شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۶:۰۴
خاطره:
تا شکلاتی بر نگردم، آرام نمی گیرم!

از جمله اساتید و دانش آموختگان دانشگاه امام صادق(علیه السلام) که با بسیاری از شهدای دانشگاه هم اتاق و هم سنگر بوده است، استاد سید عدنان اشکوری می باشد که…

خبرنامه صادق: از جمله اساتید و دانش آموختگان دانشگاه امام صادق(علیه السلام) که با بسیاری از شهدای دانشگاه هم اتاق و هم سنگر بوده است، استاد سید عدنان اشکوری می باشد که در مورد یکی از خاظرات خود با شهید اسماعیل فضلی زاده می گوید:

«سال ۱۳۶۵ در گردان امام رضا علیه السلام لشکر امام حسین علیه السلام شایعاتی در میان رزمنده ها پیچیده بود که گردان ما قرار است بزودی در عملیاتی شرکت کند.

فرماندۀ گردان شهید محمد زاهدی که یکی از معروف ترین چهره های استقامت و پایداری بود و در جبهۀ فاو سه راهی ای به نام او گذاشته بودند و یک چشم او مصنوعی و یک پای او قطع بود، با بچه ها به گونه ای صحبت می کرد که شایعات فوق را قوّت می بخشید.

در این میان صحبت از مرخصی و بازگشت به دانشگاه بود و عده ای برای شرکت در امتحانات تقاضای مرخصی می کردند، از جمله بندۀ خاسر به شهید فضلی زاده نزدیک شدم و پرسیدم آیا تو می مانی و یا باز میگردی ؟ با چهره ای جدّی و سر تا پا ایمان گفت : « تا شکلاتی بر نگردم، آرام نمی گیرم » که منظور او این بود تا زمانی که در پلاستیک و تابوت نباشم، بر نمی گردم.

من همان جا فهمیدم که اکنون من با یکی از اولیای خداوند صحبت می کنم و تا زمان جدایی با دیدۀ حسرت به او نگاه می کردم و سعی می کردم چشمانم را از نگاه به یکی از اولیای خداوند پر کنم و سیراب سازم ؛ امّا سیراب نمی شد و اشتیاقم بیشتر می شد. زمانی که خبر شهادت او را شنیدم، بر خلاف دیگران تعجب نکردم و با خود گفتم سرانجام به آنچه آرزو داشت رسید و شکلاتی برگشت.»

نظرات
  1. محمدرضا
    ۲۴ اسفند ۱۳۹۳

    استاد دوست داشتی
    خداحفظش کنه

    Thumb up 0 Thumb down 0