پنج شنبه ۰۷ اسفند ۱۳۹۳ ۱۵:۴۸
یادمان شهدای دانشگاه امام صادق(ع)؛ شهید مصطفی عبدالشاه
پدر و مادر عزیزم! به من نگویید تو به جبهه رفته‌ای و سهم خود را ایفا کرده‌ای/ شهید مفقودالاثر دانشگاه که پیکرش پس از ۱۱ سال بازگشت/ قبولی در یک رشته پزشکی و انتخاب دانشگاه امام صادق(ع)

امروز نیز مانند پنج شنبه های پیشین مهمان یکی از شهدای دانشگاه امام صادق(علیه السلام) هستیم و شهید مصطفی عبدالشاه به میزبانی ما می نشیند.

خیرنامه صادق: امروز نیز مانند پنج شنبه های پیشین مهمان یکی از شهدای دانشگاه امام صادق(علیه السلام) هستیم و شهید مصطفی عبدالشاه به میزبانی ما می نشیند.

شهید مصطفی عبدالشاه در سال ۱۳۴۵ در خانواده‌ای مذهبی در شهر کاشان به دنیا آمد. نبوغ و هوش خدادادی ایشان در همان دوران کودکی به خوبی نمایان بود. دوران ابتدایی مصطفی همزمان با حوادث قبل از انقلاب و تظاهرات روزانه مردم علیه رژیم شاهنشاهی بود.

عبدالشاه

زمانی که وی قصد داشت وارد مقطع راهنمایی بشود، انقلاب اسلامی ایران به رهبری فقیه فرزانه، حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) به پیروزی رسید و تاریخ ایران اسلامی وارد مرحله جدیدی شد همانگونه که تاریخ زندگانی مصطفی نیز وارد مرحله جدیدی گردید.

او پس از اتمام مقطع راهنمایی وارد مقطع متوسطه در دبیرستان امام خمینی(ره) گردید که همزمان با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق به ایران اسلامی شده بود. با این ترتیب باید گفت مصطفی دوران نوجوانی خود را در روزهای پر التهاب آغازین انقلاب اسلامی پشت سر گذاشت.

او در طول تحصیل، دانش آموزی منضبط و باهوش بود که مراحل درسی را با موفقیت به اتمام رساند، به خصوص در دوران دبیرستان دانش آموزی بسیار فعال و کوشا بود و با حضور در انجمن اسلامی دانش آموزان مدرسه، مسئولیت برگزاری بسیاری از مراسمات و برنامه های مذهبی مدرسه را برعهده داشت.

مصطفی عبدالشاه پس از اتمام دوران دبیرستان و اخذ دیپلم علوم تجربی برای آموزش نظامی به اصفهان اعزام شد و پس از طی دوره های آموزش نظامی به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام گردید. او آنچنان تکلیفی بر روی دوش خود احساس می کرد که وی را ناگزیر می ساخت از اینکه ترک خانه و کاشانه کند و به جبهه های جنگ اعزام شود.

قبولی در یک رشته پزشکی و انتخاب دانشگاه امام صادق(ع)

در اسفندماه سال ۱۳۶۳ در عملیات بدر در جزیره مجنون شرکت داشت و پس از آن برای ادامه درس و شرکت در آزمون کنکور سراسری به کاشان بازگشت و توانست همزمان در رشته های میکروب شناسی و همچنین رشته معارف اسلامی و تبلیغ دانشگاه امام صادق (علیه السلام) قبول شود.

مصطفی، پسری بسیار مهربان و خونگرم بود و در عین حال تلاش داشت در همه حال به فعالیتهای تبلیغی برای معرفی صحیح انقلاب اسلامی بپردازد. علاقه شدید وی به عرفان اسلامی و معرفت ناب توحیدی، گاه او را به تفکری عمیق در هستی و آفرینش فرو می‌برد. دست نوشته‌های متعدد ای شهید والامقام حاکی از اندیشه های عرفانی و توحیدی وی دارد و نهایتاً همین انگیزه باعث شد که او رشته معارف اسلامی و تبلیغ را در دانشگاه امام صادق (علیه ‌السلام) انتخاب کند و در این دانشگاه اسلامی مشغول تحصیل شود.

نامه ای به پدر و مادر

شهید عبدالشاه دارای قلمی بسیار رسا بود و دست نوشته ها و نامه های فراوانی دارد و نوشته زیر از جمله آنها می باشد که خطاب پدر و مادر خود نگاشته است:

« در این دنیا ارزشها گم شده‌اند. مردم ارزشهای واقعی را گم کرده‌اند و به آنچه که اعتباریاتی بین نیست، دل بسته‌اند. در این میان کیانند که خود را در اختیار او قرار داده‌اند و به عشق او جان می‌بازند؟ مگر نه این است که اینان به خود ارزش داده‌اند؟ مگر نه اینکه ارزش واقعی خود را اینان یافته‌اند؟

پدر و مادر عزیزم! به من نگویید تو به جبهه رفته‌ای و سهم خود را ایفا کرده‌ای. نگویید که جبهه بر تو واجب نیست. نگویید که تا اعلام نکرده‌اند، لازم نیست به جبهه بروی. چگونه بتوانم خودم را تحمل کنم؟ چگونه بتوانم آنچه را که حقیقت است، پنداری بیش ندانم؟ تا الان این قدر بر من اثبات شده تا جان را در راهش ندهم، نتوانسته‌ام نقش خود را کامل ایفا کرده باشم.

