پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۳ ۱۸:۵۳
يادمان شهداي دانشگاه امام صاد(ع)؛ شهيد حميد محمود نژاد
شهید «تکلیف مدار»مکتب امام صادق(ع)/ اشتباه بزرگی که شهید محمودنژاد همیشه نگران تکرار آن بود/ آیت الله مهدوی:ایشان مایه امیدی برای آینده اسلام و انقلاب بود+فیلم و عکس

در مهمانی لاله های سرخ دانشگاه امام صادق(ع) امروز در محضر شهید «حمید محمود ن‍ژاد» (ورودی سال ۱۳۶۱ در رشته معارف اسلامی و اقتصاد) خواهیم بود.

خبرنامه صادق: شهدای انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی هر یک به تنهایی الگویی برای نسل امروز دانشجویان هستند و شهدای دانشگاه امام صادق(ع) نیز از کاروان همان لاله های عاشق می باشند.

در مهمانی لاله های سرخ دانشگاه امام صادق(ع) امروز در محضر شهید «حمید محمود ن‍ژاد» (ورودی سال ۱۳۶۱ در رشته معارف اسلامی و اقتصاد) خواهیم بود.

تحصیل در دبستان محمدرضا شاه و ورود به مکتب امام صادق(علیه السلام)
حمید محمودنژاد در سال ۱۳۳۹ در شهر دزفول و در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. سالهای اول عمر را با تلاشی خستگی ناپذیر سپری کرد. فهم و هوش سرشار او از همان اوان، نظرها را به خود معطوف داشته بود و چهره نورانی‌اش آینده‌ای روشن و درخشان را نوید می‌داد.

کلاس اول و دوم را در مدسه محمدرضاشاه گذراند و ادامه تحصیل خود را در مدرسه ارشاد سپری کرد و بعد از آن وارد هنرستان ابوذر شد و دیپلم رشته ی الکترونیک را دریافت نمود.

در چند دانشگاه قبول شد(دانشگاه تبریز، دانگاه علوم قضایی و دانشگاه امام صادق علیه السلام) که در ابتدا به تبریز رفت و بعد از یکسال وارد دانشگاه امام جعفر صادق(علیه السلام) شد.

Untitled-Scanned-01

حمید اندکی پس از پیروزی انقلاب به سربازی رفت؛ دوران سربازی برای حمید شروع یک زندگی جدید بود در آن جا با افراد زیادی آشنا شد و روح سرسخت و آبدیده اش پخته تر شد، حمید عادات به خصوصی داشت و کسانی که او را از نزدیک می شناختند این را به خوبی می دانستند، مثلاً هرگز از کسی خواهش و تمنا نمی کرد و برای دست یافتن به اندک چیزی خودش را سبک نمی کرد و البته این کار گاهی برایش گران تمام می شد.

دانشجوی درس خوان و پیگیر برگزاری ادعیه
دوران دانشجویی حمید بسیار درخور توجه است و نگاه قابل توجه آنجاست که این شهید بزرگوار در جنبه درسی و فرهنگی حضوری فعال و مثال زدنی داشت.
حجت الاسلام میرلوحی در توضیح فعالیت های جانبی حمید می گوید:

«همیشه یادم هست علاوه بر اینکه درسهایش خیلی خوب بود سر کلاسهاش ادبیات و غیره که با هم بودیم، تمام شعرهای الفیه را حفظ می‌کرد. متون دروس اسلامی را خیلی دقیق فرا می‌گرفت. فقه و اصول، تفسیر، حدیث و مسایل دیگر را خوب می‌خواند و… خیلی پر کارو درسخوان بود؛ ولی در عین حال از مزایا و خصایصش که خیلی برای ما چشمگیر بود، اهتمام و التزام او به ادعیه بود.»

mahmod nezhad
آقای رحمان موذن‌نژاد(از دوستان شهید نیز) در همین رابطه اشاره می دارد:
«ما در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام شب‌های ماه رمضان دعای افتتاح برگزار می‌کردیم. بنیان‌گذار این برنامه او بود. شب‌های ماه رمضان، درس فقط نبود، تعبد هم بود. و نظرش این بود در آن شب‌ها به ویژه شب‌های قدر هیچ چیز جای مفاتیح و قرآن را نمی‌گیرد. با این که او شاگرد اول بود چندین ترم و درسش را می‌خواند، ولی شب‌های قدر و رمضان عقیده‌اش این بود به جای مذاکره‌های درسی و علمی، باید به عبادت پرداخت. شب‌های ماه رمضان از ده ونک، شیر و کاکائو می‌آوردند و شیرکاکائو درست می کرد و بعد از دعای افتتاح پذیرایی می‌کردند.»

علاوه بر این محمودنژاد در مطالعه‌ی مطالب روز بسیار پیگر و بر کتب‌ استاد مطهری نیز بسیار مسلط بود. هم اتقای های او نیز به یاد دارند که او در اتاق مانند یک مادر، کارهای بچه‌ها را انجام می داد و حتی اگر کسی یادش می‌رفت بساط خوابش را جمع کند، او جمع می‌کرد.

اشتباه بزرگی که شهید محمود نژاد همواره نگران تکرار آن بود!
محوری ترین دغدغه شهید محمود نژاد چیزی نبود به جز «انجام تکلیف» و از این جهت بخش عمده ای از مواضع او در جبهه را همین کلید واژه تشکیل می دهد.

