و بیرون آمدن از کیهان معترف است:

23423

«در واقع در هیچ روزنامه ای به صورت دائم نبوده ام. در روزنامه ی رسالت هم به صورت پراکنده همکاری کردم، در نشریه ی صبح هم ثابت کار نکرده ام. در کیهان هم به شخصه نمی خواستم که ستون ثابت داشته باشم که شرایط اما ایجاب کرد؛ کاریکاتوریست کیهان رفته بود، از من دعوت به همکاری شد که من هم یک طرح دادم و بعد از دو هفته که از چاپ شدنش گذشته بود، دوباره رفتم روزنامه تا طرح بعدی را بدهم که سردبیر گفت که تا الآن کجا بودی و آن جا فهمیدم که باید به صورت روزانه طرح بدهم که کار خیلی سختی است و بنده در حد یک حماقت، داشتن یک ستون ثابت در روزنامه ی کیهان را پذیرفتم.»

بهترین دوستان آقا مازیار در دانشگاه امام صادق(ع)

بیژنی به دلیل ذوق هنری فراوان خود، دوستان زیادی را گرد خود جمع کرده بود که به نظر خودش در میان آنها وحید جلیلی و محمد صادق کوشکی چیز دیگری بودند و در بیان آغاز دوستی خود با آنها می گوید:

«آقای جلیلی را اولین بار در اردوی دانشجویی که آبعلی رفته بودیم دیدم، با یکسری از بچه‌های مشهدی تصمیم گرفتیم از کوه بریم بالا تقریبا یک ساعتی طول کشید رفتیم بالا. یادم هست جلیلی به سختی خودش را از کوه می‌کشید بالا.

آقای کوشکی را هم در کلاس در دانشگاه می‌دیدیم. آدم فعالی بود، آدم طنزنویس و طنزپردازی بود و قلم قوی داشت. خیلی فعال بود از لحاظ فرهنگی و سینمایی آدم قوی بود و صاحب فکر بود.»

البته این دوستی کاملا دو طرفه است و جلیلی نیز در مراسم تقدیر از دهه فعالیت هنری بیژنی، معترف شده است که « یکی از ویژگی های بیژنی پرکاری اوست. او در این ۲۰ سال هیچ وقت میدان را خالی نکرد و مصداق بارز امت همیشه در صحنه است.»

تهدید به قتل بیژنی توسط یک دختر یهودی

از آنجا که بیژنی تا به حال کم به سراغ موضوعات جنجالی نرفته است، هزینه های لازم را هم دریغ نورزید و برای نمونه در جریان برگزاری در جریان برگزاری جشنواره های وال استریت و هولوکاست مورد تفقد یک دختر یهودی قرار گرفت که در یک کامت بیژنی را تهدید به قتل کرده بود و این موضوع حتی برای خودش هم خنده آور بود.

بهترین طرح بیژنی از نگاه خودش

اگرچه که بیژنی در عرصه های متعددی دست به قلم شده اما در توضیح بهترین طرح خود می گوید:

« طرحی برای راهپیمایی ۲۲ بهمن بود که مهاجرانی پیشنهاد داده بود جنبش سبز در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور پیدا کنند اسم طرحش هم اسب تروا بود، گفته بود طرفداران سبز بیایند در راهپیمایی و دستمال سبز خودشان را پنهان کنند، وسط سخنرانی یک دفعه رنگ سبزشان را نمایان کنند و میدان آزادی را فتح کنند. اتفاقاً جنبش سبز به میدان آمد اما جرات این کار را پیدا نکرد.

اسب تروا

طرح کاریکاتوری که کشیدم این بود که یک اسب شبیه اسب تروا در جمعیت گیر می کند و بسیم می زند که من با موانع و جمعیت رو به رو شدم و گیر کردم. این طرح چون به موقع رسید در ذهنم ماند. »

وی تاکنون با نشریات و سایت‌هایی چون: ‌ کیهان، جوان، فارس، مشرق، برهان، راه و… همکاری کرده و بیش از شش مجموعه کتاب از آثار وی منتشر شده است و به تازگی از اولین مجموعه انیمیشن وی تحت عنوان «هولوکاست» رونمایی شد. وی همچنین پرانرژی و فعال به کار خود ادامه می‌دهد و شاید بتوان او را فعال‌ترین کاریکاتوریست مطبوعاتی ایران (در جناح راست) در دهه اخیر دانست.

نظرات
  1. سلام
    ۱۸ فروردین ۱۳۹۴

    خیلی خوبه

    Thumb up 0 Thumb down 0