پدر و مادر عزیزم! فقط از شما صبر می‌خواهم و نیک می‌دانم که رفتن من بر شما و بسیاری از پدر و مادرها گران است؛ اما صبر پیشه کنید که خداوند با شما است و چه چیزی بهتر از او و چه پشتیبانی قوی‌تر و قادرتر از او. از خداوند با شما است و چه چیزی بهتر از او و چه پشتیبانی قوی‌تر و قادرتر از او. از خداوند متعال نزول صبر و استقامت و آزادگی را برای همه خواهانم؛ ربنا افزغ علینا صبرا» (البقره / ۲۵۰)

والسلام علیکم و رحمه الله

دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) ۲۶/۱۰/۱۳۶۴»

آخرین توصیه شهید:صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر معصیت، وظیفه هر آدم مومن و کمال طلب است

شهید مصطفی عبدالشاه تلاش داشت تا در هر دو صحنه جهاد علمی و عملی حضور داشته باشد، از این روی در حین تحصیل در دانشگاه و کسب علم نیز تصمیم گرفت مجدداً به جبهه های نبرد حق علیه باطل برود. زمستان ۱۳۶۴، هنوز مصطفی مشغول تحصیل در ترم دوم تحصیلی خود بود که به جزیره‌ فاو اعزام شد تا در عملیات والفجر۸ شرکت کند که خداوند رحمان و رحیم، او را به لقاء خویش دعوت کرد و در همان محل به شهادت رسید.

پیکر مطهر این شهید بزرگوار پس از ۱۱ سال مفقودالاثر بودن، سرانجام در سال ۱۳۷۵ به میهن اسلامی برگشت و در دارالسلام کاشان دفن شد.

ÔåíÏ ãÕØÝí ÚÈÏÇáÔÇå

اگرچه که از این شهید وصیت نامه ای به جا نمانده است اما آخرین دست نوشته وی در حکم وصیت نامه ی پر معناست که علی الظاهر چند روزی پیش از شهادت آن را به رشته تحریر درآورده است و در ادامه متن کامل آن می آید:

«اللهم صل علی محمد و آله و لا ترفعنی فی الناس درجه الا حططتنی عند نفسی مثلها و لا تحدث لی عزاًِ ظاهراً الا احدثت لی ذله باطنه عند نفسی بقدرها

اللهم صل علی محمد و آله و حلنی بحلیه الصالحین و البسنی زینه المتقین فی بسط العدل و کظم الغیظ و اطفاء النائره و ضم اهل الفرقه و اصلاح ذات البین و…»

«دعای مکارم الاخلاق»

زندگی دنیا چیزی جز مرارت و سختیها و نبردهای درونی و بیرونی نیست. زندگی برای کسانی رنج و زحمت و برای کسانی خوشی و لذت و برای آدمیانی عشق است و شور.

برای گروهی زندان و برای عده‌ای همه چیز و برای برخی این سرا رهگذری است در راه جمع توشه و به دست آوردن آنچه مایلند پیش فرستند. در این ورطه مهلک، گروه سوم به آسانی می‌گذرند چرا که تمام دشواریها و بلایا برایشان نمودی جز رحمت و آزمایش ندارد.

برای اینان دنیا و مراتهایش نشانی جز تنبه و دوری از سرکشی و عصیان نمی‌نماید. زیرا اینان برآنند تا با عشق به دیدار خدایشان بروند که عشق دردی است جانسوز و دلسوخته اوست که بر قلبش داغ بندگی نهاده شده است. آنچنان که طالب، مطلوب را طلب می‌کند.

عاشق، معشوق را می‌خواند و دعا رمز این راه است و قرآن مفتاح این طریق، اگر توانستیم این گونه باشیم، کار بسیار آسان باشد. اما اگر تحمل رنج و دیدن را نداریم و نتوانستیم با دنیا و مرارت‌هایش به گونه عشاق درافتیم، باید صبر پیشه کنیم که صبر از کمالات آدمی است، نه جزع، که کودک نیز با رسیدن مصیبتی می‌گرید و بی صبری از خویش نشان می‌دهد.

صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر معصیت، وظیفه هر آدم مومن و کمال طلب است که در غیر این صورت کودکی بیش نخواهد بود.

سکوتم را تو معنا کن در این وادی پر غوغا

به تفسیر غمم بنشــان میــان خنــده لبــها

والسلام علیکم و رحمه الله

بهمن ۱۳۶۴

روحش شاد و یادش گرامی باد