ایشان بر این باور بودند که:
«ما شیعیان یک بار در طول تاریخ اشتباه بزرگی مرتکب شدیم، آن هم در زمان مولایمان حسین بن علی علیه‌السلام بود که پشت به کربلا و عاشورا و جنگ کردیم و به خاطر آن پشت کردن، هزار و سیصد و اندی سال، تو سری خود این و آن شدیم.»


محمود نژاد از این جهت(انجام تکلیف) خودش سرآمد بود و با وجود آنکه در اثر بیماری یکی از کلیه‌هایش را از دست داده بود اما در جلسه توجیهی لشگر وقتی گروهانش را به عنوان گروهان غواص انتخاب کردند، سر از پا نمی‌شناخت. دکتر جراح به او گفته بود که به هیچ وجه نباید وارد آب سرد شود. اما وقتی نیروها را برای آموزش به رودخانه می‌آورد، اولین کسی بود که وارد آب می‌شد و آخرین کسی بود که بیرون می‌آمد. می‌گفت: تکلیفمان این است که خودمان را برای شرکت در عملیات آماده کنیم.

Untitled-Scanned-03

 

 

تکلیف مداری تا شهادت

پیش از عملیات والفجر ۸ بود شهید حمید محمود نژاد، غواص ها را جمع کرد و با حالت تواضع و فروتنی گفت: «بچه‌ها! می‌دانم بعضی از شما به علت بیماری یا هر علت دیگر، نمی‌توانید تمرینهای مشکل غواصی را که ساعتها باید در آب سرد فین بزنید و شنا کنید، تحمل کنیدو برایتان مشکل است؟ اما تکلیف است و همه‌مان مکلف به این کار هستیم.» آنگاه پیراهن خاکی رنگ بسیجی‌اش را بالا زد و گفت: این جای عمل کلیه من است، مدتی پیش یک کلیه را بیرون آوردند پزشک معالجه به من سفارش کرده به این تکیه که برای نمی‌ماند به هیچ وجه نباید حتی برای چند دقیقه در آب سرد بمانی ولی چه کنم که این جنگ آزمایش و تکلیف است».

وقتی بچه‌های غواص می‌خواستند برای شروع عملیات والفجر هشت، تن به امواج اروندرود بسپارند، فرمانده گروهان غواصی، رو به یکی از نیروها کرد و گفت: «وقتی شهید شدم، جسم مرا بر سیم‌های خاردار بگذارید و از آن پلی برای عبور بسازید.»

او چند دقیقه بعد در آن سوی اروند، لبخند زنان با بیکری خونین در پیشاپیش فاتحان فاو در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۶۴ به خیل عظیم شهیدان شاهد و راست قامتان جاوید پیوست.

پیام آیت الله مهدوی کنی در پی شهادت محمود نژاد

شهادت حمید محمودنژاد آن چنان برای آیت الله مهدوی کنی به عنوان استاد اخلاق عملی و پدر معنوی، سخت بود که در پی آن پیام زیر را صادر کردند:

«بسم الله الرحمن الرحیم و له الحمد و العظمه و الکبریا
شهادت یک شهود و یک انتخاب است، انتخابی همراه با جهاد و تلاش، جهادی مقدس تا سر حد جان، در پیشگاه خداوند جان آفرین، جهادی توام با ایثار و اخلاص جهادی در راه عقیده و ایمان، جهادی در راه حریت و آزادگی، جهادی در مسیر عبودیت و بندگی حق، جهاندی در راه رهایی انسانها از قید بندگی غیر خدا، جهادی در مسیر صعود به سوی عالم ملکوت، جهادی در راه محبوب و معشوق تا گسستن پرده‌ها و حجابها تا بار یافتن به درگاه او و حیات ابدی در جوار رحمت خاصه او.

شهید شاهد ما برادر دانشجو حمید محمودنژاد (طاب ثراه) که حقاً از ذخایر گرانقدر دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) و مایه امیدی برای آینده اسلام و انقلاب بود، عاشقانه این راه را انتخاب کرد و با فداکاری و ایثار و پایمردی و حماسه آفرینی در برابر دشمنان اسلام و انقلاب در جبهه‌های نبرد، با صدامیان و بعثیان جنگید تا جان به جان آفرین تسلیم کرد و به ملاء اعلی پیوست و به دیدار حق شتافت . من این افتخار بزرگ را به او و همرزمان و خانواده محترمش تبریک می‌گویم و برای او علو درجات از درگاه حضرت احدیت جلت عظمته مسالت دارم و آرزو دارم که در روز قیامت مشمول شفاعت او و اولیای گرامی‌اش(علیه‌السلام) باشیم.»

روحش شاد و یادش گرامی

DSC00065

نظرات
  1. Fatal error: Uncaught Error: Call to undefined function mysql_query() in /home2/isunews/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php:219 Stack trace: #0 /home2/isunews/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php(457): ckrating_get_rating('3281') #1 /home2/isunews/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php(288): ckrating_comment_class(Array, '', '3281', Object(WP_Comment)) #2 /home2/isunews/public_html/wp-includes/plugin.php(203): WP_Hook->apply_filters(Array, Array) #3 /home2/isunews/public_html/wp-includes/comment-template.php(525): apply_filters('comment_class', Array, '', '3281', Object(WP_Comment), NULL) #4 /home2/isunews/public_html/wp-includes/comment-template.php(430): get_comment_class('', Object(WP_Comment), NULL) #5 /home2/isunews/public_html/wp-content/themes/pardis/functions.php(75): comment_class('') #6 /home2/isunews/public_html/wp-includes/class-walker-comment.php(174): wordpressapi_comments(Object(WP_Comment), Array, 1) #7 /home2/isunews/public_html/wp-includes/class in /home2/isunews/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219